خاندان استارک
House Stark
منطقه
مقر
شعار
نشان
عنوان
رهبر خاندان
دین
خاندانهای وابسته
اعضای مهم
وفاداری
نمایش در
خاندان استارک (House Stark) یکی از کهنترین و قدرتمندترین خاندانهای وستروس و خاندان حاکم بر شمال است. مقر این خاندان وینترفل است و نشان آن گرگ دایرولفی خاکستری بر زمینهای سفید است. شعار مشهور استارکها، «زمستان در راه است»، بیانگر نگرش واقعگرایانهٔ آنان نسبت به خطر، بقا و روزهای سخت است.
در آغاز بازی تاجوتخت، خاندان استارک یکی از مهمترین خاندانهای هفت پادشاهی محسوب میشود و ادارد استارک، لرد وینترفل و سرپرست شمال، به عنوان دست پادشاه به کینگز لندینگ میرود. پس از مرگ او، فرزندانش در میان جنگ، خیانت و دسیسههای سیاسی پراکنده میشوند؛ اما در نهایت استارکها بار دیگر کنترل شمال را به دست میگیرند و سانسا استارک به عنوان ملکهٔ شمال بر یک پادشاهی مستقل حکومت میکند.
تاریخچه
ریشههای خاندان استارک
خاندان استارک یکی از قدیمیترین خاندانهای حاکم وستروس است و هزاران سال بر شمال فرمانروایی کرده است. بر اساس افسانههای شمال، نخستین استارکها از نسل بران معمار و دیگر پادشاهان افسانهای عصر قهرمانان بودند.
استارکها در طول تاریخ با خاندانهای مختلف شمال جنگیده و به تدریج قدرت خود را در سراسر منطقه گسترش دادند. آنها سرانجام بیشتر خاندانهای شمال را تحت فرمان خود درآوردند و به پادشاهان شمال تبدیل شدند.
وینترفل
وینترفل مقر خاندان استارک و مرکز سیاسی شمال است. این قلعهٔ عظیم در قلب شمال قرار دارد و برای هزاران سال خانهٔ استارکها بوده است.
وینترفل تنها یک قلعهٔ نظامی نیست؛ بلکه مرکز حکومت، عدالت و زندگی خاندانهای شمالی نیز محسوب میشود. ارتباط استارکها با این قلعه آنقدر عمیق است که «لرد وینترفل» عملاً مترادف با رهبر خاندان استارک است.
پادشاهان شمال
پیش از فتح وستروس توسط ایگون تارگرین، استارکها به عنوان پادشاهان شمال حکومت میکردند.
هنگامی که ایگون فاتح به وستروس حمله کرد، تورن استارک که در آن زمان پادشاه شمال بود، در برابر ارتش تارگرین قرار گرفت. پس از مشاهدهٔ قدرت اژدهایان، او تسلیم شد و عنوان پادشاهی را کنار گذاشت.
از آن زمان، استارکها به عنوان لردهای وینترفل و سرپرستان شمال به تاجوتخت آهنین وفادار ماندند.
رابطه با خاندان تارگرین
در دوران حکومت تارگرینها، استارکها معمولاً از استقلال نسبی شمال دفاع میکردند، اما در چارچوب هفت پادشاهی به تاجوتخت وفادار بودند.
این رابطه در دورهٔ ایریس دوم تارگرین و شورش رابرت به نقطهٔ بحرانی رسید. براندن استارک و ریکارد استارک در جریان بحران لیانا و ریگار به کینگز لندینگ رفتند و به دستور ایریس کشته شدند.
شورش رابرت
ربوده شدن یا ناپدید شدن لیانا استارک و مرگ اعضای خاندان استارک از عوامل اصلی آغاز شورش رابرت بودند.
برادر لیانا، ادارد استارک، در کنار رابرت باراتیون علیه تارگرینها جنگید. پس از پیروزی شورشیان، رابرت به پادشاهی رسید و ادارد به وینترفل بازگشت.
ادارد پس از جنگ با کیتلین تالی ازدواج کرد و صاحب پنج فرزند مشروع شد: راب، سانسا، آریا، بران و ریکان.
او همچنین جان اسنو را به عنوان پسر نامشروع خود معرفی کرد؛ موضوعی که بعدها یکی از بزرگترین رازهای داستان مشخص میشود.
ادارد استارک و ورود به کینگز لندینگ
در آغاز داستان، ادارد استارک پس از مرگ جان آرین از سوی رابرت باراتیون به عنوان دست پادشاه انتخاب میشود.
ادارد همراه دخترانش سانسا و آریا به کینگز لندینگ میرود، در حالی که راب و بران و ریکان در وینترفل میمانند.
ادارد در پایتخت متوجه میشود که فرزندان سرسی لنیستر در حقیقت فرزندان جیمی لنیستر هستند و هیچیک از آنها فرزند واقعی رابرت نیستند.
