ویکی استرنجر تینگز

ویل بایرز

اشتراک‌گذاری

ویل بایرز

Will Byers

ویل بایرز - استرنجر تینگز

تولد

۲۲ مارچ ۱۹۷۱

سن

۱۲ (فصل ۱)
۱۴/۱۵ (فصل ۴)

نام مستعار

ویل دانا
پسر زامبی
جاسوس

سکونت

هاوکینز ایندیانا
لنورا هیلز، کالیفرنیا

خانواده

لونی بایرز (پدر)
یازده (همانند خواهر)

وابسته به

ای‌وی کلاب (قبلا)
خانواده بایرز

پیشه

دانش‌آموز مدرسه راهنمایی هاوکینز (قبلا)
دانش‌آموز دبیرستان لنورا هیلز

جنسیت

مذکر

بازیگر

نوآ اشنپ

ویلیام ویل بایرز (William "Will" Byers) یکی شخصیت‌های محوری Stranger Things است. ویل پسر لونی و جویس بایرز، و برادر کوچک جاناتان بایرز است. او بهترین دوست مایک ویلر، لوکاس سینکلر، داستین هندرسون، یازده، و مکس میفیلد است.

در شب ۶ نوامبر ۱۹۸۳، ویل توسط دموگورگن ربوده شد و به بُعدی دیگر به نام آپساید داون منتقل شد. در حالی که خانواده و دوستانش سخت به دنبال او بودند، ویل برای یک هفته سعی کرد از این موجود دور بماند. اگرچه او سرانجام نجات یافت و به زندگی عادی بازگشت، اما در زمان حضورش در آپساید داون ارتباطی مرموز بین او و این قلمرو شکل گرفت.

یک سال بعد، ویل توسط مایند فلایر تسخیر شد و به بخشی از شبکه ذهنی آن تبدیل شد. ویل از طریق این ارتباط قادر شد انگیزه‌ها و ضعف‌های این موجود را درک کند. با این حال، مایند فلایر از این ارتباط با ویل به منظور کشتار دانشمندان آزمایشگاه ملی هاوکینز بهره گرفت. سرانجام ویل با کمک مادر و برادرش و همچنین نانسی قادر شد تا از تسخیر هیولا به سلامت خارج شود. یک ماه پس از رهایی از ویل از مایند فلایر، او با دوستانش در یک مراسم رقص سالانه در هاوکینز شرکت کرد اما مادر او همچنان ویل را تحت نظر داشت تا از امنیت او اطمینان پیدا کند.

در سال ۱۹۸۵، ویل در پذیرفتن این موضوع که او و دوستانش در حال بزرگ شدن هستند مشکل داشت، چرا که اتفاقات گذشته، دو سال از کودکی او را گرفته بود و او می‌خواست آن را پس بگیرد. وقتی ویل احساس کرد که مایند فلایر بازگشته است، او با دوستانش همکاری کرد تا این موجود را متوقف کند. در طول این فرآیند، ویل با همه تغییراتی که در زندگی‌اش رخ داده بود کنار آمد. سه ماه پس از شکست مایند فلایر، خانواده بایرز از هاوکینز نقل مکان کردند و ویل پیش از رفتن از دوستانش خداحافظی کرد.

پس از آن دکتر اوونز خانواده بایرز به همراه یازده را به لنورا هیلز کالیفرنیا منتقل کرد. ویل و یازده در یک دبیرستان بودند، جایی که یازده به طور مرتب توسط یکی از دانش‌آموزان به نام آنجلا و دوستانش مورد آزار قرار می‌گرفت. در مقطعی ضربه‌ی جدی که یازده به آنجلا زد باعث شد تا او توسط پلیس بازداشت شود. در همین زمان دو عامل مرموز نیز برای محافظت و نظارت بر ویل، جاناتان و مایک وارد خانه بایرز شدند. بعدا این خانه توسط نیروهای ارتش مورد هجوم قرار گرفت. یکی از مأمورین در این حمله زخمی شد و قبل از این که بمیرد به پسران گفت که «نینا» پیدا کنند. سپس این سه در سفری جاده‌ای به دنبال یازده رفتند.

پس از پیدا کردن یازده در صحرای نوادا، هر چهار نفر به یازده کمک کردند تا یک یک مخزن محرومیت حسی را در آشپزخانه یک رستوران بسازند. این موضوع به یازده اجازه داد تا با تجسم ذهنی به مبارزه وکنا برود. دو روز بعد، این گروه به هاوکینز بازگشتند و از میزان تخریب ناشی از «زلزله» اخیر شوکه شدند. به محض بازگشت به هاوکینز، ویل متوجه شد کسی که باعث ارتباط ذهنی او در سال ۱۹۸۴ شده مایند فلایر نبوده بلکه وکنا ​​بوده است. او با نگرانی به مایک گفت که او هنوز هم حضور وکنا ​​را حس می‌کند، و این که برای پایان دادن اتفاقات آپساید داون وکنا ​​باید کشته شود.

قدرت‌ها و توانایی‌ها

قدرت‌ها

  • حس کردن موجودات

قدرت‌های سابق

  • دید حقیقی: ویل پس از نجات از آپساید داون قادر به دیدن تصاویری از این بعد بود. مایک این قابلیت را با اشاره به بازی Dungeons & Dragons «دید حقیقی» نامید.
  • خاطرات حال: به دنبال تسخیر شدن ویل توسط مایند فلایر، او قادر شد هر چه هیولا می‌بیند را مشاهده کند.
  • قدرت فرا انسانی
  • دستکاری برق
صفحات دیگر