بر پایه سیستم حالت روشن حالت تاریک

فالکون و سرباز زمستان

اشتراک‌گذاری

فالکون و سرباز زمستان

The Falcon and The Winter Soldier

فالکون و سرباز زمستان - دنیای سینمایی مارول

شورانر (Showrunner)

مالکولم اسپلمن

آهنگساز

هنری جکمن

پخش از

دیزنی پلاس

تاریخ پخش

۲۹ اسفند ۱۳۹۹ - ۳ اردیبهشت ۱۴۰۰

تعداد قسمت‌ها

۶

فالکون و سرباز زمستان (The Falcon and The Winter Soldier) یک مینی سریال تلویزیونی بر اساس دو ابرقهرمان با همین نام‌ها از مارول کامیکس است. داستان فالکون و سرباز زمستان دنباله‌ای بر فیلم «انتقام‌جویان: پایان بازی» است و دومین بخش از فاز چهارم دنیای سینمایی مارول محسوب می‌شود. این سریال توسط مارول استودیوز تولید و از طریق دیزنی پلاس منتشر شده است.

سریال فالکون و سرباز زمستان در قالب شش قسمت از تاریخ ۲۹ اسفند ۱۳۹۹ تا ۳ اردیبهشت ۱۴۰۰ پخش شد.

داستان فالکون و سرباز زمستان

داستان سریال فالکون و سرباز زمستان شش ماه پس از رویداد بلیپ و تحویل دادن سپر کاپیتان آمریکا توسط استیو راجرز به سم ویلسون جریان دارد. سم در حال کار با نیروی هوایی ایالات متحده در خارج از کشور به منظور نجات یک گروگان از دست گروهی تروریستی به نام LAF به رهبری جورجس باتروک بود. همکار ویلسون یعنی خواکین تورس در مورد گروه آنارشیست فلگ اسمشرها (پرچم شکن‌ها) برای او مختصری توضیح داد. تورس فعالیت این گروه را در سوئیس بررسی کرد اما در هنگام سرقت از بانک توسط یکی از آن‌ها مورد حمله قرار گرفت. ویلسون که استفاده از عنوان کاپیتان آمریکا را برای خود ممکن نمی‌دانست، سرانجام تصمیم گرفت تا سپر را به موسسه اسمیتسونین تسلیم کند و به جیمز رودز توضیح داد که احساس می‌کند سپر هنوز به راجرز تعلق دارد. مدت کوتاهی پس از آن، در حالی که سم در کار خانوادگی‌شان در لوئیزیانا به خواهرش سارا کمک می‌کرد، متوجه شد که دولت ایالات متحده کاپیتان جدیدی را تعیین کرده است که این فرد کاپیتان جان واکر بود.

باکی بارنز که توسط دولت ایالات متحده مورد عفو قرار گرفته بود، از این انتصاب خشمگین شد و در این باره با ویلسون بحث و جدلی داشت که ویلسون از تصمیم خود دفاع کرد. بارنز به همراه ویلسون به مونیخ رفت، جایی که فلگ اسمشرها در حال حمل واکسن‌هایی بودند. آن‌ها در هنگام تلاش برای مبارزه با این گروه متوجه شدند که این آنارشیست‌ها همه توسط یک سرم ابر سرباز تقویت شده‌اند و از این رو آن‌ها در برابر این گروه با چالش روبرو شدند. واکر به همراه همکارش لمار هاسکینز برای کمک به صحنه رسید اما شکست خورد. ویلسون و بارنز با وجود این که گرفتار این درگیری بودند، از همکاری با واکر و هاسکینز امتناع کردند. پس از عدم موفقیت در این درگیری، ویلسون و بارنز به بالتیمور سفر کردند و با آیزایا بردلی دیدار کردند. آیزایا یک ابر سرباز از جنگ کره بود که ۳۰ سال زندانی شده بود و به منظور آزمایش خون توسط هایدرا مورد استفاده قرار گرفته بود. بردلی به دلیل حضور بارنز در آن جا، هر دوی ویلسون و بارنز را از خانه‌اش بیرون کرد.

