ویکی Marvel's Spider Man

فلیشیا هاردی

اشتراک‌گذاری

فلیشیا هاردی

Felicia Hardy

فلیشیا هاردی - Marvel's Spider Man

نام واقعی

گربه سیاه/بلک کت

سن

اواخر دهه ۲۰

بستگان

والتر هاردی (پدر)

جنسیت

مونث

خاستگاه

پیشه

دزد حرفه‌ای

توانایی‌ها

سرقت، چابکی، رزمی کار، پنجه‌های جمع شونده و قلاب

بازیگر

اریکا لیندبک

فلیشیا هاردی با نام مستعار گربه سیاه/بلک کت (Black Cat) شخصیتی برجسته در محتوای قابل دانلود The City That Never Sleeps از بازی Marvel's Spider-Man است. او همچنین یک شخصیت جزئی در Marvel's Spider-Man 2 است.

فلیسیا دزد ماهری است که از ترکیبی از ورزش، مهارت‌های هنرهای رزمی و ابزارهای با فناوری پیشرفته استفاده می‌کند و اغلب در مرز شخصیت خوب و بد قرار دارد. او دختر یک سارق مشهور به نام والتر هاردی است که لقب گربه سیاه را نیز از او گرفته است. او رابطه پیچیده‌ای با مرد عنکبوتی دارد و در نقاط متعددی به عنوان متحد، دشمن و معشوقه‌ی او ظاهر شده است.

پیشینه

اوایل زندگی

فلیشیا تنها دختر والتر هاردی، بلک کت اول است، کسی که مرگ خود را جعل کرد تا خانواده‌ی جنایی ماجیا دیگر در تعقیب او نباشند. زمانی که فلیشیا بزرگ شد، او تصمیم گرفت تا راه پدرش را ادامه دهد و به گربه سیاه جدید تبدیل شد. او به عنوان بلک کت تنها از افراد ثروتمند یا کسانی که از نظر او مستحق این کار بودند، دزدی می‌کرد.

در مقطعی نامعلوم، او با مرد عنکبوتی آشنا شد و این دو درگیر یک رابطه عاشقانه شدند. در این مقطع بلک کت اقدامات مجرمانه را کنار گذاشت و مرد عنکبوتی سعی کرد او را به عنوان «فردی خوب» آموزش دهد، اما علیرغم وعده‌های ابتدایی بلک کت، وقتی پیتر متوجه شد که او از برخی از تبهکاران دزدی می‌کند، به این رابطه پایان داد. تا پیش از رویدادهای Marvel's Spider-Man، لباس و تجهیزات او توسط پلیس ضبط شده بود.

Marvel's Spider-Man

زمانی گربه سیاه با هامرهد رئیس ماجیا قراردادی بست که طی آن او موافقت کرد فلش درایوهای حاوی اطلاعات مالی سایر خانواده‌های ماجیا را بدزدد، فلش‌هایی که هامرهد می‌خواست از آن در جهت بازی قدرت استفاده کند، اگرچه بلک کت برنامه داشت تا ثروت آن‌ها را برای خودش برباید و درایوهای جعلی تحویل بدهد.

در مقطعی بلک کت از طریق یک شماره ناشناس با اسپایدرمن تماس گرفت و با طعنه زدن به پارکر، او را به مکان‌های مشخصی هدایت کرد تا او را پیدا کند. بلک کت در این مکان‌ها یک دستگاه ضبط صوت و یک پیام را از خود به جای گذاشته بود. او با حقه‌هایی اسپایدرمن را مجبور به جمع‌آوری یک سری عروسک گربه کرد که این عروسک‌ها در کنار هم زنگ‌های هشدار اتاق مدارک اداره پلیس را از کار می‌انداخت. از این رو فلیشیا قادر شد تا لباس و ابزار قدیمی خود را از اداره پلیس بازیابی کند.

The City That Never Sleeps

بلک کت برای یکی از پنج رئیس گروه تبهکار ماجیا یعنی هامرهد شروع به کار کرد. او ماموریت داشت تا چهار فلش مموری سایر رئیس‌های این گروه را برای هامرهد بدزدد و همین موضوع باعث ایجاد یک جنگ بین خانواده‌های ماجیا شد. او در یک رویارویی با اسپایدرمن دلیل کار کردن برای این رئیس تبهکار را حفظ جان پسرش اعلام کرد.

این فلش مموری‌ها در واقع کلید دارایی‌های خانواده‌های ماجیا بود که منظور صلح در یک مکان ذخیره شده بود. اسپایدرمن در مقطعی سعی کرد تا به بلک کت کمک کند تا از شرایطی گرفتار آن شده خارج شود. با این حال بلک هر دوی اسپایدرمن و هامرهد را فریب داد تا خودش دارایی‌ها را تصاحب کند. داستان پسر او ساختگی بود و هامرهد هم چهار فلش مموری جعلی دریافت کرده بود. پس از این جریان هامرهد و افرادش اقدام به منفجر کردن پنت‌هاوس بلک کت کردند. با وجود تلاش اسپایدرمن در نجات او اما این اتفاق نیفتاد و ظاهرا او کشته شد.

بعدها اسپایدرمن در تقابلی با هامرهد که به یک سایبورگ تبدیل شده بود، مغلوب شد اما قبل از این که توسط هامرهد کشته شود، توسط بلک کت نجات پیدا کرد. بلک کت که حادثه انفجار زنده مانده بود بابت کارهای گذشته خود از اسپایدرمن غذرخواهی کرد و یکی از فلش مموری‌ها را به او داد.

Marvel's Spider-Man 2

فلیشیا به یکی از اهداف کریون شکارچی در نیویورک تبدیل شده بود. از این رو پیتر مایلز مورالز را فرستاد تا به او در این باره هشدار دهد، و در همین حین مری جین واتسون نیز به مایلز هشدار داد که به او اعتماد نکند. مایلز متوجه شد که شکارچیان پیش از این با او درگیر شده‌اند، گرچه فلیشیا وسیله‌ای را از Sanctum sanctorum ربوده بود. فلیشیا به مایلز گفت که از آن برای یافتن دوستش در پاریس استفاده می‌کند و از اینکه پیتر خودش نیامده است ابراز ناامیدی کرد. مایلز در حالی که پورتال‌هایی را در شهر ایجاد می‌کرد، او را تعقیب کرد و در نهایت به او کمک کرد تا شکارچیانی را که به او حمله کرده بودند را دفع کند. سپس او با موفقیت نحوه استفاده از دستگاه را درک کرد و با کمک مایلز پورتالی را به پاریس ایجاد کرد. بعدا، فلیشیا با پیتر و مایلز تماس گرفت تا در مورد مکان تومبستون در ویلیامزبورگ به آن‌ها هشدار دهد و از هر دوی آن‌ها برای کمک تشکر کرد.

صفحات دیگر