مرگ ادارد استارک
ادارد پس از افشای راز فرزندان سرسی به خیانت متهم و زندانی میشود.
او ابتدا برای جلوگیری از جنگ داخلی حاضر میشود دروغ بگوید و خیانت خود را بپذیرد، اما جفری باراتیون برخلاف وعدهٔ خود، دستور اعدام او را صادر میکند.
اعدام ادارد نقطهٔ آغاز فروپاشی سیاسی خاندان استارک و آغاز جنگ پنج پادشاه است.
پادشاه شمال
پس از مرگ ادارد، راب استارک برای نجات پدرش و مقابله با لنیسترها ارتش شمال را بسیج میکند.
پس از خبر اعدام ادارد، خاندانهای شمالی و ریورلندز از راب حمایت میکنند و او را به عنوان پادشاه شمال اعلام میکنند.
راب در چندین نبرد مهم، از جمله نبرد ویسپرینگ وود و نبرد کمپها، نیروهای لنیستر را شکست میدهد.
عروسی سرخ
قدرت راب به دلیل چند تصمیم سیاسی و نظامی به تدریج تضعیف میشود. او با شکستن نامزدی خود با خاندان فری، حمایت آنها را از دست میدهد.
تایوین لنیستر، والدر فری و روز بولتون نقشهٔ قتل راب و متحدانش را طراحی میکنند.
در عروسی سرخ، راب، کیتلین و بسیاری از افراد خاندان استارک و ارتش شمال کشته میشوند.
مرگ راب ضربهای سنگین به استقلال شمال وارد میکند و خاندان استارک برای مدتی تقریباً از صحنهٔ سیاسی وستروس حذف میشود.
سانسا استارک
سانسا در طول داستان از یک دختر نوجوان سادهدل به سیاستمداری باتجربه تبدیل میشود.
او پس از مرگ ادارد در کینگز لندینگ باقی میماند و مدتی در اسارت لنیسترها قرار دارد. سپس با ازدواج اجباری با رمزی بولتون به وینترفل بازمیگردد.
سانسا سرانجام از رمزی فرار میکند و همراه برادر ناتنیاش جان اسنو برای بازپسگیری وینترفل تلاش میکند.
نبرد حرامزادگان
جان و سانسا ارتشی از خاندانهای شمالی جمع میکنند و برای بازپسگیری وینترفل به رمزی بولتون حمله میکنند.
در نبرد حرامزادگان، نیروهای استارک پیروز میشوند و رمزی کشته میشود.
پس از این پیروزی، خاندانهای شمالی بار دیگر از استارکها حمایت میکنند و جان اسنو را به عنوان پادشاه شمال اعلام میکنند.
بازگشت آریا و بران
در همین دوره، آریا استارک پس از سالها آموزش نزد مردان بیچهره به وستروس بازمیگردد.
آریا بسیاری از دشمنان خاندانش را از میان میبرد و در نهایت به وینترفل بازمیگردد.
بران استارک نیز پس از آموزش به عنوان کلاغ سهچشم، به وینترفل بازمیگردد و تواناییهای ماورایی خود را در اختیار خاندان قرار میدهد.
راز جان اسنو
یکی از مهمترین رازهای تاریخ خاندان استارک در نهایت آشکار میشود: جان اسنو پسر واقعی ادارد نیست.
مادر او لیانا استارک و پدرش ریگار تارگرین هستند.
نام واقعی جان، اگان تارگرین است و ادارد برای محافظت از او، هویت واقعیاش را پنهان کرده بود.
این حقیقت باعث میشود جان از نظر نسب، مدعی مهمی برای تاجوتخت باشد؛ هرچند خودش علاقهای به حکومت ندارد.
جنگ با مردگان
در فصل پایانی، استارکها در وینترفل برای مقابله با شاه شب و ارتش مردگان متحد میشوند.
آریا در جریان نبرد وینترفل شاه شب را میکشد و تهدید ارتش مردگان پایان مییابد.
پایان جنگ و استقلال شمال
پس از سقوط دنریس تارگرین و پایان جنگ برای تاجوتخت، بران استارک به عنوان پادشاه شش پادشاهی انتخاب میشود.
سانسا از پیوستن شمال به پادشاهی جدید خودداری میکند و استقلال آن را اعلام میکند.
در نتیجه، سانسا به عنوان ملکهٔ شمال بر پادشاهی مستقل شمال حکومت میکند و خاندان استارک پس از هزاران سال بار دیگر به یک خاندان سلطنتی تبدیل میشود.
در کتابها
خاندان استارک در مجموعهٔ ترانه یخ و آتش نیز یکی از خاندانهای اصلی داستان است، اما بسیاری از خطوط داستانی آن هنوز در کتابها به پایان نرسیدهاند و سرنوشت اعضای خاندان با نسخهٔ سریالی تفاوت دارد.
