بر پایه سیستم حالت روشن حالت تاریک

فلینت مارکو

اشتراک‌گذاری

فلینت مارکو

Flint Marko

فلینت مارکو - Marvel's Spider Man

نام مستعار

سندمن

سن

۴۴

موقعیت

پیشه

سارق

خانواده

کیمیا کارکو (دختر)

جنسیت

مذکر

بازیگر

لئاندرو کانو

فلینت مارکو (Flint Marko) که بیشتر با نام مرد شنی/سندمن (Sandman) شناخته می‌شود، شخصیتی در مجموعه مرد عنکبوتی مارول است. در قسمت اول تنها به نام او اشاره شد، تا اینکه اولین حضور فیزیکی او به عنوان یک باس در Marvel's Spider-Man 2 صورت گرفت.

تاریخچه

گذشته

فلینت در سال ۱۹۷۶ به دنیا آمد. او پیشینه‌ی ضعیفی داشت و در فقر بزرگ شد. زمانی که فلینت تبدیل به یک ابر جنایتکار تحت نام سندمن شد، پیتر پارکر (با نام مستعار مرد عنکبوتی) یک ویال حاوی تکه‌هایی از خاطراتش را در اختیار داشت.

فلینت همچنین در ابتدا نقشه دزدی از F.E.A.S.T را داشت، تا اینکه می پارکر او را به طور مسالمت آمیز دور کرد و باعث شد.

در نهایت، فلینت تصمیم گرفت به خاطر دخترش، کیمیا، زندگی خود را به عنوان یک شرور پشت سر بگذارد. پیتر نیز متوجه عدم فعالیت جنایی او شده بود که نشان می‌داد برای مدت طولانی از فعالیت مجرمانه اجتناب کرده است.

Marvel's Spider-Man 2

گذشته‌ی فلینت باعث شد تا او مورد هدف کریون شکارچی تبدیل شود. مارکو متوجه شده بود که تحت تعقیب است، اما تلاش‌های او برای کمک گرفتن از مقامات نادیده گرفته شد.

نقطه‌ی شکست زمانی رخ داد که دختر او کیمیا ناپدید شد. به این ترتیب مارکو در ناامیدی دوباره تبدیل به سندمن شد و شروع به حمله در شهر کرد، تا اینکه پیتر و مرد عنکبوتی جدید، مایلز مورالز او را مطیع کردند. فلینت این دو را به خاطر اقدامات کریون برای شکار قهرمانان و شروران شهر نیویورک مورد انتقاد قرار داد و سپس توسط مقامات به زندان رافت زندانی منتقل شد.

بعدا، مایلز یک کریستال عجیب را پیدا کرد که توسط موجودات شنی دارای ادراک محافظت می‌شد. آن‌ها در کنار مری جین واتسون پی بردند که ذهن مارکو در طول نبرد به قطعاتی تقسیم شده است که این کریستال تکه‌ای از خاطرات اوست. آن‌ها حدس زدند که اگر بتوانند تمام کریستال‌های پراکنده در شهر را پیدا کنند، می‌توانند ذهن مارکو را ترمیم کنند.

با بازیابی تما متکه‌ها، مردان عنکبوتی سرانجام از تلاش مارکو برای ایمن نگه داشتن کیمیا مطلع شدند. پس از بازیابی تکه نهایی و اطمینان از امنیت کیمیا، آن‌ها به درخواست مارکو، مجسمه‌ای از کریستال‌ها را ساختند و آن را دختر فلینت دادند و همین طور به او قول دادند که روزی مارکو بازخواهد گشت.

صفحات دیگر