بر پایه سیستم حالت روشن حالت تاریک

تارگرین

اشتراک‌گذاری

خاندان تارگرین

House Targaryen

تارگرین - وستروس

منطقه

وستروس

مقر

دراگون‌استون (مقر سنتی)
کینگز لندینگ (پایتخت دودمان)

شعار

آتش و خون

نشان

اژدهای سه‌سر سرخ بر زمینه‌ای سیاه

عنوان

پادشاه هفت پادشاهی
ملکه هفت پادشاهی
شاهزاده دراگون‌استون
شاهزادهٔ ولز (در برخی دوره‌ها)

بنیان‌گذار دودمان

دین

ایمان هفت
سنت‌های والریایی خاندان تارگرین

خاندان‌های وابسته

باراتیون
های‌تاور (در دوره‌هایی)
خاندان‌های مختلف طرفدار تاج‌وتخت تارگرین

وفاداری

دودمان تارگرین
هفت پادشاهی
جناح سیاه‌ها (در رقص اژدهایان)
دوتراکی‌ها و ارتش بی‌نقصان (در دوران دنریس)

وضعیت

منقرض‌شده در شاخهٔ سلطنتی در پایان سریال
تبار تارگرین در جان اسنو ادامه دارد

نمایش در

بازی تاج‌وتخت

خاندان تارگرین (House Targaryen) یکی از باستانی‌ترین و قدرتمندترین خاندان‌های جهان وستروس است که برای نزدیک به سه قرن بر هفت پادشاهی حکومت کرد. تارگرین‌ها اصالتاً از والیریا بودند و پس از نابودی این امپراتوری، در دراگون‌استون ساکن شدند. آنها با استفاده از اژدهایان خود وستروس را فتح کردند و اگان یکم تارگرین نخستین پادشاه متحد هفت پادشاهی شد.

نشان خاندان تارگرین اژدهای سه‌سر سرخ بر زمینه‌ای سیاه و شعار آن «آتش و خون» است. توانایی رام کردن اژدها، ازدواج‌های درون‌خاندانی و ادعای مشروعیت بر پایهٔ دودمان اژدهاسواران، از ویژگی‌های مهم این خاندان محسوب می‌شود.

در بازی تاج‌وتخت، داستان خاندان تارگرین پس از سقوط سلطنت آنها در شورش رابرت آغاز می‌شود. دنریس تارگرین و برادرش ویسریس تارگرین آخرین بازماندگان شناخته‌شدهٔ این خاندان در تبعید هستند، اما در ادامه مشخص می‌شود که جان اسنو نیز از نسل تارگرین‌هاست. داستان این خاندان در نهایت با بازگشت دنریس به وستروس، جنگ بر سر تخت آهنین و سقوط او به پایان می‌رسد.

تاریخچه

ریشه‌های خاندان تارگرین

خاندان تارگرین یکی از خاندان‌های والیریایی بود که پیش از نابودی والیریا در جزیرهٔ دراگون‌استون مستقر شده بود. برخلاف بسیاری از خاندان‌های والیریایی، تارگرین‌ها از فاجعهٔ نابودی والیریا جان سالم به در بردند.

خاندان تارگرین برای نسل‌ها با اژدهایان پیوند داشت و همین توانایی بعدها اساس قدرت آنها در وستروس شد.

فتح وستروس

حدود یک قرن پس از اقامت تارگرین‌ها در دراگون‌استون، اگان یکم تارگرین به همراه خواهران و همسرانش، ویسینیا تارگرین و رینیس تارگرین، فتح وستروس را آغاز کرد.

اگان با اژدهای خود بالریون و خواهرانش با اژدهایان خود، بیشتر پادشاهی‌های وستروس را یکی پس از دیگری شکست دادند.

پس از پیروزی، اگان تاجی از شمشیرهای دشمنان شکست‌خورده ساخت و تخت آهنین را به نماد حکومت خود تبدیل کرد.