در کتابها نیز استارکها از نسل پادشاهان باستانی شمال هستند. آنها در عصر قهرمانان و دورانهای پیش از فتح تارگرینها بر شمال حکومت میکردند.
یکی از مشهورترین داستانهای مربوط به خاندان، نبرد آنها با بولتونها است. بولتونها برای قرنها رقیب سرسخت استارکها بودند و سنتهای خشونتآمیز خاص خود را داشتند.
در کتابها، استارکها نیز در برابر اژدهایان ایگون تسلیم میشوند و شمال بخشی از هفت پادشاهی میشود.
با این حال، استارکها جایگاه خود را به عنوان حاکمان شمال حفظ میکنند و همچنان قدرت و نفوذ زیادی در منطقه دارند.
روایت اصلی کتابها در ابتدا شباهت زیادی به سریال دارد. ادارد به عنوان دست پادشاه به کینگز لندینگ میرود و پس از کشف رابطهٔ جیمی و سرسی، با خاندان لنیستر وارد درگیری میشود.
راب نیز پس از مرگ پدرش به جنگ میرود و به عنوان پادشاه شمال تاجگذاری میکند.
با این حال، در کتابها سرنوشت راب و داستانهای مربوط به شمال جزئیات و تفاوتهای قابل توجهی با سریال دارند.
عروسی سرخ یکی از مهمترین رویدادهای کتاب نیز هست و راب، کیتلین و بسیاری از پیروان آنها در آن کشته میشوند.
با این حال، داستان پس از عروسی سرخ در کتاب پیچیدهتر است. سرنوشت برخی شخصیتها و پیامدهای سیاسی این قتلعام هنوز در داستان کتاب ادامه دارد.
یکی از تفاوتهای مهم میان کتاب و سریال این است که مسیر سانسا در کتاب هنوز به بازگشت مستقیم او به وینترفل و نبرد با رمزی بولتون نرسیده است.
در کتابها، سانسا همچنان در درهٔ آرین و تحت هویت آلین استون قرار دارد و آموزشهای سیاسی خود را زیر نظر پتر بیلیش ادامه میدهد.
در نتیجه، داستانی که در سریال با ازدواج سانسا و رمزی و سپس نبرد حرامزادگان روایت میشود، در کتابها به همان شکل وجود ندارد.
بران در کتابها نیز به سرزمینهای آن سوی دیوار میرود و تحت آموزش کلاغ سهچشم قرار میگیرد.
اما داستان او در کتاب هنوز به نقطهای نرسیده که بتوان با قطعیت دربارهٔ سرنوشت نهاییاش در وستروس صحبت کرد.
آریا در کتابها نیز به براووس میرود و نزد مردان بیچهره آموزش میبیند. با این حال، داستان کتاب هنوز پایان مسیر او را مشخص نکرده است.
هویتها و تواناییهای جدید آریا نقش مهمی در مسیر احتمالی آیندهٔ خاندان استارک دارند.
یکی از مهمترین تفاوتهای وضعیت فعلی کتاب و سریال مربوط به جان اسنو است.
در سریال، هویت واقعی جان به عنوان اگان تارگرین آشکار میشود و او تا پایان داستان زنده میماند. در کتابها، هویت واقعی والدین جان هنوز به شکل صریح و قطعی توسط روایت تأیید نشده و سرنوشت او پس از پایان کتاب پنجم همچنان یکی از بزرگترین معماهای داستان است.
تفاوتهای مهم سریال و کتاب
- سانسا: مسیر داستانی او در کتاب با سریال تفاوت زیادی دارد و هنوز به وینترفل بازنگشته است.
- جان: سرنوشت او در کتاب همچنان نامعلوم است و وضعیت نهایی او با سریال تفاوت دارد.
- بران: داستان او در کتاب هنوز به پایان نرسیده و نتیجهٔ نهایی آموزش او مشخص نیست.
- آریا: همچنان در مسیر آموزش مردان بیچهره قرار دارد و آیندهٔ او در کتاب مشخص نیست.
- راب: برخی جزئیات جنگ و میراث او در کتاب متفاوت روایت میشود.
- شمال: در کتابها وضعیت سیاسی شمال پس از عروسی سرخ بسیار پیچیدهتر است و خاندانهای مختلف برای کنترل منطقه رقابت میکنند.
در مجموع، خاندان استارک در جهان ترانه یخ و آتش نماد شرافت، وفاداری، خانواده و بقا است. تاریخ این خاندان با شمال، دیوار و تهدیدهای زمستان پیوند خورده و سرنوشت اعضای آن یکی از محورهای اصلی داستان وستروس را تشکیل میدهد.