هلینا تارگرین
Helaena Targaryen

تولد
وابسته به
عنوانها
القاب دیگر
اژدها
تمدن
مذهب
بستگان
همسر
فرزندان
نمایش در
هلینا تارگرین (Helaena Targaryen) یکی از اعضای خاندان تارگرین و دختر ویسریس یکم تارگرین و آلیسنت هایتاور است. او خواهر ایگون دوم تارگرین و ایموند تارگرین و همسر ایگون دوم است.
هلینا در میان اعضای خاندان تارگرین شخصیتی متفاوت دارد. او علاقهٔ زیادی به حشرات، موجودات کوچک و بافتن تارهای عنکبوت دارد و معمولاً درگیر سیاستهای دربار نیست. با این حال، او توانایی عجیبی در بیان جملات مبهم و پیشگویانه دارد که بسیاری از آنها بعدها با وقایع مهم داستان ارتباط پیدا میکنند.
در سریال، هلینا برخلاف بسیاری از اعضای خاندان سلطنتی، شخصیتی آرام و صلحطلب دارد و تمایلی به قدرت و جنگ نشان نمیدهد. با این حال، به دلیل جایگاه خانوادگیاش، ناخواسته در مرکز جنگ داخلی تارگرینها قرار میگیرد.
بیوگرافی
پیشینه و خانواده
هلینا دختر دوم ویسریس یکم و آلیسنت هایتاور است. او در کنار برادر بزرگترش ایگون و برادر کوچکترش ایموند در قصر سرخ بزرگ میشود.
هلینا از همان کودکی شخصیتی متفاوت از خواهر و برادرهایش دارد. او بیشتر به دنیای طبیعی، حشرات و موجودات کوچک علاقهمند است و از بازیهای سیاسی و رقابتهای قدرت فاصله میگیرد.
با وجود این، او عضوی از خاندان سلطنتی است و سرنوشتش نمیتواند کاملاً از سیاست دربار جدا باشد.
ازدواج با ایگون
پس از اینکه ایگون و هلینا به سن ازدواج میرسند، آلیسنت آنها را به ازدواج یکدیگر درمیآورد.
این ازدواج مانند بسیاری از ازدواجهای خاندان تارگرین، با هدف حفظ خون والریایی و استحکام موقعیت خاندان انجام میشود.
رابطهٔ هلینا و ایگون در سریال پیچیده است. ایگون چندان علاقهای به مسئولیتهای خانوادگی و سلطنتی ندارد و هلینا نیز شخصیت بسیار متفاوتی از او دارد.
با این حال، آنها صاحب چند فرزند میشوند و هلینا به مادر سه کودک تبدیل میشود.
هلینا و اژدهایش
هلینا سوار اژدهای مادهای به نام دریمفایر است؛ اژدهایی قدیمی که پیشتر متعلق به رینیس تارگرین بود.
هلینا برخلاف دیمون، ایموند یا جیسریس علاقهای به استفادهٔ نظامی از اژدهای خود ندارد و در طول بخش زیادی از داستان، دریمفایر را وارد جنگ نمیکند.
همین مسئله با شخصیت هلینا هماهنگ است؛ او اساساً جنگجو نیست و از خشونت و درگیری دوری میکند.
توانایی پیشگویی
یکی از مهمترین ویژگیهای هلینا در سریال، توانایی عجیب او در بیان پیشگوییهاست.
او معمولاً جملاتی کوتاه و ظاهراً بیمعنا میگوید که بعدها ارتباط آنها با اتفاقات آینده آشکار میشود.
هلینا در کودکی و بزرگسالی بارها از عباراتی دربارهٔ اژدها، خون، تاریکی و آینده استفاده میکند. این پیشگوییها باعث شده است که برخی او را صاحب نوعی خوابهای اژدهایی بدانند.
خود هلینا ظاهراً همیشه معنای کامل چیزهایی را که میبیند یا میگوید درک نمیکند. او بیشتر مانند کسی است که تصاویر و نشانههایی از آینده را دریافت میکند.
مرگ جیهیریس
پس از آغاز جنگ میان جناح سبز و سیاه، دیمون تارگرین تصمیم میگیرد ضربهای مستقیم به خاندان سبز وارد کند.
او بلاد و چیز را برای پیدا کردن و کشتن یک فرزند از خاندان سبز به قصر سرخ میفرستد.
