خاندان براتیون
House Baratheon
منطقه
مقر
شعار
نشان
عنوان
رهبر خاندان
دین
خاندانهای وابسته
اعضای مهم
وفاداری
نمایش در
خاندان براتیون (House Baratheon) یکی از خاندانهای بزرگ وستروس و خاندان حاکم بر سرزمینهای استورمز است. مقر اصلی این خاندان استورمز اِند است و نشان آن گوزن تاجداری سیاه بر زمینهای طلایی است. شعار خاندان، «خشمگین باش»، به روحیهٔ جنگجویانه و سرسخت اعضای آن اشاره دارد.
خاندان براتیون در آغاز بازی تاجوتخت از طریق رابرت براتیون بر هفت پادشاهی حکومت میکند. رابرت پس از شورش علیه خاندان تارگرین تاجوتخت را به دست آورد، اما پس از مرگ او، اختلاف بر سر جانشینی میان برادرانش استنیس براتیون و رنلی براتیون و همچنین خاندان لنیستر، خاندان را وارد یکی از خونینترین بحرانهای تاریخ وستروس میکند.
تاریخچه
ریشههای خاندان براتیون
خاندان براتیون نسب خود را به دوران فتح ایگون نسبت میدهد. بنیانگذار خاندان، اورموند براتیون، از نوادگان یکی از همراهان ایگون فاتح دانسته میشود که به دلیل وفاداری و شجاعت خود جایگاه مهمی به دست آورد.
براتیونها در سرزمینهای استورمز مستقر شدند و به تدریج به یکی از قدرتمندترین خاندانهای جنوب تبدیل شدند. مقر آنها، استورمز اِند، یکی از مستحکمترین قلعههای وستروس است.
استورمز اِند
استورمز اِند قلعهٔ باستانی خاندان براتیون است که در ساحل شرقی وستروس قرار دارد. این قلعه به دلیل دیوارهای عظیم و مقاومتش در برابر طوفانهای دریای باریک شهرت دارد.
استورمز اِند در تاریخ خاندان براتیون نقش مهمی داشته و بارها در جنگها هدف محاصره قرار گرفته است.
رابرت، استنیس و رنلی
در نسل منتهی به آغاز داستان، سه برادر نقش اصلی را در خاندان براتیون دارند: رابرت، استنیس و رنلی.
رابرت بزرگترین برادر و جنگجویی مشهور است. استنیس شخصیتی سختگیر، قانونمدار و جدی دارد و رنلی جوانترین برادر، شخصیتی محبوب، کاریزماتیک و سیاسی است.
شورش رابرت
رابرت براتیون پیش از آغاز داستان، یکی از رهبران اصلی شورش رابرت علیه حکومت تارگرین بود.
پس از آنکه لیانا استارک ناپدید شد و پدر و برادر ادارد استارک به دست ایریس دوم تارگرین کشته شدند، شورش به جنگی تمامعیار تبدیل شد.
رابرت در نبرد ترایدنت با ریگار تارگرین روبهرو شد و او را شکست داد و کشت. پیروزی رابرت مسیر او را برای تصاحب تاجوتخت هموار کرد.
پس از سقوط خاندان تارگرین، رابرت به عنوان پادشاه هفت پادشاهی بر تخت آهنین نشست.
حکومت رابرت براتیون
رابرت پس از به قدرت رسیدن با سرسی لنیستر ازدواج کرد تا اتحاد سیاسی میان خاندان براتیون و لنیستر شکل بگیرد.
با این حال، حکومت رابرت به تدریج با مشکلات فراوانی روبهرو شد. او علاقهٔ چندانی به ادارهٔ روزمرهٔ پادشاهی نداشت و بیشتر به شکار، نوشیدن و خوشگذرانی میپرداخت.
در این دوره، بدهیهای تاجوتخت افزایش یافت و نفوذ خاندان لنیستر در دربار بیشتر شد.
فرزندان رابرت
رابرت و سرسی سه فرزند سلطنتی داشتند: جفری باراتیون، میرسلا باراتیون و تامن باراتیون.