کمی بعد بارنز به دلیل نرفتن به یکی از جلسه‌های درمان اجباری دستگیر شد، با این حال او توسط واکر آزاد شد. بارنز پس از رد درخواست واکر برای همکاری، تصمیم گرفت تا به برلین برود و برای دستیابی به اطلاعاتی پیرامون سرم ابر سرباز با هلموت زیمو دیدار کند. او و ویلسون در قبال دریافت این اطلاعات زیمو را از زندان فراری دادند. در ادامه‌ی داستان، این سه برای یافتن مغز متفکر پشت احیای مجدد سرم، به مادریپور سفر کردند و با یک تبهکار بزرگ به نام سلبی ملاقات کردند. سلبی فاش کرد که ویلفرد ناگل برای تولید این مایع توسط پاور بروکر (کارگزار قدرت) استخدام شده است. زمانی که هویت جعلی ویلسون در این ماموریت به خاطر یک تماس افشا شد، نقشه به هم ریخت و آن‌ها مجبور به فرار شدند. در جریان این اتفاق سلبی کشته شد و این موضوع باعث شد تا جایزه‌ای برای سر این سه فرد گذاشته شود. آن‌ها کمی بعد در آنجا با شارون کارتر دیدار کردند، کسی که برای سرقت سپر کاپیتان آمریکا تحت تعقیب بود و در مادریپور مستقر شده بود. شارون آن‌ها را به سمت آزمایشگاه ناگل هدایت کرد، و ناگل برای آن‌ها افشا کرد که رهبر فلگ اسمشرها یعنی کارلی مورگنتا ۲۰ ویال سرم را به سرقت برده است. زیمو در یک اقدام ناگهانی ناگل را کشت و سپس همه از آزمایشگاه خارج شدند. کارتر در مادریپور باقی ماند و ویلسون به او قول عفو شدن او را داد. بعد از این که فلگ اسمشرها به یک انبار تامین کننده مربوط به شورای جهانی بازگردانی (GRC) حمله کردند و آنجا را تخریب کردند، زیمو برای جستجوی مورگنتا، گروه را به سمت لتونی هدایت کرد.

در زمان حضور در لتونی، بارنز با عضو دورا میلاجه یعنی آیو روبرو شد، کسی که از بارنز به خاطر آزاد کردن زیمو عصبانی بود. او هشت ساعت به بارنز فرصت داد تا زیمو را دستگیر کند. زیمو آن‌ها را به سمت یک محل تشییع جنازه که مورگنتا در آن شرکت داشت برد، جایی که آن‌ها با واکر و هاسکینز روبرو شدند. ویلسون به تنهایی به دیدار مورگنتا رفت و مورگنتا برای ویلسون توضیح داد که اقدامات او برای جلوگیری از جابجایی برنامه‌ریزی شده پناهندگان و مبارزه با GRC است. ویلسون تلاش کرد تا مورگنتا را متقاعد کند که به مبارزات خود پایان دهد، اما واکر که بی‌صبرانه منتظر دستگیر کردن او بود وارد شد و یک درگیری ایجاد شد. زیمو به مورگنتا حمله کرد و شروع به تخریب ویال‌های باقیمانده سرم کرد. با این حال یکی از ویال‌ها که از چشم او دور مانده بود  توسط واکر برداشته شد. مدتی بعد دورا میلاجه برای دستگیری زیمو وارد عمل شد، اما چون واکر حاضر به تحویل دادن وی به دلیل صلاحیت قضایی نشد، یک درگیری میان آن‌ها شکل گرفت که منجر به فرار زیمو شد. مورگنتا طی تماسی با خواهر سم یعنی سارا ویلسون، او را تهدید کرد، و سم و بارنز را مجبور کرد تا به ملاقات او بیایند، چرا که می‌خواست آن‌ها را با هدف خود هم مسیر کند. واکر و هاسکینز از راه رسیدند و منجر به یک درگیری دیگر شدند که در این درگیری مورگنتا به طور تصادفی هاسکینز را کشت. واکر برای گرفتن انتقام یکی از اعضای این گروه را تعقیب کرد و با سپر خود در جلوی چشم مردم به طرز وحشیانه‌ای او را کشت.

از این رو ویلسون و بارنز با واکر روبرو شدند و با زور سپر را از او گرفتند، و دولت ایالات متحده نیز عنوان کاپیتان آمریکا را وی گرفت. سپس در مقطعی زنی مرموز به نام والنتینا الگرا د فونتین با واکر دیدار کرد و به او پیشنهاد همکاری داد. در همین حین بارنز به ردگیری زیمو در سوکویا پرداخت و او را به دورا تحویل داد تا مابقی عمرش را در رفت سپری کند. ویلسون لباس بال‌دار خود که در نبرد با واکر آسیب دیده بود را به تورس سپرد و دوباره به دیدار بردلی در بالتیمور رفت. بردلی پس از بیان گذشته غم‌انگیز خود برای ویلسون، به او گفت که هیچ سیاه پوستی هرگز نمی‌خواهد که کاپیتان آمریکا باشد. ویلسون در بازگشت به خانه در لوئیزیانا، به سارا کمک کرد تا قایق خانوادگی‌شان را تعمیر کند، و در همین زمان بارنز با جعبه‌ای از واکاندا بازگشت. سپس ویلسون و بارنز با سپر تمرین کردند و توافق کردند که کینه‌های گذشته خود را کنار بگذارند و با هم به صورت تیمی کار کنند.