به این ترتیب، خاندان تارگرین به دودمان سلطنتی هفت پادشاهی تبدیل شد.

دوران تارگرین‌ها

تارگرین‌ها برای حدود سیصد سال بر وستروس حکومت کردند. در این دوره، چندین پادشاه قدرتمند بر تخت آهنین نشستند و قلمرو تحت حکومت تارگرین‌ها به تدریج به یک پادشاهی واحد تبدیل شد.

یکی از مهم‌ترین پادشاهان این دوره جیهیریس یکم تارگرین بود که دورهٔ طولانی حکومت او با صلح و ثبات همراه شد.

جیهیریس و همسرش آلیسان تارگرین تلاش کردند اختلافات خاندان‌های بزرگ را کاهش دهند و ساختار حکومت سلطنتی را تقویت کنند.

بحران جانشینی

پس از مرگ جیهیریس، مسئلهٔ جانشینی به یکی از بزرگ‌ترین بحران‌های تاریخ خاندان تارگرین تبدیل شد.

در شورای بزرگ سال ۱۰۱، ویسریس تارگرین به عنوان وارث انتخاب شد و ادعای رینیس تارگرین کنار گذاشته شد.

این تصمیم بعدها به یکی از زمینه‌های شکل‌گیری اختلافات جانشینی در خاندان تارگرین تبدیل شد.

ویسریس یکم و رینیرا

ویسریس یکم تارگرین پس از جیهیریس بر تخت آهنین نشست. او در ابتدا برادرش دیمون تارگرین را وارث خود می‌دانست، اما پس از مرگ همسرش و پسر نوزادش، تصمیم گرفت دخترش رینیرا تارگرین را به عنوان وارث معرفی کند.

ویسریس بارها بر حق رینیرا برای جانشینی تأکید کرد، اما ازدواج مجدد او با آلیسنت های‌تاور و تولد پسرانش باعث شد مسئلهٔ جانشینی بار دیگر به موضوعی بحث‌برانگیز تبدیل شود.

رقص اژدهایان

پس از مرگ ویسریس، جناحی از دربار به رهبری خاندان های‌تاور تاج را بر سر ایگان دوم تارگرین گذاشت.

رینیرا این تصمیم را نپذیرفت و خود را ملکهٔ قانونی اعلام کرد.

این اختلاف به جنگ داخلی معروف به رقص اژدهایان تبدیل شد. دو جناح تارگرین، معروف به سیاه‌ها و سبزها، با یکدیگر جنگیدند.

اژدهایان در این جنگ نقش اصلی داشتند و تعداد زیادی از آنها در نبردها کشته شدند. جنگ داخلی در نهایت قدرت خاندان تارگرین را به شدت تضعیف کرد و نسل اژدهایان را تقریباً از میان برد.

پس از رقص اژدهایان

پس از جنگ داخلی، خاندان تارگرین همچنان برای چندین نسل بر وستروس حکومت کرد، اما دوران اژدهایان تقریباً به پایان رسیده بود.

با مرگ آخرین اژدهایان، قدرت نظامی خاندان بیش از گذشته به ارتش‌ها، سیاست و اتحاد با خاندان‌های بزرگ وابسته شد.

با وجود بحران‌های جانشینی و شورش‌های مختلف، تارگرین‌ها همچنان تا نسل‌ها تخت آهنین را در اختیار داشتند.

ریگار تارگرین

ریگار تارگرین پسر بزرگ ایریس دوم تارگرین و وارث تخت آهنین بود.

ریگار برخلاف پدرش شخصیتی آرام، جدی و مورد احترام بسیاری از مردم داشت و به عنوان جنگجویی ماهر و فردی علاقه‌مند به موسیقی و پیشگویی شناخته می‌شد.

او با الیا مارتل ازدواج کرد و صاحب دو فرزند به نام‌های رینیس تارگرین و ایگان تارگرین شد.

