بر پایه سیستم حالت روشن حالت تاریک

آلیس ریورز

اشتراک‌گذاری

آلیس ریورز

Alys Rivers

آلیس ریورز - وستروس

خاندان

ریورمن

وابسته به

انجمن سبز
خاندان استرانگ (در دورهٔ پیش از جنگ)

عنوان‌ها

شفادهنده هارنهال
ماما
بانوی هارنهال (در گذشته، طبق روایت خودش)

القاب دیگر

جادوگر هارنهال
ساحرهٔ جنگل

تمدن

مردم ریورلندز
وابسته به هارنهال و جادوی کهن

مذهب

جادوی کهن و باورهای مرتبط با جنگل
خدایان کهن

بستگان

هارِن سیاه (همسر)

آلیس ریورز (Alys Rivers) یکی از مرموزترین شخصیت‌های خاندان اژدها و ساکن هارنهال است. او در ابتدا به عنوان شفادهنده و زنی وابسته به خاندان استرانگ معرفی می‌شود، اما خیلی زود مشخص می‌شود که دانش او دربارهٔ گیاهان، داروها، رؤیاها و نیروهای ماورایی بسیار فراتر از یک درمانگر معمولی است.

آلیس در طول داستان با دیمون تارگرین و بعدتر با ایموند تارگرین ارتباط پیدا می‌کند. او معمولاً مستقیماً در جنگ شرکت نمی‌کند، اما نفوذش بر مردانی که هارنهال را در اختیار می‌گیرند، بسیار بیشتر از چیزی است که در ابتدا به نظر می‌رسد.

در فصل سوم، راز بزرگ گذشتهٔ آلیس آشکار می‌شود و مشخص می‌گردد که ارتباط او با هارنهال بسیار قدیمی‌تر از دوران خاندان استرانگ است. او ادعا می‌کند که از زمان فتح وستروس در این قلعه حضور داشته و به شکلی نفرین‌شده به هارنهال وابسته شده است.

بیوگرافی

پیشینه و هارنهال

آلیس در زمان آغاز داستان در هارنهال زندگی می‌کند و به عنوان شفادهنده و ماما شناخته می‌شود.

او در ابتدا زنی نسبتاً ناشناخته به نظر می‌رسد که در خدمت سیمون استرانگ و خاندان استرانگ است. با این حال، آلیس برخلاف یک خدمتکار معمولی، شناخت عمیقی از قلعه، تاریخ آن و اتفاقات عجیب رخ‌داده در هارنهال دارد.

او از همان نخستین دیدارها رفتاری مرموز دارد و به نظر می‌رسد چیزهایی را می‌داند که دیگران از آنها بی‌خبرند.

آلیس و دیمون تارگرین

پس از اینکه دیمون هارنهال را برای جناح سیاه تصرف می‌کند، آلیس با او روبه‌رو می‌شود.

دیمون که در قلعه گرفتار رؤیاها و تصاویر عجیب شده، به تدریج متوجه می‌شود که آلیس با نیروهای ناشناخته و اسرار هارنهال ارتباط دارد.

آلیس دربارهٔ سرنوشت دیمون و خطراتی که در انتظار اوست با لحنی مبهم صحبت می‌کند. او به دیمون هشدار می‌دهد که هارنهال قلعه‌ای عادی نیست و اقامت طولانی در آن می‌تواند بر ذهن انسان تأثیر بگذارد.

دیمون در ابتدا به او اعتماد ندارد، اما به مرور برای آلیس و دانش او احترام قائل می‌شود.

رؤیاهای دیمون

یکی از مهم‌ترین نقش‌های آلیس در فصل دوم، ارتباط او با رؤیاهای دیمون است.

دیمون در هارنهال مجموعه‌ای از رؤیاهای عجیب و کابوس‌وار می‌بیند. در این رؤیاها، گذشته، حال و آینده با یکدیگر درهم می‌آمیزند و دیمون مجبور می‌شود با ترس‌ها و جاه‌طلبی‌های خودش روبه‌رو شود.

آلیس در این میان مانند راهنمایی عمل می‌کند که دیمون را به سمت رویارویی با حقیقت سوق می‌دهد.

او همچنین با استفاده از گیاهان و نوشیدنی‌های خاص، تجربه‌های ذهنی دیمون را تحت تأثیر قرار می‌دهد. همین موضوع باعث می‌شود دیمون بیش از پیش به این نتیجه برسد که آلیس با جادو سر و کار دارد.

آلیس و سیاست ریورلندز

آلیس فقط با مسائل ماورایی سروکار ندارد. او در سیاست هارنهال و ریورلندز نیز نفوذ قابل توجهی پیدا می‌کند.

او به دیمون توصیه می‌کند که برای کنترل ریورلندز به حمایت خاندان تالی نیاز دارد و بهتر است برای به دست آوردن حمایت آنها عجله نکند.

این توصیه به دیمون کمک می‌کند تا در مدت حضورش در هارنهال، به جای حملهٔ عجولانه، شبکه‌ای از وفاداری میان خاندان‌های ریورلندز ایجاد کند.