اما این سه کودک در حقیقت فرزندان سرسی و برادر دوقلویش، جیمی لنیستر، بودند. این راز یکی از مهمترین عوامل فروپاشی حکومت براتیونها شد.
رابرت همچنین چندین فرزند غیرمشروع داشت که یکی از شناختهشدهترین آنها جندری بود.
مرگ رابرت و جنگ پنج پادشاه
رابرت در جریان یک شکار به شدت زخمی شد و پس از بازگشت به کینگز لندینگ جان خود را از دست داد.
پس از مرگ او، جفری بر تخت نشست؛ اما ادارد استارک متوجه شد که جفری و خواهر و برادرانش فرزندان واقعی رابرت نیستند.
جفری دستور اعدام ادارد را صادر کرد و با مرگ او، جنگ پنج پادشاه آغاز شد.
استنیس براتیون
استنیس خود را وارث قانونی رابرت میدانست. او معتقد بود جفری، میرسلا و تامن به دلیل نسب لنیستری حق پادشاهی ندارند.
استنیس با کمک ملیساندر و نیرویی که به خدای نور اعتقاد داشتند، برای تصاحب تاجوتخت وارد جنگ شد.
رنلی براتیون
رنلی نیز ادعای پادشاهی کرد، هرچند از استنیس کوچکتر بود.
او به دلیل شخصیت محبوب و اتحاد با خاندان تایرل توانست ارتشی بسیار بزرگ گرد آورد و یکی از قدرتمندترین مدعیان تاجوتخت شود.
مرگ رنلی
رقابت دو برادر سرانجام به رویارویی آنها منجر شد. رنلی حاضر نبود ادعای خود را کنار بگذارد و استنیس نیز او را تهدیدی برای حق خود میدانست.
در نهایت، رنلی به وسیلهٔ موجودی سایهمانند که به جادوی ملیساندر مربوط بود، کشته شد.
پس از مرگ رنلی، بسیاری از نیروهای او به استنیس پیوستند، در حالی که خاندان تایرل به لنیسترها نزدیک شد.
نبرد بلکواتر
استنیس ارتش خود را به سوی کینگز لندینگ حرکت داد و قصد داشت پایتخت را تصرف کند.
در نبرد بلکواتر، نیروهای استنیس با دفاع نیروهای لنیستر و متحدانشان روبهرو شدند.
استفاده از آتش وحشی و ورود ارتش تایرل و نیروهای تایوین لنیستر باعث شکست استنیس شد.
پس از این شکست، قدرت سیاسی خاندان براتیون به شدت کاهش یافت.
استنیس در شمال
استنیس پس از شکست در بلکواتر تسلیم نشد. او به شمال رفت و تلاش کرد از تهدید وایت واکرها و وضعیت دیوار برای افزایش نفوذ خود استفاده کند.
او در نهایت به قلعه سیاه رسید و از نگهبانان شب حمایت کرد.
استنیس سپس تصمیم گرفت با نیروهای خود به مقابله با خاندان بولتون برود و تلاش کند کنترل شمال را به دست بگیرد.
مرگ استنیس
استنیس برای تصرف وینترفل به شمال لشکرکشی کرد، اما ارتش او در شرایط سخت زمستانی تضعیف شد.
در نهایت، نیروهای استنیس در برابر ارتش بولتون شکست خوردند. استنیس پس از شکست توسط برین تارث پیدا شد و برین او را به دلیل نقش داشتن در مرگ رنلی کشت.
سرسی و پایان سلطنت براتیون
پس از مرگ جفری و سپس تامن، سلطنت خاندان براتیون عملاً پایان یافت.
تامن پس از مشاهدهٔ انفجار سپت اعظم بَیلور و مرگ مارجری تایرل و بسیاری از اعضای دربار، خودکشی کرد.
پس از مرگ تامن، سرسی لنیستر تاج بر سر گذاشت و به عنوان ملکهٔ هفت پادشاهی حکومت را در دست گرفت. از آنجا که فرزندان سرسی از نسل جیمی بودند، خاندان براتیون دیگر وارث مستقیمی بر تخت نداشت.