آنها به اتاق هلینا وارد میشوند و او را مجبور میکنند یکی از پسرانش را برای مرگ انتخاب کند.
هلینا برای نجات جان هر دو فرزند تلاش میکند و در نهایت جیهیریس را انتخاب میکند. اما قاتلان برخلاف انتظار او، پسر دیگرش را نمیکشند و جیهیریس را در برابر چشمان مادرش به قتل میرسانند.
این حادثه یکی از هولناکترین لحظات زندگی هلینا است و ضربهای عمیق به سلامت روانی او وارد میکند.
تأثیر مرگ جیهیریس
پس از مرگ جیهیریس، هلینا از نظر روحی بهشدت آسیب میبیند.
او دیگر مانند گذشته در قصر ظاهر نمیشود و از نظر روانی فاصلهٔ بیشتری از خانواده و دربار میگیرد.
هلینا همچنین احساس گناه میکند، زیرا مجبور شده بود میان فرزندانش انتخاب کند. این حادثه رابطهٔ او با ایگون و مادرش آلیسنت را نیز تحت تأثیر قرار میدهد.
واکنش مردم کینگز لندینگ
مرگ جیهیریس باعث خشم و وحشت مردم کینگز لندینگ میشود.
هلینا که در میان مردم محبوب است، به نمادی از بیگناهی قربانیشده در جنگ تبدیل میشود. حتی برخی از مردم برای او احساس همدردی عمیقی پیدا میکنند و رنج او را نتیجهٔ جنگ قدرت خاندان تارگرین میدانند.
هلینا و پیشگوییهایش
پس از مرگ جیهیریس، پیشگوییهای هلینا جنبهٔ تاریکتری پیدا میکنند.
او در گفتوگوهای خود از آینده، مرگ و تغییر قدرت سخن میگوید و برخی از جملاتش به وقایعی اشاره دارند که هنوز رخ ندادهاند.
در فصل سوم، این ویژگی بیش از گذشته برجسته میشود و هلینا به نوعی تبدیل به شخصیتی میشود که از مسیر آیندهٔ جنگ آگاهیهایی دارد.
هلینا و ایموند
رابطهٔ هلینا با برادرش ایموند نیز در سریال اهمیت زیادی پیدا میکند.
ایموند شخصیتی جاهطلب، خشن و تشنهٔ قدرت است، در حالی که هلینا تقریباً نقطهٔ مقابل اوست.
با وجود تفاوتهایشان، هلینا از برخی از رازهای مربوط به آینده آگاه است و گاهی جملاتی به ایموند میگوید که او را نگران میکند.
در فصل سوم، رابطهٔ آنها پیچیدهتر میشود و ایموند نسبت به پیشگوییهای هلینا واکنشهای متفاوتی نشان میدهد.
هلینا و سقوط روحی
پس از مرگ جیهیریس، فشار روانی هلینا به تدریج بیشتر میشود.
او دیگر نمیتواند زندگی عادی خود را ادامه دهد و ترس، غم و پیشگوییهایش در هم میآمیزند.
هلینا همچنین از ایگون که پس از مجروح شدن به فردی منزوی و دردکشیده تبدیل شده، فاصله میگیرد. زندگی خانوادگی آنها بیش از پیش از هم میپاشد.
هلینا در پایان فصل سوم
در پایان فصل سوم، هلینا همچنان یکی از مهمترین اعضای خاندان سبز است، اما نقش او دیگر صرفاً نقش یک ملکه یا مادر نیست.
او به واسطهٔ پیشگوییهایش ارتباطی عجیب با آیندهٔ وستروس پیدا کرده و اطلاعاتی دارد که میتواند بر سرنوشت شخصیتهای مختلف تأثیر بگذارد.
هلینا از نظر روانی نیز بسیار شکنندهتر از گذشته شده است و اتفاقات جنگ، مرگ جیهیریس و فروپاشی خانوادهاش تأثیر عمیقی بر او گذاشتهاند.
با وجود اینکه او از ابتدا علاقهای به جنگ نداشت، اکنون یکی از قربانیان اصلی همان جنگ است؛ جنگی که بر سر تاجوتختی آغاز شده که خودش هرگز علاقهای به تصاحب آن نداشته است.
