خاندان بولتون
House Bolton
منطقه
مقر
شعار
نشان
عنوان
رهبر خاندان
دین
خاندانهای وابسته
اعضای مهم
وفاداری
نمایش در
خاندان بولتون (House Bolton) یکی از خاندانهای کهن و بدنام شمال است که مقر آن دردفورت است. نشان این خاندان مردی پوستکنده بر زمینهای سرخ است و اعضای آن به خشونت، بیرحمی و سنت باستانی پوستکندن دشمنان شهرت دارند. بولتونها برای قرنها رقیب خاندان استارک بودند و سرانجام در جریان جنگ پنج پادشاه با خیانت به استارکها تلاش کردند کنترل شمال را به دست آورند.
در جریان بازی تاجوتخت، روز بولتون ابتدا یکی از متحدان راب استارک است، اما در نهایت در عروسی سرخ به او خیانت میکند و نقش مهمی در نابودی ارتش شمال دارد. پس از آن، بولتونها با حمایت لنیسترها بر شمال حکومت میکنند و رمزی بولتون به یکی از خطرناکترین دشمنان بازماندگان خاندان استارک تبدیل میشود.
تاریخچه
ریشههای خاندان بولتون
خاندان بولتون یکی از قدیمیترین خاندانهای شمال است و سابقهٔ آن به هزاران سال پیش بازمیگردد. پیش از اتحاد شمال زیر فرمان استارکها، بولتونها قدرتی مستقل و قابل توجه داشتند و بارها با پادشاهان شمال وارد جنگ شدند.
بولتونها در دوران باستان به دلیل شکنجه و پوستکندن دشمنان شهرت داشتند. این سنت چنان با هویت خاندان گره خورد که نشان رسمی آنها نیز مردی پوستکنده است.
دشمنی با خاندان استارک
رقابت میان بولتونها و استارکها یکی از قدیمیترین دشمنیهای شمال بود. بولتونها در دورههایی حتی تلاش کردند کنترل بخش بزرگی از شمال را از استارکها بگیرند.
در نهایت، استارکها بر بولتونها غلبه کردند و بولتونها به عنوان یکی از خاندانهای تابع وینترفل به حیات خود ادامه دادند.
با وجود شکست، بولتونها هیچگاه به طور کامل علاقهٔ خود به استقلال و قدرت بیشتر را از دست ندادند.
دردفورت
دردفورت مقر خاندان بولتون و یکی از قلعههای مهم شمال است. این قلعه در منطقهای سرد و نسبتاً دورافتاده قرار دارد و به دلیل سابقهٔ خاندان بولتون، شهرتی ترسناک در میان مردم شمال پیدا کرده است.
روز بولتون و راب استارک
در آغاز جنگ پنج پادشاه، روز بولتون یکی از خاندانهایی است که از راب استارک حمایت میکند.
او ارتش خود را در اختیار پادشاه شمال قرار میدهد و در نبردهای مختلف علیه لنیسترها شرکت میکند. با این حال، روز از همان ابتدا بیشتر به حفظ قدرت خاندان خود علاقهمند است تا وفاداری مطلق به راب.
نبرد هارنهال
در جریان جنگ، نیروهای بولتون در هارنهال حضور پیدا میکنند. روز بولتون در شرایطی که قدرت سیاسی راب رو به کاهش است، به تدریج راهی برای تغییر وفاداری خود پیدا میکند.
او در ظاهر همچنان یکی از فرماندهان راب است، اما به صورت مخفیانه با تایوین لنیستر وارد مذاکره میشود.
عروسی سرخ
نقطهٔ عطف تاریخ خاندان بولتون در جریان عروسی سرخ رخ میدهد.
روز بولتون با همکاری خاندان فری و لنیسترها به راب استارک خیانت میکند. هنگامی که راب در مراسم گرفتار شده است، بولتون شخصاً او را میکشد.
این خیانت باعث نابودی بخش بزرگی از ارتش شمال میشود و بولتونها در ازای وفاداری به تاجوتخت، فرصت حکومت بر شمال را به دست میآورند.