جندری و احیای خاندان
در پایان داستان، جندری که یکی از پسران غیرمشروع رابرت است، توسط دنریس تارگرین مشروعیت پیدا میکند.
دنریس او را به عنوان لرد استورمز اِند منصوب میکند و بدین ترتیب جندری به صورت رسمی به خاندان براتیون بازمیگردد.
این اقدام باعث میشود نام خاندان براتیون پس از سالها دوباره در میان خاندانهای بزرگ وستروس زنده شود.
در کتابها
خاندان براتیون در مجموعهٔ ترانه یخ و آتش نیز از خاندانهای مهم داستان است، اما سرنوشت آن در کتابها هنوز به پایان نرسیده و تفاوتهای مهمی با سریال دارد.
در کتابها، بنیانگذار خاندان براتیون اورموند براتیون نیست، بلکه تاریخ دقیق خاندان به شخصیت افسانهای اورس براتیون و پیوند او با ایگون فاتح مرتبط است.
براتیونها در طول نسلها با خاندان تارگرین پیوندهای خونی و سیاسی متعددی پیدا کردند و در نهایت به یکی از خاندانهای بزرگ قلمرو تبدیل شدند.
رابرت در کتابها نیز یکی از رهبران اصلی شورش علیه تارگرینهاست و پس از پیروزی در ترایدنت به پادشاهی میرسد.
با این حال، روایت کتاب جزئیات بیشتری دربارهٔ روابط رابرت با ادارد، جان آرین و خاندانهای دیگر ارائه میکند و گذشتهٔ رابرت نقش پررنگتری در درک شخصیت او دارد.
در کتابها نیز استنیس و رنلی بر سر تاجوتخت با یکدیگر درگیر میشوند. استنیس خود را وارث قانونی رابرت میداند، در حالی که رنلی به دلیل حمایت گستردهٔ خاندانهای جنوب خود را شایستهٔ پادشاهی میداند.
مرگ رنلی نیز در کتاب به وسیلهٔ سایهای جادویی مرتبط با ملیساندر رخ میدهد.
یکی از تفاوتهای مهم کتاب و سریال این است که داستان استنیس در کتاب هنوز به پایان نرسیده است.
استنیس پس از حمایت از نگهبانان شب، به شمال لشکرکشی میکند و در نهایت برای مقابله با بولتونها آماده میشود. اما در پایان آخرین کتاب منتشرشده، سرنوشت نهایی او مشخص نشده است.
در کتابها نیز جندری یکی از پسران غیرمشروع رابرت است، اما برخلاف سریال، هنوز مشروعیت پیدا نکرده و لرد استورمز اِند نشده است.
جندری در داستان کتاب با برادری بیپرچم همراه است و مسیر داستانی متفاوتی نسبت به نسخهٔ سریالی دارد.
تفاوتهای مهم سریال و کتاب
- جندری: در سریال توسط دنریس مشروعیت پیدا میکند و لرد استورمز اِند میشود؛ در کتاب هنوز چنین اتفاقی رخ نداده است.
- استنیس: در سریال کشته میشود، اما در کتابها تا پایان آخرین کتاب منتشرشده زنده است و سرنوشتش مشخص نیست.
- نبرد شمال: مسیر جنگ استنیس با بولتونها در کتاب هنوز به نتیجهٔ نهایی نرسیده است.
- رنلی: در هر دو روایت به وسیلهٔ سایهای جادویی کشته میشود، اما پیامدهای سیاسی این مرگ در کتاب گستردهتر است.
- پایان خاندان: در سریال جندری باعث احیای رسمی خاندان براتیون میشود؛ وضعیت خاندان در کتاب هنوز مشخص نیست.
در مجموع، خاندان براتیون در جهان ترانه یخ و آتش نماد قدرت نظامی، جاهطلبی و حق جانشینی است. خاندان با رابرت به اوج قدرت میرسد و تاجوتخت آهنین را به دست میآورد، اما اختلاف میان برادران و بحران جانشینی باعث میشود قدرت آن در طول جنگ پنج پادشاه فروبپاشد.