خاندان مارتل
House Martell
قلمرو
مرکز خاندان
لقب خاندان
نشان
شعار
وابسته به
بنیانگذار
اعضای مهم
نمایش در
خاندان مارتل (House Martell) خاندان حاکم بر دورن و یکی از قدرتمندترین خاندانهای بزرگ وستروس است. مقر این خاندان ساناسپیر، کاخ باشکوهی در جنوب دورن، است و اعضای ارشد خاندان عنوان شاهزاده یا شاهدخت دورن را به جای «لرد» و «بانو» به کار میبرند.
شعار خاندان مارتل «ناشکسته، خمنشده، تسلیمنشده» است و به روحیهٔ مستقل مردم دورن و مقاومت طولانی آنان در برابر قدرتهای خارجی اشاره دارد.
مارتلها از نظر فرهنگی و سیاسی با بسیاری از خاندانهای دیگر هفت پادشاهی تفاوت دارند. دورن برخلاف بیشتر قلمروهای وستروس، نظام ارثبری برابری میان زنان و مردان دارد و زنان میتوانند مانند مردان وارث تاجوتخت دورن شوند.
تاریخچه
پیشینه و بنیان خاندان
ریشهٔ خاندان مارتل به دوران پیش از اتحاد کامل دورن بازمیگردد. در آن زمان دورن از خاندانها و قلمروهای کوچک متعددی تشکیل شده بود و مارتلها یکی از خاندانهای مهم منطقه به شمار میرفتند.
نقطهٔ عطف تاریخ خاندان زمانی بود که نیمریا، ملکهٔ جنگجوی رویناری، پس از سقوط والریا به دورن رسید و با مورس مارتل متحد شد.
نیمریا و مورس مارتل با یکدیگر ازدواج کردند و اتحاد آنان پایهٔ قدرت دودمان مارتل را در دورن شکل داد. نیمریا بعدها با استفاده از دهها هزار سرباز خود، خاندانهای رقیب دورن را یکی پس از دیگری شکست داد.
پس از پیروزی نیمریا، مارتلها به خاندان حاکم دورن تبدیل شدند و سنتها و فرهنگ رویناری با فرهنگ بومی دورن درهم آمیخت.
دورن و مقاومت در برابر تارگرینها
زمانی که اگان یکم تارگرین و خواهرانش شروع به فتح وستروس کردند، دورن تنها قلمروی بزرگی بود که به طور کامل تسلیم آنان نشد.
تارگرینها بارها تلاش کردند دورن را فتح کنند، اما مردم این سرزمین از جغرافیای بیابانی و کوهستانی خود برای جنگ فرسایشی استفاده کردند.
دورن برخلاف دیگر پادشاهیهای وستروس، برای مدت طولانی استقلال خود را حفظ کرد و خاندان مارتل نیز حاضر نشد در برابر تاجوتخت آهنین تسلیم شود.
فرهنگ دورنی
فرهنگ خاندان مارتل به شدت تحت تأثیر تاریخ دورن، مهاجرت روینارها و ارتباط این منطقه با سرزمینهای شرقی است.
در دورن، برخلاف بیشتر وستروس، فرزند اول بدون توجه به جنسیت میتواند وارث باشد. به همین دلیل زنان مارتل میتوانند به عنوان حاکم دورن بر تخت بنشینند.
این تفاوت فرهنگی باعث شده زنان خاندان مارتل در سیاست و جنگ نقش بسیار پررنگی داشته باشند.
دورن همچنین از نظر روابط اجتماعی و جنسی نسبت به بسیاری از مناطق دیگر وستروس آزادی بیشتری دارد و فرزندان خارج از ازدواج نیز مانند سایر نقاط با همان شدت مورد تحقیر قرار نمیگیرند.
اتحاد با خاندان تارگرین
در نهایت دورن و خاندان مارتل وارد روابط نزدیکتری با خاندان تارگرین شدند.
مهمترین پیوند این دو خاندان با ازدواج الیا مارتل و ریگار تارگرین شکل گرفت.
این ازدواج باعث شد خاندان مارتل به خاندان سلطنتی نزدیک شود و الیا به شاهدخت هفت پادشاهی تبدیل شود.
الیا و ریگار صاحب دو فرزند، رینیس تارگرین و ایگون تارگرین شدند.
ریگار و لیانا
رابطهٔ ریگار با لیانا استارک به یکی از بزرگترین ضربهها به خاندان مارتل تبدیل شد.
ریگار در تورنمنت هارنهال تاجی از گلهای زمستانی را به لیانا داد و بعدها لیانا ناپدید شد. در روایت عمومی، ریگار او را ربوده بود.
این اتفاق باعث خشم خاندان استارک و رابرت باراتیون شد و در نهایت به شورش علیه خاندان تارگرین انجامید.
الیا در این مدت در کینگز لندینگ باقی ماند و از ریگار جدا شد. پس از سقوط شهر، او و فرزندانش به دست نیروهای خاندان لنیستر کشته شدند.
مرگ الیا مارتل
مرگ الیا یکی از تلخترین وقایع تاریخ خاندان مارتل است.
در جریان سقوط کینگز لندینگ، گرگور کلگین وارد اتاقهای الیا شد و او و فرزندانش را به قتل رساند.
خبر این قتل خشم خاندان مارتل را برانگیخت و رابطهٔ دورن با حکومت جدید رابرت باراتیون را برای سالها مسموم کرد.