در ادامه داستان، کارتر مخفیانه باتروک را به کار گرفت و به او ماموریت داد که به عنوان جاسوس در برنامه حمله به GRC در شهر نیویورک به فلگ اسمشرها بپیوندد. ویلسون جعبه رسیده از واکاندا را باز کرد و درون آن یک لباس بال‌دار جدید با نقش کاپیتان آمریکا را یافت. او سرانجام برای مقابله با آنارشیست‌ها، عنوان کاپیتان آمریکا را قبول کرد. کمی بعد کارتر در تلاش برای امنیت اعضای GRC به بارنز پیوست. واکر با یک سپر دست‌ساز وارد صحنه شد، به این امید که یک بار و برای همیشه مورگنتا را بکشد. با این حال، او از انتقام خود دست کشید تا اعضای GRC را از خطر نجات دهد. در مقطعی کارتر با مورگنتا روبرو شد و موقعیت جدیدی را در کنار خود به او پیشنهاد کرد. کمی بعد باتروک در آنجا حضور پیدا کرد و از هویت کارتر به عنوان پاور بروکر آگاه شد. مورگنتا نیز پی برد که باتروک به عنوان جاسوس استخدام شده است. وقتی باتروک برای دانستن این حقیقت از کارتر باج‌خواهی کرد، کارتر زیر بار نرفت و به او شلیک کرد. ویلسون از مبارزه کردن با مورگنتا امتناع کرد و سعی کرد با او استدلال کند، اما وقتی او تهدید به کشتن ویلسون کرد، کارتر او را نیز کشت.

ویلسون که تحت تاثیر مورگنتا قرار گرفته بود، GRC را متقاعد کرد تا تلاش خود برای انتقال مجدد را کنار بگذارد و در عوض مستقیما به افراد آواره شده کمک کند. اعضای باقیمانده از فلگ اسمشرها دستگیر شدند و قرار بود به رفت منتقل شوند، اما آن‌ها در مسیر توسط خدمتکار زیمو یعنی اوزنیک کشته شدند.

در پایان داستان فالکون و سرباز زمستان، واکر توسط د فونتین به عنوان مامور یو.اس. استخدام شد. بارنز نیز از افرادی که تحت عنوان سرباز زمستان مورد ظلم قرار گرفته بودند حلالیت طلبید. ویلسون، بردلی را به اسمیتسونین برد و بنای یادبودی از بردلی را به او نشان داد تا داستان او جاودانه شود. در حالی که ویلسون، بارنز و مردم محلی از جشنی در لوئیزیانا لذت می‌بردند، کارتر رسما توسط دولت ایالات متحده مورد عفو قرار گرفت. با این حال این موضوع به او امکان می‌داد تا به منابع دولتی دسترسی مستقیم داشته باشد و خریدارانش در مادریپور را تضمین کند.

قسمت‌ها

  • نظم دنیای جدید
  • مرد ستاره‌دار
  • پاور بروکر
  • تمام دنیا در حال تماشا هستند
  • حقیقت
  • یک دنیا، یک مردم

شخصیت‌ها و بازیگران

  • آنتونی مکی در نقش سم ویلسون/فالکون/کاپیتان آمریکا
  • سباستین استان در نقش باکی بارنز/سرباز زمستان
  • امیلی ون‌کمپ د رنقش شارون کارتر/پاور بروکر
  • وایت راسل در نقش جان واکر/کاپیتان آمریکا/مامور یو.اس.
  • ارین کلیمن در نقش کارلی مورگنتا/فلگ اسمشر
  • جولیا لوئیس-دریفس در نقش والنتینا آلگرا د فونتاین
  • فلورنس کاسومبا در نقش آیو
  • دنی رامیرز در نقش خواکین تورس
  • جورجس اس‌تی-پیر در نقش جورجس باتروک
  • آدپرو اودویه در نقش سارا ویلسون
  • دنیل بروهی در نقش هلمت زیمو/بارون زیمو
  • دون چیدل در نقش جیمز رودز

منبع

صفحات دیگر