ویکی Marvel's Spider Man

مایلز مورالز

اشتراک‌گذاری

مایلز مورالز

Miles Morales

مایلز مورالز - Marvel's Spider Man

سن

۱۷

عضویت

جنسیت

مذکر

خانواده

جفرسون دیویس (پدر، مرده)
هیلی کوپر (معشوقه)

پیشه

دانش‌آموز
خودخوانده

توانایی‌ها

قدرت، چابکی، گجت‌های تاری،
توانایی استتار (نامرئی شدن) و تولید انرژی بیو-الکتریک

صداپیشه

نادجی جتر

مایلز مورالز (Miles Morales) یک شخصیت محوری در مجموعه مرد عنکبوتی مارول است. او شخصیت اصلی اسپین-آف Spider-Man: Miles Morales و یکی از دو شخصیت اصلی Marvel's Spider-Man 2 است. مایلز از دوستان پیتر پارکر و پسر یک افسر پلیس به نام جفرسون دیویس است.

مایلز اهل بروکلین و پسر یک افسر پلیس به نام جفرسون دیویس و یک مشاور به نام ریو مورالز است. او در ابتدا به مری جین واتسون و پیتر پارکر در طول بحران نفس شیطان کمک کرد و در نهایت به واسطه‌ی یکی از عنکبوت‌های آزمایشی که توسط مری جین حمل می‌شد، قدرت‌های عنکبوتی به دست آورد. او سپس زیر نظر پیتر تمرین کرد تا خودش تبدیل به یک مرد عنکبوتی شود. در این مسیر بهترین دوستش گانکه لی به او کمک کرد و یک اپلیکیشن به نام Friendly Neighborhood را برای حمایت از او توسعه داد.

تاریخچه

Marvel's Spider-Man

بازیکنان برای اولین بار کنترل او را در محل هجوم شیاطین درونی به یک تجمع بر عهده می‌گیرند، جایی که پدر مایلز کشته می‌شود. او در آشوب ایجاد شده موفق به یافتن مادرش یعنی ریو مورالز می‌شود و در نهایت بدن بی‌جان پدرش را می‌یابد. بعد از این جریان پیتر پارکر، مایلز را به پناهگاه‌های غیر انتفاعی F.E.A.S.T معرفی کرده و او به عنوان داوطلب در آن جا مشغول به خدمت می‌شود.

او تا زمان فرار زندانیان زندان رایکرز و رافت در پناهگاه مذکور فعالیت کرد و وقتی عمه می به Devil's Breath آلوده شد سعی کرد به او کمک کند. این دو بعد از به آتش کشیده شدن پناهگاه توسط مجرمان در ساختمان گرفتار شدند تا این که مرد عنکبوتی برای نجات آن‌ها رسید. اگرچه خود اسپایدرمن نیز جانش به خطر افتاد و مایلز و مری جین واتسون به او کمک کردند.

در نقطه‌ای مایلز برای دستیابی به یک دارو به طور مخفیانه به وارد محلی شد که راینو و اسکوپین در آن جا حضور داشتند. او در نهایت طی یک پنهان‌کاری دلهره‌آور موفق به برداشتن دارو و خارج شدن از محل شد. بعدها مایلز توسط یک عنکبوت که از آزمایشگاه شخصی نورمن آزبورن فرار کرده بود، گزیده شد. به این ترتیب او توانایی‌هایی همانند مرد عنکبوتی پیدا کرد و این موضوع را با پیتر در میان گذاشت. پیتر نیز هویت سری خود را برای او افشا کرد.

مایلز مورالز

یک سال و نیم بعد، مایلز مورالز توسط پیتر پارکر مورد تعلیم قرار گرفت. مورالز و پارکر در مقطعی به اسکورت یک هلیکوپتر پلیس پرداختند که در حال انتقال یک زندانی بود اما با اشتباه ناخواسته مایلز، این زندانی که راینو بود آزاد شد و آن‌ها مجبور شدند تا او را دوباره دستگیر کنند. در این مقطع پیتر صدمه دید و مایلز مجبور شد خودش با راینو مبارزه کند که در همین حین از توانایی خود در «انفجار ونوم» آگاه شد و با موفقیت راینو را شکست داد. پس از این جریان پارکر برای پوشش خبری وقایع سیمکاریا نیویورک را کرد تا مورالز خودش مسئول حافظت از شهر شود.

مایلز در مقطعی به کمیپن انتخاباتی مادرش در شورای شهر پیوست که این کمپین توسط یک گروه تروریستی پیشرفته به نام آندرگراند مختل شد. مایلز پی برد که یکی از دوستانش فین میسون با نام مستعار تینکرر به عنوان رهبر آندرگراند فعالیت می‌کند و هدفش گرفتن انتقام مرگ برادرش ریک از شرکت راکسون است. مایلز پی برد که شرکت راکسون در حال توسعه یک منبع انرژی خطرناک به نام نوفورم است که می‌تواند سلامتی مردم را به خطر بیندازد.

او در مقطعی مجبور شد هویت قهرمانی خودش را برای فین افشا کند. مایلز قبل از این که وضعیت راکتور نوفورم بحرانی شود، با فین مقابله کرد و او را شکست داد. او سعی کرد انرژی نوفورم را به منظور خنثی کردن انفجار جذب کند اما قادر به مهار آن نشد. فین با دیدن این شرایط که انرژی می‌تواند باعث مرگ مایلز شود، او را تا یک مسافت امن در بالای شهر برد و در این فرآیند جان خودش را قربانی کرد.

چهار هفته بعد از گذر از این فاجعه، راکسون با تعداد بی‌شماری دادخواهی روبرو شد و مدیر آن یعنی سایمون کریگر نیز دستگیر شد.

Marvel's Spider-Man 2

پس از اینکه هری آزبورن «از اروپا بازگشت»، او در جزیره کونی دیداری با بهترین دوستانش یعنی پیتر و مری جین داشت که در آنجا با مایلز و گانکه نیز آشنا شد.

هنگامی که کریون شکارچی شکار بزرگ خود را برای رویارویی با اکثر افراد فوق‌بشری شروع کرد، وحشتی در شهر حاکم شد و از این رو پیتر پارکر از مایلز درخواست کمک کرد. از مقطعی هم مایلز و هم گانکه متوجه تغییری در نگرش پیتر شدند که ناشی از پوشش ونوم بود و مایلز در مورد این رفتار جدید مربی‌اش نگران شد.

صفحات دیگر