روز بولتون پس از عروسی سرخ از سوی تاجوتخت به عنوان سرپرست شمال منصوب میشود.
رمزی بولتون
رمزی بولتون پسر حرامزادهٔ روز بولتون است که بعداً به طور قانونی به عنوان وارث خاندان پذیرفته میشود.
رمزی به دلیل خشونت، شکنجه، شکار انسانها و رفتارهای سادیستی شهرت دارد. او یکی از بیرحمترین شخصیتهای داستان است و بارها از شکنجه برای سرگرمی یا اعمال قدرت استفاده میکند.
سقوط خاندان گریجوی در وینترفل
پس از حملهٔ تیون گریجوی به وینترفل، رمزی به ظاهر برای کمک به استارکها وارد عمل میشود.
اما او به تیون خیانت میکند، وینترفل را تصرف میکند و تیون را شکنجه میدهد. این اتفاق باعث میشود رمزی جایگاه خود را به عنوان یکی از مهرههای اصلی بولتونها در شمال تثبیت کند.
ازدواج رمزی و سانسا
برای تحکیم قدرت بولتونها، سانسا استارک به اجبار با رمزی بولتون ازدواج میکند.
رمزی با سانسا رفتار خشونتآمیزی دارد و ازدواج آنها به یکی از تاریکترین بخشهای زندگی سانسا تبدیل میشود.
سانسا سرانجام با کمک تیون از وینترفل فرار میکند.
روز بولتون و رمزی
رابطهٔ روز و رمزی نیز به تدریج به یک رقابت قدرت تبدیل میشود. روز از بیرحمی پسرش نگران است و میداند که رمزی میتواند جایگاه خاندان را به خطر بیندازد.
با این حال، تولد فرزند روز از همسر جدیدش باعث میشود رمزی از احتمال کنار گذاشته شدن از جانشینی بترسد.
قتل روز بولتون
پس از اطلاع رمزی از اینکه همسر روز پسری به دنیا آورده است، او تصمیم میگیرد پدرش را از میان بردارد.
رمزی روز را با خنجر میکشد و خود را لرد جدید دردفورت میکند.
با مرگ روز، کنترل خاندان بولتون به رمزی میرسد.
نبرد حرامزادگان
پس از فرار سانسا و پیوستن او به جان اسنو، نیروهای استارک برای بازپسگیری وینترفل آماده میشوند.
رمزی در نبرد حرامزادگان ارتش بولتون را فرماندهی میکند. او تلاش میکند جان را به نبردی نامنظم و احساسی بکشاند، اما در نهایت شکست میخورد.
پس از پیروزی استارکها، رمزی به وینترفل بازگردانده میشود.
پایان خاندان بولتون
سانسا در وینترفل رمزی را در قفس سگها زندانی میکند و او را با سگهای شکاری خودش میکشد.
با مرگ رمزی، خاندان بولتون عملاً از قدرت سیاسی در شمال کنار گذاشته میشود و خاندان استارک بار دیگر کنترل وینترفل و شمال را به دست میگیرد.
از این پس نام بولتون به عنوان یکی از خاندانهای اصلی قدرت در شمال از میان میرود و جایگاه آنان به خاندانهای وفادار به استارکها بازمیگردد.
در کتابها
خاندان بولتون در مجموعهٔ ترانه یخ و آتش نیز یکی از خاندانهای مهم شمال است و سابقهٔ آن حتی تاریکتر از تصویر ارائهشده در سریال است.
در کتابها نیز بولتونها دشمن دیرینهٔ استارکها هستند و سابقهٔ شورشهای متعدد علیه پادشاهان شمال دارند.
یکی از مشهورترین سنتهای بولتونها، پوستکندن دشمنان است. این رسم در گذشته بخشی از هویت سیاسی و نظامی خاندان بوده، هرچند در دوران جدید تلاش شده است از شدت آن کاسته شود.