درخواست هارنهال

پس از اینکه دیمون تصمیم می‌گیرد هارنهال را برای رینیرا حفظ کند، آلیس از او می‌خواهد که اگر روزی کینگز لندینگ را تصرف کرد، هارنهال را به او بدهد.

آلیس می‌گوید که تمام عمرش را در هارنهال گذرانده و هیچ‌کس به اندازهٔ او این قلعه را دوست نداشته است.

دیمون درخواست او را جدی نمی‌گیرد و با اشاره به جایگاه پایین اجتماعی آلیس، می‌گوید تاج‌وتخت قلعه را به یک ماما نمی‌دهد و برای او پاداش مناسب دیگری پیدا خواهد کرد.

این واکنش آلیس را خشمگین می‌کند و نشان می‌دهد که ارتباط او با هارنهال برایش بسیار عمیق‌تر از یک محل زندگی ساده است.

بازگشت ایموند به هارنهال

پس از سقوط هارنهال به دست ایموند تارگرین، آلیس با شاهزاده‌ای روبه‌رو می‌شود که به‌شدت زخمی، خشمگین و از نظر روانی متزلزل است.

ایموند در جریان تصرف هارنهال زخمی می‌شود و وِگار نیز او را ترک می‌کند. آلیس به جای اینکه او را بکشد یا تحویل دشمن بدهد، از او مراقبت می‌کند و مخفی نگهش می‌دارد.

با گذشت زمان، ایموند برای زنده ماندن به آلیس وابسته می‌شود. او همچنین در هارنهال رؤیاهایی می‌بیند و بیش از گذشته تحت تأثیر فضای مرموز قلعه قرار می‌گیرد.

رابطه با ایموند

رابطهٔ آلیس و ایموند به تدریج از رابطهٔ بیمار و درمانگر فراتر می‌رود.

آلیس متوجه می‌شود که ایموند با وجود خشونت و جاه‌طلبی‌اش، به‌شدت از تنهایی و شکست رنج می‌برد. او از این آسیب‌پذیری استفاده می‌کند و نفوذ زیادی بر شاهزاده پیدا می‌کند.

ایموند در نهایت تصمیم می‌گیرد هارنهال را به پایگاه خود تبدیل کند و حتی آینده‌ای را تصور می‌کند که در آن همراه آلیس در این قلعه حکومت کند.

تلاش برای بارداری از ایموند

در فصل سوم، آلیس نقشه‌ای برای پیوند دادن سرنوشت خود با ایموند دنبال می‌کند.

او با استفاده از جادو و تغییر چهره، خود را در قالب آلیسنت های‌تاور به ایموند نشان می‌دهد. ایموند ابتدا تصور می‌کند مادرش به هارنهال آمده است، اما در میانهٔ رابطه متوجه می‌شود زنی که در برابرش قرار دارد آلیس است.

هدف آلیس از این کار، باردار شدن از ایموند و داشتن فرزندی از خاندان تارگرین است. این اتفاق رابطهٔ آنها را از یک پیوند عاطفی ساده به بخشی از نقشهٔ آلیس برای آیندهٔ هارنهال تبدیل می‌کند.

تخم‌های اژدها

آلیس در فصل سوم راز دیگری را نیز دربارهٔ هارنهال آشکار می‌کند: او پنج تخم اژدها را در اختیار دارد که به دریم‌فایر نسبت داده می‌شوند.

او ادعا می‌کند این تخم‌ها مدت بسیار طولانی در هارنهال باقی مانده‌اند و هنوز ممکن است نیرویی در آنها وجود داشته باشد.

آلیس تلاش می‌کند ایموند را متقاعد کند که در هارنهال بماند و با استفاده از این تخم‌ها آینده‌ای تازه برای خود بسازد.

گذشتهٔ آلیس و هارِن سیاه

در پایان فصل سوم، آلیس سرانجام داستان واقعی گذشتهٔ خود را برای ایموند تعریف می‌کند.

او می‌گوید که هنگام فتح وستروس توسط ایگون فاتح، همسر هارِن سیاه بوده است؛ همان فرمانروایی که در هارنهال در برابر ایگون و اژدهای بالریون شکست خورد.

پس از آتش گرفتن هارنهال، یکی از پسران هارِن زنده می‌ماند، اما به‌شدت می‌سوزد. آلیس تلاش می‌کند با استفاده از درمان‌های معمول و سپس نیروهای کهن او را نجات دهد، اما موفق نمی‌شود.

پس از مرگ پسرش، آلیس تلاش می‌کند به زندگی خود پایان دهد، اما طبق روایت خودش، در همان لحظه متوجه می‌شود که نفرین شده است.

او می‌گوید از آن زمان به هارنهال بسته شده و مجبور است تا زمانی که هر لرد جدیدی بر قلعه حکومت می‌کند، در آنجا باقی بماند. نام، عنوان و جایگاهش از او گرفته شده و زندگی‌اش به قلعه گره خورده است.

آلیس در پایان فصل سوم

در پایان فصل سوم، آلیس دیگر صرفاً یک شفادهندهٔ مرموز نیست. گذشتهٔ او نشان می‌دهد که خودش بخشی از تاریخ بسیار قدیمی هارنهال است.