با این حال، رابطهٔ ریگار با لیانا استارک به یکی از مهم‌ترین رویدادهای تاریخ وستروس تبدیل شد.

شورش رابرت

ناپدید شدن لیانا و اقدامات ایریس دوم باعث شد چند خاندان بزرگ علیه حکومت تارگرین شورش کنند.

رابرت براتیون، ادارد استارک، جان آرین و هولاند رید از چهره‌های اصلی شورش بودند.

ریگار در نبرد ترایدنت با رابرت روبه‌رو شد و در نبرد کشته شد.

مرگ ریگار عملاً امید خاندان تارگرین برای حفظ تاج‌وتخت را از بین برد.

سقوط ایریس دوم

ایریس دوم تارگرین، که به «شاه دیوانه» مشهور شده بود، در سال‌های پایانی حکومت خود به شدت بدگمان و بی‌رحم شده بود.

در جریان سقوط کینگز لندینگ، او قصد داشت شهر را با آتش سبز نابود کند.

پیش از اجرای این نقشه، جیمی لنیستر، عضو گارد شاهی، ایریس را کشت.

مرگ ایریس پایان حکومت چندصدسالهٔ خاندان تارگرین بر هفت پادشاهی بود.

تبعید خاندان تارگرین

پس از سقوط کینگز لندینگ، نیروهای رابرت بسیاری از اعضای خاندان تارگرین را کشتند.

ویسریس و دنریس، فرزندان ایریس و خواهر و برادر ریگار، توسط طرفداران وفادار تارگرین از وستروس خارج شدند و سال‌ها در تبعید زندگی کردند.

ویسریس خود را پادشاه قانونی وستروس می‌دانست و تمام زندگی‌اش را با رؤیای بازپس‌گیری تخت آهنین سپری کرد.

دنریس تارگرین

دنریس تارگرین در ابتدای داستان دختری جوان و تبعیدی است که همراه برادرش در سرزمین‌های شرقی زندگی می‌کند.

او برای مدتی به همسری خال دروگو درمی‌آید و پس از مرگ او، در میان آتش قرار می‌گیرد و همراه با سه تخم اژدها وارد شعله‌ها می‌شود.

صبح روز بعد، سه اژدها از تخم‌ها بیرون آمده‌اند و دنریس به نخستین اژدهادار شناخته‌شده در نسل‌های اخیر تبدیل می‌شود.

بازگشت اژدهایان

تولد دراگون، ریگال و ویسریون باعث می‌شود قدرت خاندان تارگرین دوباره ظاهر شود.

دنریس با کمک اژدهایان خود و ارتش‌هایی که در شرق به دست می‌آورد، شهرهای برده‌داری را فتح می‌کند و هزاران نفر را آزاد می‌سازد.

او به تدریج از یک شاهزادهٔ تبعیدی به یکی از قدرتمندترین حاکمان جهان تبدیل می‌شود.

بازگشت به وستروس

دنریس پس از سال‌ها آماده‌سازی سرانجام به وستروس بازمی‌گردد.

او با ناوگان، اژدهایان و نیروهای آنسالید و دوتراکی به دراگون‌استون می‌رسد و ادعای خود برای تخت آهنین را مطرح می‌کند.

دنریس در ابتدا با خاندان‌هایی مانند تایرل و مارتل متحد می‌شود، اما جنگ‌های بعدی بسیاری از متحدان او را از میان می‌برد.

جان اسنو و حقیقت دربارهٔ تبار تارگرین

در ادامه مشخص می‌شود که [link]{"text":"جان اسنو"}[/link> در حقیقت فرزند ریگار تارگرین و لیانا استارک بوده است.

نام اصلی او اگان تارگرین است و از نظر تبار، وارث قانونی‌تری نسبت به دنریس محسوب می‌شود.

