رینا تارگرین
Rhaena Targaryen

تولد
وابسته به
عنوانها
القاب دیگر
اژدها
تمدن
مذهب
بستگان
نمایش در
رینا تارگرین (Rhaena Targaryen) یکی از دختران دیمون تارگرین و لینا ولاریون و خواهر دوقلوی بیلا تارگرین است. او یکی از اعضای جوان جناح سیاه در جریان جنگ داخلی موسوم به «رقص اژدهایان» محسوب میشود.
رینا در ابتدای داستان برخلاف بیشتر اعضای خاندان تارگرین اژدهایی ندارد و همین مسئله باعث میشود احساس کند جایگاهش در خانواده کمتر از دیگران است. این احساس، یکی از مهمترین محورهای داستان شخصیت او در سریال است.
در فصلهای نخست، رینا بیشتر در سایهٔ خواهر دوقلویش بیلا قرار دارد؛ بیلا اژدها دارد و روحیهای جنگجو دارد، در حالی که رینا هنوز نتوانسته اژدهایی را به خود پیوند دهد. اما این وضعیت در فصل سوم به شکل اساسی تغییر میکند و رینا سرانجام به یکی از مهمترین اژدهاسواران نسل جوان تبدیل میشود.
بیوگرافی
پیشینه و خانواده
رینا دختر دیمون تارگرین و لینا ولاریون است. او همراه با خواهر دوقلویش بیلا در پنتوس بزرگ میشود و از طریق پدر به خاندان تارگرین و از طریق مادر به خاندان قدرتمند ولاریون تعلق دارد.
رینا و بیلا پس از مرگ مادرشان، لینا، تحت سرپرستی پدرشان قرار میگیرند. دیمون بعدها با رینیرا تارگرین ازدواج میکند و به این ترتیب رینا و بیلا وارد خانوادهٔ رینیرا میشوند.
رینا در مقایسه با بیلا شخصیت آرامتر و محتاطتری دارد. او بیشتر به دنبال پیدا کردن جایگاه خودش در خانواده است و از اینکه هنوز اژدهایی ندارد، رنج میبرد.
دختری بدون اژدها
یکی از مهمترین ویژگیهای رینا در سریال، ناتوانی او در داشتن اژدهاست.
او بارها تلاش میکند با یک تخم اژدها پیوند برقرار کند، اما تخم او هرگز به جوجه تبدیل نمیشود. در نتیجه، رینا در میان نسل جدید تارگرینها احساس میکند از دیگران عقب مانده است.
بیلا با داشتن موندنسر به یک اژدهاسوار واقعی تبدیل شده، جیسریس و لوکریس نیز اژدهایان خود را دارند و حتی ایموند که در ابتدا اژدهایی نداشت، موفق شده ویگار را به دست آورد.
رینا این مسئله را بیش از آنکه صرفاً یک ناکامی شخصی بداند، نشانهای از فاصله گرفتن خودش از میراث تارگرین میبیند.
رابطه با پدرش
رابطهٔ رینا با دیمون یکی از دردناکترین بخشهای شخصیت اوست.
دیمون به دلیل شخصیت جنگجو و علاقهٔ شدیدش به اژدها، ارتباط نزدیکی با بیلا دارد؛ اما رینا احساس میکند پدرش او را به اندازهٔ خواهرش جدی نمیگیرد.
این احساس در فصل سوم به شکل مستقیم بیان میشود. رینا اعتراف میکند که تا پیش از پیدا کردن شیپاستیلر، خودش را کمارزشترین فرزند دیمون میدانسته، زیرا تنها فرزند او بوده که اژدهایی نداشته است.
سفر به ویل
با شدت گرفتن جنگ، رینیرا تصمیم میگیرد فرزندان کوچکترش، ایگون و ویسریس، از منطقهٔ جنگ دور شوند.
رینا مأمور میشود همراه آنها به ویل آریِن برود و از آنها محافظت کند. این مأموریت در ابتدا نشان میدهد که رینا هنوز نقش نظامی مستقیمی در جنگ ندارد و بیشتر به عنوان عضوی از خانواده که باید از نسل بعدی محافظت کند، مورد اعتماد قرار گرفته است.
او در ویل تحت حمایت جین آریِن قرار میگیرد، اما اقامتش در آنجا سرانجام مسیر زندگی او را تغییر میدهد.
شیپاستیلر
رینا در اطراف ویل با اژدهای وحشی و بدون سوار شیپاستیلر روبهرو میشود؛ اژدهایی که به دلیل علاقهاش به گوسفندها به این نام شناخته میشود.
شیپاستیلر برخلاف اژدهایان اهلی تارگرینها، کاملاً وحشی است و نزدیک شدن به آن بسیار خطرناک است.
رینا به تدریج تلاش میکند اعتماد او را جلب کند و در نهایت موفق میشود بر پشت اژدهای وحشی سوار شود. این لحظه برای رینا بسیار مهم است، زیرا چیزی را که سالها آرزویش را داشته به دست میآورد: تبدیل شدن به یک اژدهاسوار.