دوران دوران مارتل
در آغاز داستان بازی تاجوتخت، دوران مارتل شاهزادهٔ دورن است. او بر خلاف بسیاری از اعضای خاندانش فردی آرام، محتاط و صبور است.
دوران سالها تلاش میکند از جنگ مستقیم با تاجوتخت اجتناب کند، اما قتل خواهرش و فرزندان او را فراموش نکرده است.
او از فرزندان خود، بهویژه آریانا مارتل و تریستان مارتل، حمایت میکند و در عین حال تلاش دارد امنیت دورن را حفظ کند.
اوبرا، نایمریا و تایین
پس از مرگ الیا، سه دختر اوبرا، نایمریا و تایین که به مارهای شنی معروفاند، به نماد خشم و انتقام دورن تبدیل میشوند.
هر سه شخصیت دیدگاههای متفاوتی دارند، اما در یک چیز مشترکاند: آنها خواهان انتقام مرگ الیا و فرزندانش هستند.
اوبرا سند جنگجویی خشن و بیپرواست، نایمریا سند سیاستمدار و مبارزی زیرک است و تایین سند بیشتر به زهر و فریب متکی است.
ورود خاندان مارتل به بازی تاجوتخت
در سریال، خاندان مارتل از فصل پنجم وارد داستان اصلی میشود.
جیمی لنیستر و برون برای بازگرداندن میرسلا باراتیون به دورن میروند؛ زیرا میرسلا با تریستان مارتل نامزد شده است.
اما خشم ناشی از مرگ الیا همچنان در دورن زنده است و اِلِریا سند و مارهای شنی خواهان انتقام از خاندان لنیستر هستند.
کودتای سندها
در سریال، اِلریا و دخترانش علیه دوران مارتل شورش میکنند و او را به قتل میرسانند.
سپس تریستان مارتل نیز کشته میشود و خاندان حاکم دورن عملاً نابود میشود.
این اتفاق باعث میشود حکومت سنتی خاندان مارتل از بین برود و دورن وارد دورهای از بیثباتی شود.
دورن در جنگ بزرگ
پس از نابودی خاندان مارتل، دنریس تارگرین و متحدانش تلاش میکنند از دورن به عنوان یکی از متحدان خود استفاده کنند.
با این حال، نقش دورن در ادامهٔ سریال نسبت به اهمیت آن در کتابها بسیار محدودتر میشود و پس از نابودی بخش بزرگی از خاندان مارتل، داستان آن تا پایان سریال کمتر دنبال میشود.
در کتابها
خاندان مارتل در کتابهای ترانه یخ و آتش نقش بسیار گستردهتری نسبت به سریال دارد و تفاوتهای مهمی میان نسخهٔ کتاب و سریال وجود دارد.
در کتابها، دوران مارتل هنوز زنده است و خاندان مارتل در پایان کتاب منتشرشدهٔ رقص با اژدهایان به طور کامل نابود نشده است. بسیاری از شخصیتهای دورنی همچنان در حال توطئه و برنامهریزی سیاسی هستند.
یکی از مهمترین تفاوتها، سرنوشت آریانا مارتل است. او در کتاب دختر بزرگ دوران و وارث قانونی دورن است و شخصیت بسیار مهمی در داستان دارد؛ در حالی که سریال او را حذف کرده است.
در کتابها، آریانا تلاش میکند میرسلا باراتیون را به عنوان ملکهٔ هفت پادشاهی اعلام کند. این توطئه بخشی از تلاش او برای حفظ حقوق جانشینی زنان و مقابله با نفوذ خاندان لنیستر است.
همچنین رابطهٔ دورن با خاندان تارگرین در کتابها پیچیدهتر است. دورانی طولانی است که برخی از اعضای خاندان مارتل در حال بررسی امکان حمایت از بازگشت تارگرینها هستند.
در کتابها، داستان انتقام از خاندان لنیستر نیز بسیار پیچیدهتر از سریال است. مارهای شنی و دیگر اعضای خاندان مارتل هرکدام اهداف متفاوتی دارند و دوران تلاش میکند این تمایلات را کنترل کند.
یکی از مهمترین تفاوتها دربارهٔ اِلریا سند است. در کتاب، او همچنان زنده است و به دلیل اقداماتش در زندان به سر میبرد؛ برخلاف سریال که کودتای او باعث نابودی خاندان مارتل میشود.
کتابها همچنین جزئیات بسیار بیشتری دربارهٔ تاریخ دورن، نیمریا، فرهنگ رویناری و مقاومت دورن در برابر فتح تارگرینها ارائه میکنند.
در نتیجه، تصویر خاندان مارتل در کتابها بسیار سیاسیتر و پیچیدهتر از سریال است. در سریال، بخش بزرگی از داستان دورن به انتقام الیا و درگیری مارهای شنی محدود میشود، اما در کتابها دورن یکی از مهمترین مراکز توطئه، دیپلماسی و رقابت برای آیندهٔ تاجوتخت است.
در مجموع، خاندان مارتل یکی از متفاوتترین خاندانهای بزرگ وستروس است؛ خاندانی که تاریخ آن با نیمریا، استقلال دورن، اتحاد با تارگرینها، مرگ الیا و تلاش برای انتقام گره خورده است. شعار آنها، «ناشکسته، خمنشده، تسلیمنشده»، خلاصهای از تاریخ طولانی مقاومت این خاندان در برابر قدرتهای بزرگ وستروس است.