این حقیقت به یکی از بزرگ‌ترین بحران‌های سیاسی داستان تبدیل می‌شود؛ زیرا دنریس متوجه می‌شود که مردی که به او نزدیک شده، در واقع برادرزادهٔ او و رقیب بالقوه‌اش برای تاج‌وتخت است.

جنگ با مردگان

دنریس و جان اسنو برای مقابله با شاه شب و ارتش مردگان با یکدیگر متحد می‌شوند.

در این جنگ، یکی از بزرگ‌ترین تراژدی‌های خاندان تارگرین رخ می‌دهد: ویسریون کشته شده و بعداً به اژدهای مردگان تبدیل می‌شود.

در نبرد وینترفل، شاه شب سرانجام به دست آریا استارک کشته می‌شود.

سقوط دنریس

پس از شکست شاه شب، دنریس برای تصاحب تخت آهنین به جنوب حرکت می‌کند.

اما مرگ متحدان، از دست دادن اژدهایان و انزوای سیاسی باعث می‌شود رفتار او به تدریج خشن‌تر و بی‌رحمانه‌تر شود.

دنریس در حمله به کینگز لندینگ، با وجود تسلیم شدن شهر، دستور حملهٔ کامل می‌دهد و بخش بزرگی از شهر و مردم آن را با دروگون نابود می‌کند.

این اقدام باعث می‌شود بسیاری از متحدانش به این نتیجه برسند که او به خطری برای وستروس تبدیل شده است.

مرگ دنریس و پایان تارگرین‌ها

پس از نابودی کینگز لندینگ، جان اسنو به این نتیجه می‌رسد که دنریس دیگر نمی‌تواند به عنوان فرمانروای وستروس باقی بماند.

او دنریس را در کنار تخت آهنین می‌کشد.

دروگون پس از مرگ مادرش تخت آهنین را با آتش ذوب می‌کند و سپس با جسد دنریس پرواز می‌کند.

با مرگ دنریس، دودمان سلطنتی تارگرین در عمل به پایان می‌رسد.

سرنوشت جان اسنو

با وجود تبار تارگرینی، جان اسنو از ادعای خود برای تاج‌وتخت استفاده نمی‌کند.

پس از کشتن دنریس، او به دستور شورای جدید به نگهبانان شب بازگردانده می‌شود.

جان در پایان داستان به شمال بازمی‌گردد و همراه وحشی‌ها فراتر از دیوار می‌رود.

پایان تخت آهنین

پس از مرگ دنریس، شورای بزرگ تشکیل می‌شود و اشراف وستروس بران استارک را به عنوان پادشاه انتخاب می‌کنند.

بران تصمیم می‌گیرد نظام جانشینی به صورت انتخابی ادامه پیدا کند و بدین ترتیب سنت چندصدسالهٔ حکومت موروثی تارگرین‌ها و دیگر خاندان‌ها بر تخت آهنین پایان می‌یابد.

در کتاب‌ها

خاندان تارگرین در مجموعهٔ ترانه یخ و آتش نیز محور بخش مهمی از تاریخ وستروس است، اما داستان کتاب‌ها هنوز به پایان نرسیده و سرنوشت نهایی خاندان تارگرین مشخص نیست.

در کتاب‌های منتشرشده، دنریس همچنان در میرین و سرزمین‌های شرقی حضور دارد و هنوز به وستروس بازنگشته است. بنابراین بسیاری از رویدادهای مربوط به سقوط او، مرگش و پایان داستان خاندان تارگرین در سریال هنوز در کتاب‌ها اتفاق نیفتاده‌اند.

تاریخ اولیهٔ خاندان تارگرین در کتاب آتش و خون به شکل بسیار گسترده‌تری روایت شده است. این کتاب به فتح وستروس توسط اگان، دوران پادشاهان نخستین تارگرین، جنگ داخلی و رقص اژدهایان می‌پردازد.

روایت کتاب دربارهٔ تاریخ تارگرین‌ها عمداً از دیدگاه چند تاریخ‌نگار ارائه می‌شود و بعضی وقایع با روایت‌های متفاوت و حتی متناقض نقل می‌شوند.

