بر پایه سیستم حالت روشن حالت تاریک

نیگان اسمیت

اشتراک‌گذاری

نیگان اسمیت

Negan Smith

نیگان اسمیت - مردگان متحرک

بازیگر

جفری دین مورگان

جنسیت

مذکر

سن

اوایل دهه ۴۰ (فصل ۱۰)
اواخر دهه ۶۰

پیشه

پیش از آخرالزمان:
مربی باشگاه
پسا آخرالزمان:
رهبر سابق ناجیان
سرباز سابق ائتلاف
نگهبان سابق مسافرخانه ایزی استی موتور

خانواده

لوسیل اسمیت - همسر مرحوم
جنین - معشوقه سابق
شری - «همسر» سابق
امبر - «همسر» سابق
تانیا - «همسر» سابق
فرانکی - «همسر» سابق
دو «همسر» سابق بی‌نام
آلفا - معشوقه مرحوم
آنی اسمیت - همسر
جاشوا اسمیت - پسر

اولین نمایش

قسمت ۱۶ (فصل ۶)

نیگان اسمیت (Negan Smith) یک آنتاگونیست سابق و یک بازمانده از همه‌گیری در دنیای تلویزیونی AMC است. او یک شخصیت اصلی در مردگان متحرک و یکی از دو شخصیت اصلی سریال مردگان متحرک: شهر مرده است. او آنتاگونیست اصلی نیمه دوم فصل ۶، آنتاگونیست کلی فصل ۷ و فصل ۸ است. از فصل ۹ مردگان متحرک او همانند یک آنتاگونیست/ضد قهرمان ایفای نقش می‌کند.

او رهبر ناجیان بود که از اختیارات و منابع خود برای تحت سلطه درآوردن سایر جوامع و جمع آوری خراج استفاده می‌کرد. پس از جنگی علیه شبه نظامیان، او شکست خورد و در نهایت دریل دیکسون مسئولیت ناجیان را بر عهده گرفت، و نیگان مایل به همکاری با جوامع شد. او به عنوان زندانی به منطقه امن الکساندریا منتقل شد و به حبس ابد محکوم شد.

نیگان به مدت هفت سال و نیم در الکساندریا زندانی ماند تا اینکه گابریل استوکس در مقطعی نتوانست به درستی سلول او را ببندد و به او اجازه فرار داد. نیگان پس از دیدن اینکه جهان چگونه تغییر کرده است، ترجیح داد به جای تنها ماندن، به الکساندریا و سلول خود بازگردد. او همچنین رابطه نزدیکی با جودیت گرایمز ایجاد کرد. پس از نجات جودیت در طی یک کولاک عظیم، نیگان اجازه یافت تا تحت نظارت، نقشی در جامعه داشته باشد.

در طول جنگ ویسپرر، نیگان توسط کارول پلتیر از سلول خود آزاد شد و برای نفوذ به ویسپررها فرستاده شد تا رهبر آن‌ها، آلفا را بکشد. پس از کمک به ائتلاف در دستیابی به پیروزی در جنگ، نیگان با گذشته خود کنار آمد و با وجود تهدید مگی ری که به دنبال انتقام از او بود، تصمیم گرفت در الکساندریا بماند. او در جست‌وجوی منابع برای جوامع با مگی روبرو شد و آن‌ها مدت سختی را با هم همکاری کردند. نیگان که می‌دانست با پایان یافتن درگیری علیه ریپرها، سرنوشت او اجتناب‌ناپذیر خواهد بود، تصمیم گرفت الکساندریا را ترک کند تا پناهگاه دیگری را برای سکونت پیدا کند.

نیگان پس از خروج از الکساندریا به ریوربند پیوست و با آنی ازدواج کرد. او که وارد درگیری با کامن‌ولث شده بود، دوباره به متحدانش ملحق شد. او پس از ابراز پشیمانی واقعی از قتل گلن سرانجام با مگی صلح کرد و نیگان و آنی برای یافتن زندگی جدیدی با فرزندشان به جای دیگری رفتند.

سال‌ها بعد، نیگان پس از کشتن پنج مرد برای محافظت از همسرش، آنی و پسرش جاشوا را با واگن قطاری به میسوری فرستاد. او با جینی، دختر یکی از مردانی که کشته بود یک ارتباط پدر و دختری برقرار کرد. این دو به مگی پیوستند تا به او در نجات دادن دختر مگی یعنی هرشل از دست کروات، یکی از اعضای سابق ناجیان کمک کنند.

شرح

نیگان مردی کاریزماتیک، گستاخ، فریب‌دهنده، وحشی، و دارای نوعی شوخ‌طبعی طعنه‌آمیز و نامناسب است. او یک استراتژیست درخشان و یک رهبر قوی و مؤثر است که صدها نفر را زنده نگه داشت و بسیاری او را می‌پرستیدند و دیگران نیز از او می‌ترسیدند. زمانی که او رهبر ناجیان بود، نشان داد که کنترل کاملی بر گروه وسیع خود دارد و به هیچ کس پاسخ‌گو نبود و به عنوان یک دیکتاتور کامل عمل می‌کرد. نیگان همچنین مانند یک رهبر فرقه عمل می‌کرد، زیرا ناجیان همه در حضور او زانو می‌زدند و وقتی از آن‌ها پرسیده می‌شد که کیستند، همه یکپارچه به «نیگان» پاسخ می‌دادند. به نظر می‌رسد که نیگان به سلامت گروهش اهمیت می‌داد، به طوری که شخصا آبراهام را به خاطر کشتن سربازانش مجازات کرد و کشت. نیگان معتقد بود که به تنهایی می‌تواند افراد اطراف خود را نجات دهد و حاضر بود برای اطمینان از بقای آن‌ها هر کاری که لازم است بکند.