شخصیت
هلینا یکی از متفاوتترین شخصیتهای خاندان اژدها است. او برخلاف ایگون و ایموند، علاقهای به قدرت ندارد و بیشتر به دنیای شخصی خودش تعلق دارد.
- آرام: هلینا معمولاً با صدای آرام صحبت میکند و از درگیری دوری میکند.
- درونگرا: او بیشتر در دنیای ذهنی خود زندگی میکند و به ندرت احساساتش را مستقیماً بیان میکند.
- مهربان: هلینا نسبت به فرزندان و اطرافیانش رفتار ملایمی دارد.
- علاقهمند به طبیعت: حشرات، عنکبوتها و موجودات کوچک بخش مهمی از علایق او هستند.
- پیشگو: جملات و رؤیاهای او اغلب نشانههایی از وقایع آینده در خود دارند.
- صلحطلب: برخلاف بسیاری از اعضای خاندان تارگرین، تمایلی به استفاده از اژدهایش برای جنگ ندارد.
- آسیبپذیر: فشارهای جنگ و مرگ فرزندش تأثیر عمیقی بر وضعیت روانی او میگذارند.
یکی از جذابترین جنبههای شخصیت هلینا تضاد میان ظاهر آرام و دانایی عجیب او دربارهٔ آینده است. او ممکن است در ظاهر حواسپرت یا بیخبر به نظر برسد، اما گاهی جملهای میگوید که بعدها مشخص میشود معنای بسیار مهمی داشته است.
هلینا همچنین نمادی از قربانیان غیرنظامی جنگ است. او نه آغازگر جنگ است و نه برای تاجوتخت مبارزه میکند، اما به دلیل عضویت در خاندان سلطنتی، بیش از بسیاری از جنگجویان از پیامدهای آن آسیب میبیند.
در کتابها
هلینا در کتاب آتش و خون نیز دختر ویسریس یکم و آلیسنت هایتاور و همسر ایگون دوم است، اما تصویر او در کتاب با نسخهٔ سریالی تفاوتهایی دارد.
در کتاب نیز هلینا به عنوان زنی جوان و محبوب شناخته میشود و صاحب اژدهای دریمفایر است. او مانند سریال، پس از آغاز جنگ به یکی از چهرههای مهم خاندان سبز تبدیل میشود.
مهمترین تفاوت، نحوهٔ نمایش شخصیت اوست. در کتاب، هلینا به اندازهٔ سریال با مفهوم پیشگویی و خوابهای اژدهایی پیوند نخورده است. سریال این ویژگی را بسیار پررنگ کرده و بسیاری از جملات او را به پیشبینی رویدادهای آینده تبدیل کرده است.
ماجرای مرگ جیهیریس نیز در کتاب وجود دارد، اما جزئیات آن با سریال تفاوتهایی دارد. در روایت کتاب، دیمون از طریق دستور کشتن یک عضو از خاندان سبز، انتقام میگیرد و بلاد و چیز وارد اتاق هلینا میشوند.
در کتاب، هلینا نیز با انتخابی هولناک میان فرزندانش مواجه میشود و در نهایت جیهیریس کشته میشود. این اتفاق تأثیر شدیدی بر او میگذارد و او پس از آن دچار فروپاشی روحی میشود.
با این حال، نسخهٔ سریالی هلینا بیشتر از کتاب به عنوان شخصیتی پیشگو و رازآلود ساخته شده است. این تغییر باعث شده بسیاری از دیالوگهای او دو معنای همزمان داشته باشند: معنای ظاهری در لحظه و معنایی که پس از وقوع حوادث آشکار میشود.
همچنین در کتاب، هلینا در ادامهٔ جنگ به اندازهٔ سریال در مرکز روایت پیشگوییها قرار ندارد. بنابراین برای درک شخصیت سریالی او، باید توجه داشت که بخش قابل توجهی از وجه رازآلود و توانایی پیشگویی او از اقتباس تلویزیونی سرچشمه میگیرد.
در مجموع، هلینای کتاب شخصیتی تراژیک و قربانی جنگ داخلی است، در حالی که هلینای سریال علاوه بر این ویژگی، به نوعی راوی خاموش آینده تبدیل شده است؛ شخصیتی که گاهی پیش از دیگران میداند چه چیزی در انتظار خاندان تارگرین است.