او همچنان در قلعه باقی مانده و رابطه‌اش با ایموند ادامه دارد. در حالی که ایموند با احساس گناه و شکست دست‌وپنجه نرم می‌کند، آلیس تلاش می‌کند او را به ماندن در هارنهال و ساختن آینده‌ای تازه متقاعد کند.

افشای گذشتهٔ آلیس همچنین توضیح تازه‌ای برای رفتار عجیب او، شناختش از هارنهال و بی‌تفاوتی‌اش نسبت به مرگ و ویرانی‌های مکرر این قلعه ارائه می‌دهد.

شخصیت

آلیس یکی از اسرارآمیزترین شخصیت‌های سریال است و حتی پس از آشکار شدن بخشی از گذشته‌اش، بسیاری از انگیزه‌های او همچنان مبهم باقی می‌مانند.

  • مرموز: آلیس تقریباً همیشه بیشتر از چیزی که می‌گوید می‌داند.
  • باهوش: او به‌خوبی ضعف‌های روحی و ترس‌های دیگران را تشخیص می‌دهد.
  • ماهر در درمان: دانش او دربارهٔ گیاهان، داروها و درمان‌های سنتی بسیار گسترده است.
  • آشنا با جادو: رفتار و دانش او نشان می‌دهد که با نیروهای کهن و آیین‌های جادویی ارتباط دارد.
  • دستکاری‌گر: آلیس گاهی بدون اینکه دیگران متوجه شوند، تصمیم‌ها و احساسات آنها را هدایت می‌کند.
  • وابسته به هارنهال: برای او این قلعه فقط یک ساختمان نیست؛ بخشی از هویت و سرنوشت اوست.
  • تنها: قرن‌ها زندگی در هارنهال او را از دنیای انسان‌های معمولی جدا کرده است.
  • انتقام‌جو: خشم او نسبت به کسانی که هارنهال را تصاحب می‌کنند، بخشی از رفتارهایش را توضیح می‌دهد.

آلیس در عین حال شخصیتی کاملاً خیر یا شر نیست. او می‌تواند جان فردی را نجات دهد و در لحظه‌ای دیگر با استفاده از قدرت و فریب، همان فرد را به مسیری هدایت کند که برای خودش سودمند است.

یکی از ویژگی‌های مهم او این است که برخلاف بسیاری از شخصیت‌های جنگ، به قدرت نظامی یا سیاسی مستقیم علاقه ندارد. قدرت آلیس بیشتر از دانش، جادو، پیش‌گویی و شناخت انسان‌ها سرچشمه می‌گیرد.

در کتاب‌ها

آلیس ریورز در کتاب آتش و خون نیز یکی از مرموزترین شخصیت‌های دوران رقص اژدهایان است، اما پیشینهٔ او با چیزی که سریال در فصل سوم نشان می‌دهد تفاوت بسیار زیادی دارد.

در کتاب، آلیس به عنوان زنی مرتبط با هارنهال معرفی می‌شود و منابع مختلف دربارهٔ هویت واقعی او روایت‌های متفاوتی ارائه می‌کنند. برخی منابع او را دختر نامشروع لایونل استرانگ می‌دانند، در حالی که روایت‌های دیگر ادعاهای بسیار متفاوتی دربارهٔ سن و گذشتهٔ او مطرح می‌کنند.

در آتش و خون نیز آلیس با جادو، گیاهان، پیش‌گویی و رؤیاهای عجیب ارتباط دارد و در نهایت به یکی از چهره‌های مهم هارنهال تبدیل می‌شود.

اما نکتهٔ مهم این است که داستانی که سریال در پایان فصل سوم دربارهٔ همسر هارِن سیاه بودن آلیس تعریف می‌کند، در کتاب وجود ندارد. این پیشینه بخشی از داستان‌پردازی سریال است و سریال با آن یک توضیح تازه برای ارتباط عجیب آلیس با هارنهال ارائه کرده است.

در کتاب همچنین دربارهٔ سن واقعی آلیس ابهام وجود دارد. منابع تاریخی درون داستان دربارهٔ اینکه او دقیقاً چه کسی بوده و چند سال داشته، با یکدیگر اختلاف دارند. همین ابهام یکی از ویژگی‌های مهم شخصیت کتاب است.

رابطهٔ آلیس با ایموند نیز در کتاب وجود دارد و پس از حضور او در هارنهال، میان آن دو رابطه‌ای شکل می‌گیرد. با این حال، جزئیات رابطه و انگیزه‌های آلیس با نسخهٔ سریال تفاوت دارد.

در مجموع، آلیس سریال ترکیبی از چند ویژگی موجود در کتاب است، اما گذشتهٔ او به شکل قابل توجهی بازنویسی شده است. در آتش و خون، هویت واقعی آلیس عمداً در هاله‌ای از ابهام باقی می‌ماند؛ در حالی که سریال در پایان فصل سوم برای او گذشته‌ای مشخص و بسیار قدیمی در هارنهال تعریف می‌کند.

صفحات دیگر