نبرد گالت
رینا پس از برقراری پیوند با شیپاستیلر، تصمیم میگیرد به سمت دراگوناستون بازگردد.
در مسیر، او شاهد نبرد گالت میشود و به جای دور ماندن از میدان نبرد، تصمیم میگیرد به کمک نیروهای جناح سیاه برود.
اما شیپاستیلر هنوز یک اژدهای کاملاً وحشی است و رینا کنترل کاملی بر او ندارد. در جریان نبرد، اژدها به نیروهای خودی نیز حمله میکند.
شیپاستیلر به کشتیهای ولاریون حمله میکند و در آشوب نبرد، به جیسریس ولاریون و اژدهایش ورمکس نیز حمله میکند. جیسریس در این نبرد کشته میشود و رینا بعداً متوجه میشود که نخستین حضور جدی او به عنوان اژدهاسوار، به مرگ یکی از نزدیکترین اعضای خانوادهاش منجر شده است.
این حادثه برای رینا به یک تراژدی شخصی تبدیل میشود. او بالاخره چیزی را که همیشه میخواسته به دست آورده، اما بلافاصله در نتیجهٔ آن با یکی از سنگینترین پیامدهای جنگ روبهرو شده است.
بازگشت به ویل
پس از نبرد، رینا همراه شیپاستیلر به ویل بازمیگردد.
جین آریِن از اینکه رینا بدون اجازه اقدام کرده و در نبرد شرکت کرده، خشمگین است و حضور او را خطری برای ویل میداند. رینا با این حال حاضر نیست شیپاستیلر را رها کند، زیرا این اژدها برای او تنها یک سلاح نیست؛ نمادی از هویتی است که سالها احساس میکرد از آن محروم بوده است.
دیمون حقیقت را میفهمد
دیمون سرانجام متوجه میشود که دخترش همان سوار مخفی شیپاستیلر است.
او در ابتدا از رینا خشمگین است، زیرا رینا برخلاف دستور خانواده عمل کرده و در نبرد گالت حضور یافته است. اما در گفتوگویی احساسی، دیمون اعتراف میکند که در حق دخترش کوتاهی کرده است.
دیمون متوجه میشود که رینا سالها با همان احساسی دستوپنجه نرم کرده که خودش در کودکی تجربه کرده بود: احساس اینکه چون اژدهایی ندارد، ارزش کمتری دارد.
رینا از بازگشت به کینگز لندینگ یا رویارویی با رینیرا خودداری میکند، زیرا میداند که مرگ جیسریس در نتیجهٔ دخالت شیپاستیلر، خشم ملکه را برانگیخته است.
پنهان شدن از رینیرا
دیمون تصمیم میگیرد برای محافظت از دخترش، حقیقت را از رینیرا پنهان کند.
او سر یک مرد کشتهشده را به عنوان مدرک به رینیرا نشان میدهد و ادعا میکند که سوار شیپاستیلر را پیدا کرده است. رینیرا تصور میکند اژدها بدون سوار فرار کرده و رینا همچنان ناشناس باقی میماند.
اما میساریا به ادعای دیمون مشکوک میشود و متوجه میشود که او حقیقتی را پنهان میکند.
افشای هویت رینا
در نهایت، رینیرا حقیقت را کشف میکند و میفهمد که سوار شیپاستیلر خود رینا بوده است.
رینیرا از اینکه دیمون حقیقت را از او پنهان کرده و از طرفی مرگ جیسریس با دخالت رینا در نبرد گالت پیوند خورده، به شدت خشمگین میشود.
رینا در برابر رینیرا مقاومت نمیکند و آماده است مجازات خود را بپذیرد. این لحظه نشان میدهد که او برخلاف تصور اولیه، دیگر آن دختر بیتجربه و کنارگذاشتهشدهٔ ابتدای داستان نیست.
نبرد بر سر شیپاستیلر
پس از افشای حقیقت، شیپاستیلر نیز درگیر ماجرا میشود. رینیرا با سایراکس، دیمون با کاراکسس و آدام ولاریون با سیاسموک تلاش میکنند اژدهای وحشی را مهار کنند.
درگیری بسیار شدید است و شیپاستیلر به شدت زخمی میشود، اما در نهایت زنده میماند و از محل نبرد دور میشود.
رینیرا رینا را با خود به کینگز لندینگ میبرد. رینا اکنون باید با پیامدهای تصمیمهای خود و از دست دادن جیسریس روبهرو شود.
رابطه با بیلا
رابطهٔ رینا و بیلا، با وجود تفاوت شخصیتهایشان، یکی از مهمترین روابط خانوادگی اوست.
بیلا از کودکی اژدها داشته و رینا همیشه از این بابت نسبت به خواهرش احساس کمبود میکرده است. با این حال، بیلا هیچگاه دشمن رینا نبوده و میان آنها پیوند عمیقی وجود دارد.
پس از افشای راز رینا، بیلا به دیدن خواهرش میرود. او ابتدا خشمگین است، اما در نهایت به رینا میگوید که باید از نو شروع کند. این دیدار نشان میدهد که با وجود تمام اتفاقات، رابطهٔ دو خواهر هنوز پابرجاست.