روز بولتون در کتاب شخصیتی سرد، محتاط و بسیار حسابگر است. برخلاف رمزی، او معمولاً خشونت خود را بدون هیجان و با محاسبهٔ سیاسی اعمال میکند.
او از ابتدا به راب استارک وفاداری کامل ندارد و هنگامی که متوجه میشود جنگ ممکن است به ضرر شمال تمام شود، به دنبال راهی برای حفظ قدرت خاندان خود میگردد.
در کتاب نیز روز بولتون در عروسی سرخ به راب خیانت میکند و نقش مهمی در سقوط خاندان استارک دارد.
پس از این رویداد، لنیسترها او را به عنوان حاکم جدید شمال به رسمیت میشناسند و او برای تثبیت قدرت خود تلاش میکند.
رمزی در کتابها نیز پسر حرامزادهٔ روز بولتون است، اما شخصیت او حتی بیرحمتر و نگرانکنندهتر از نسخهٔ سریالی توصیف میشود.
او به شکنجه، شکار انسانها و پوستکندن قربانیان علاقه دارد و بسیاری از جنایتهایش را با نوعی لذت بیمارگونه انجام میدهد.
یکی از مهمترین خطوط داستانی مربوط به بولتونها در کتاب، داستان تیون گریجوی است.
رمزی تیون را به شدت شکنجه میکند و هویت او را از بین میبرد. او تیون را مجبور میکند با نام ریک زندگی کند و از او برای ایجاد ترس و کنترل دیگران استفاده میکند.
این خط داستانی در کتاب بسیار گستردهتر و روانشناختیتر از سریال روایت میشود.
در کتابها، رمزی با جین پول ازدواج میکند؛ دختری که خاندان لنیستر و بولتونها او را به عنوان آریا استارک معرفی میکنند.
هدف از این ازدواج، ایجاد مشروعیت برای حکومت بولتون بر شمال است. جین پول در حقیقت آریا استارک نیست، اما مجبور میشود نقش او را بازی کند.
این یکی از تفاوتهای مهم میان کتاب و سریال است؛ در سریال، خود سانسا به ازدواج رمزی درمیآید.
تا پایان پنجمین کتاب، ترانه یخ و آتش، خاندان بولتون همچنان در شمال قدرت دارد و سرنوشت نهایی آن مشخص نشده است.
برخلاف سریال، در کتابها هنوز نبرد حرامزادگان رخ نداده و سرنوشت روز و رمزی بولتون نیز به پایان نرسیده است.
در نتیجه، هرگونه نتیجهگیری دربارهٔ نابودی خاندان بولتون در کتابها، فراتر از اطلاعات منتشرشده است.
تفاوتهای مهم سریال و کتاب
- سانسا: در کتاب با رمزی ازدواج نمیکند؛ جین پول با هویت جعلی آریا استارک به همسر او تبدیل میشود.
- رمزی: داستان او در کتاب بسیار گستردهتر و خشنتر روایت میشود.
- تیون: ارتباط او با بولتونها در کتاب نقش بسیار پررنگتری دارد و بخش بزرگی از داستان از دیدگاه او روایت میشود.
- روز بولتون: در کتاب هنوز زنده است و سرنوشتش مشخص نشده است.
- نبرد حرامزادگان: نسخهٔ سریالی این نبرد در کتابها هنوز رخ نداده است.
- آیندهٔ شمال: در کتاب، جنگ برای کنترل شمال همچنان ادامه دارد و وضعیت خاندان بولتون هنوز نهایی نشده است.
در مجموع، خاندان بولتون در جهان ترانه یخ و آتش نماد رقابت دیرینه، خشونت، خیانت و تلاش برای قدرت است. دشمنی تاریخی آنان با استارکها در جریان جنگ پنج پادشاه دوباره شعلهور میشود و بولتونها با خیانت به راب استارک برای مدت کوتاهی به قدرتمندترین خاندان شمال تبدیل میشوند؛ هرچند در سریال، این قدرت در نهایت با بازگشت استارکها از میان میرود.