او همچنین یک رهبر بسیار بی‌رحم بود که حاضر بود با اخاذی از جوامع متعدد، هر کاری که لازم بود برای به دست آوردن منابع و تدارکات برای گروهش انجام دهد و در صورت عدم اطاعت از خواسته‌هایش، آن‌ها را به مرگ تهدید می‌کرد. نیگان یک قاتل خونسرد است که نه تنها برای زنده ماندن، بلکه برای هر نافرمانی افراد را می‌کشد. او همچنین برای افرادی که به نظرش ضعیف هستند احترامی قائل نیست، زیرا اسپنسر را به طرز وحشیانه‌ای سلاخی کرد چون سعی داشت او را متقاعد کند که ریک را بکشد و ادعا می‌کرد که جرات انجام این کار را ندارد. او به پدر گابریل توضیح داد که می‌خواهد به مردم از طریق نقاط ضعفشان کمک کند و این ممکن است توضیح دهد که چرا او از ترس به عنوان ابزاری برای نگه داشتن مردم در صف استفاده می‌کند. او با سخت‌گیری به مردم، آن‌ها را قوی‌تر می‌کرد و تمایل بیشتر در زنده ماندن ایجاد می‌کرد.

از سوی دیگر، نیگان برای کسانی که از نظر جسمی و روحی قوی بودند و سرکشی نشان می‌دادند، احترام زیادی قائل بود. او از دریل برای ایستادن در برابر او و مشت زدن به صورتش خوشش آمد، با وجود اینکه او با کشتن گلن، دریل را مجازات کرد. علاوه بر این، نیگان با وجود برخورد بسیار خشنی که با ریک داشت اما احترام زیادی برای او و مهارت‌های رهبری‌اش نشان داد.

همچنین او نشان داده است که قادر به شکنجه کردن شدید است و هرکسی را که از قوانین او پیروی نکند را مثله می‌کند، مانند دوایت و مارک که صورتشان را با اتوی لباس داغ سوزاند. با این حال، نیگان بیان کرده است که از اجرای این نوع مجازات متنفر است اما آن را ضروری می‌داند. نیگان همچنین از اشکال روانشناختی شکنجه استفاده می‌کند، همانطور که سعی کرد ریک را مجبور کند بازوی پسرش را جدا کند تا او را کاملاً بشکند. نیگان همچنین به شدت مستعد جنگ روانی است و در دستکاری و شکستن اکثر افراد برای تسلیم شدن خوب عمل می‌کند. علاوه بر این او آشکارا اعتراف کرده است که از کشتن مردم به ویژه مردان لذت می‌برد، در حالی که از کشتن زنان لذت نمی‌برد، اگرچه در صورت لزوم زن‌ها را نیز را خواهد کشت.

وقایع الکساندریا و به‌ویژه مواجه شدن با یک رهبر ظالم و سادیست باعث شد تا نیگان درک جدیدی از اعمال خود در زمان حکومتش پیدا کند. او سرانجام متوجه شد که با مگی چه کرده است و با گریه و به خاطر قتل گلن از او عذرخواهی کرد و حتی حاضر بود خود را قربانی کند تا پاملا میلتون را بکشد. مگی پس از گذراندن مدت طولانی کار کردن با نیگان، متوجه شد که نیگان واقعا در تلاش برای تغییر است، اما نمی‌توانست او را به خاطر کاری که کرده ببخشد. با این حال، مگی تصمیم گرفت تا از نفرت به نیگان دست بردارد و به راه خود ادامه دهد، و حتی مکانی در هیل‌تاپ را به او پیشنهاد داد.

نیگان همین طور پیوند عمیقی با همدم جوانش جینی دارد و به دنبال جایی امن برای اوست. با وجود لال بودن جینی و ناامیدی اولیه نیگان از ناتوانی در برقراری ارتباط قوی با او، اما نیگان به سرعت متوجه شد که جینی بر اساس سرنخ‌های غیرکلامی، آنچه می‌خواهد را به او می‌گوید. نگان بعدا اعتراف کرد که او کسی بوده که پدر جینی را به قتل رسانده است، و از این رو به طور غیرمستقیم باعث شد که دختر جوان بسیار آسیب ببیند. او خود را از این بابت گناهگار می‌داند و محافظت از جینی را بهای کاری که کرده می‌داند.

نیگان همچنان محبت زیادی به هرشل ری دارد و حتی در مقطعی جان خود را به خطر انداخت تا به مگی در نجات پسرش کمک کند، علی‌رغم اینکه هرشل از او نفرت دارد. در طول ملاقات کوتاه بین آن‌ها، نیگان به گرمی به هرشل سلام کرد اما هرشل عمدتا به دلیل وسواس مداوم مادرش نسبت به نیگان عصبانی بود و پاسخی نداد.

صفحات دیگر