رینا در پایان فصل سوم
در پایان فصل سوم، رینا زنده است و سرنوشت او همچنان با شیپاستیلر گره خورده است.
او از ویل به کینگز لندینگ بازگردانده شده و رینیرا از حقیقت نقش او در مرگ جیسریس آگاه شده است. با این حال، رینا همچنان اژدهاسوار شیپاستیلر محسوب میشود.
شیپاستیلر نیز در پایان رویارویی با سایراکس، کاراکسس و سیاسموک کشته نمیشود و سرنوشت آیندهٔ آن هنوز برای ادامهٔ سریال باز است.
رینا در پایان فصل سوم بیش از هر زمان دیگری جایگاه خود را در خاندان تارگرین پیدا کرده است، اما این جایگاه با بهایی سنگین همراه شده: او سرانجام اژدهایی دارد، اما نخستین حضورش در جنگ با مرگ جیسریس و شکاف میان او و رینیرا همراه شده است.
شخصیت
رینا در مقایسه با بیلا شخصیت درونگراتر و حساستری دارد. او برخلاف خواهرش از ابتدا اعتمادبهنفس یک اژدهاسوار را ندارد و بخش زیادی از داستانش دربارهٔ پیدا کردن هویت و ارزش شخصی است.
- حساس: رینا بیش از بسیاری از اعضای خانواده تحت تأثیر احساس طردشدن قرار میگیرد.
- مصمم: با وجود شکستهای متعدد در پیدا کردن اژدها، دست از تلاش نمیکشد.
- خانوادهدوست: ارتباط او با بیلا، دیمون و خانوادهٔ رینیرا بخش مهمی از زندگیاش است.
- مستقل: پس از یافتن شیپاستیلر، حاضر نیست به راحتی از اژدهای خود دست بکشد.
- احساساتی: تصمیمهای او گاهی بیشتر از منطق سیاسی، تحت تأثیر احساسات و نیاز به اثبات خودش قرار میگیرند.
- شجاع: نزدیک شدن به یک اژدهای وحشی و سوار شدن بر آن، یکی از خطرناکترین کارهایی است که یک اژدهاسوار میتواند انجام دهد.
- جستوجوگر هویت: بخش بزرگی از داستان رینا دربارهٔ این است که بفهمد بدون داشتن اژدها چه جایگاهی در خاندان تارگرین دارد.
مسیر شخصیتی رینا در سریال در اصل داستان دختری است که میخواهد ثابت کند واقعاً یک تارگرین است. او ابتدا تصور میکند داشتن اژدها شرط اصلی پذیرفته شدن در خانواده است؛ اما وقتی سرانجام شیپاستیلر را به دست میآورد، متوجه میشود که داشتن قدرت لزوماً به معنای توانایی کنترل پیامدهای آن نیست.
این موضوع در نبرد گالت به شکل تراژیکی آشکار میشود. رینا چیزی را که همیشه میخواسته به دست میآورد، اما همان قدرت باعث میشود به خانوادهٔ خودش آسیب برسد.
در کتابها
رینا در کتاب آتش و خون تفاوت بسیار زیادی با نسخهٔ سریالی خود دارد. مهمترین تفاوت این است که رینا در کتاب هرگز سوار شیپاستیلر نمیشود. سوار واقعی شیپاستیلر در کتاب دختری به نام نتلز است؛ یکی از اژدهازادگان یا تخمبذر-اژدهایان دوران رقص اژدهایان.
در کتاب، رینا در بخش مهمی از جنگ مسئول محافظت از فرزندان کوچک رینیرا، بهویژه ایگون و ویسریس، است و در ویل آریِن باقی میماند.
بنابراین داستان سریال دربارهٔ رینا و شیپاستیلر در واقع ترکیبی از داستان رینا و بخشهایی از داستان نتلز در کتاب است. سازندگان سریال شخصیت نتلز را حذف کردهاند و خط داستانی او را تا حد زیادی به رینا منتقل کردهاند.
این تغییر پیامدهای زیادی دارد. در کتاب، نتلز با دیمون رابطهای بسیار نزدیک پیدا میکند و این رابطه یکی از بخشهای مهم داستان دیمون در ادامهٔ جنگ است؛ در حالی که سریال با حذف نتلز، این بخش از داستان را به رینا و رابطهٔ پدر و دختر منتقل کرده است.
در نتیجه، رینای سریال بسیار فعالتر از نسخهٔ کتاب است. سریال او را از یک شخصیت جوان که عمدتاً در حاشیهٔ جنگ از فرزندان خانواده محافظت میکند، به یک اژدهاسوار مهم تبدیل کرده است.
همچنین در کتاب، رینا و بیلا هر دو در ادامهٔ جنگ نقش مهمی پیدا میکنند، اما مسیرهایشان با نسخهٔ سریالی متفاوت است. سریال بهخصوص برای رینا داستانی مستقل ساخته که حول احساس طردشدن، تلاش برای داشتن اژدها و رابطهٔ پیچیدهاش با دیمون شکل گرفته است.