در کتاب‌ها نیز رقص اژدهایان جنگ داخلی میان جناح رینیرا و ایگان دوم است، اما جزئیات آن بسیار گسترده‌تر از سریال روایت شده است.

شخصیت‌هایی مانند دیمون تارگرین، کاراکسس، ایموند، ویگار، رینیس و بسیاری دیگر در این جنگ نقش‌های مهمی دارند و بخش بزرگی از تاریخ خاندان تارگرین در همین دوره شکل می‌گیرد.

در کتاب‌های ترانه یخ و آتش، ریگار تارگرین نیز شخصیتی بسیار مهم در تاریخ نزدیک وستروس است، اما بیشتر از طریق خاطرات و روایت شخصیت‌های دیگر شناخته می‌شود.

رابطهٔ ریگار و لیانا یکی از بزرگ‌ترین رازهای داستان است که در نهایت به مسئلهٔ تبار جان اسنو ارتباط پیدا می‌کند.

تا پایان پنجمین کتاب منتشرشده، سریال حقیقت مربوط به تبار جان اسنو را به شکل قطعی آشکار کرده است، اما وضعیت داستان کتاب‌ها متفاوت است. شواهد بسیار قدرتمندی دربارهٔ تبار تارگرینی جان وجود دارد، اما سرنوشت نهایی او و پیامدهای این حقیقت هنوز در کتاب‌ها مشخص نشده است.

دنریس در کتاب‌ها همچنان یکی از شخصیت‌های اصلی و مدعیان بالقوهٔ تاج‌وتخت است. او سه اژدها در اختیار دارد و قدرتش در شرق به تدریج افزایش یافته است.

با این حال، مسیر او در کتاب‌ها با سریال تفاوت‌های مهمی دارد و هنوز مشخص نیست که آیا سرنوشت او دقیقاً به همان شکل سریال خواهد بود یا خیر.

تفاوت‌های مهم سریال و کتاب

  • سرنوشت دنریس: در سریال دنریس می‌میرد، اما در کتاب‌های منتشرشده هنوز زنده است.
  • بازگشت تارگرین‌ها: در سریال دنریس به وستروس می‌رسد، اما در کتاب‌ها هنوز چنین اتفاقی به پایان نرسیده است.
  • جان اسنو: تبار تارگرینی او در سریال آشکار شده، اما ادامهٔ داستان کتاب‌ها هنوز منتشر نشده است.
  • پایان خاندان: در سریال حکومت تارگرین‌ها برای همیشه پایان می‌یابد، اما کتاب‌ها هنوز پایان نهایی خاندان را مشخص نکرده‌اند.
  • رقص اژدهایان: روایت این جنگ در آتش و خون بسیار گسترده‌تر از آن چیزی است که در سریال دیده می‌شود.
  • اژدهایان: تاریخچهٔ اژدهایان و خاندان تارگرین در کتاب‌ها بسیار مفصل‌تر است و نسل‌های بیشتری از اژدهایان را شامل می‌شود.
  • سرنوشت وستروس: انتخاب بران به عنوان پادشاه در سریال هنوز معادلی در کتاب‌ها ندارد.

در مجموع، خاندان تارگرین یکی از مهم‌ترین دودمان‌های تاریخ وستروس است؛ خاندانی که با اژدهایان هفت پادشاهی را متحد کرد، قرن‌ها بر آن حکومت کرد و در نهایت بر اثر اختلافات داخلی، جنگ و فروپاشی سیاسی سقوط کرد. در بازی تاج‌وتخت، داستان این خاندان از سقوط ایریس دوم تا ظهور و نابودی دنریس ادامه پیدا می‌کند و با مرگ آخرین مدعی سلطنت و پایان تخت آهنین به نقطهٔ پایانی خود می‌رسد.

صفحات دیگر