بر پایه سیستم حالت روشن حالت تاریک

رینیرا تارگرین

اشتراک‌گذاری

رینیرا تارگرین

Rhaenyra Targaryen

رینیرا تارگرین - وستروس

تولد

۹۷ ب.ف

خاندان

وابسته به

دراگون‌استون
تاج‌وتخت هفت پادشاهی

عنوان‌ها

شاهزاده دراگون‌استون
وارث تاج و تخت
ملکه هفت پادشاهی (مورد اختلاف)
ملکه رینیرا اول تارگرین
ملکه سیاه

القاب دیگر

وارث منتخب

اژدها

مذهب

ایمان هفت
خدایان کهن والیریا

بستگان

ویسریس یکم تارگرین (پدر)
ایما آرین (مادر)
دیمون تارگرین (عمو، همسر)
لینور ولاریون (همسر، قبلا)
هاروین استرانگ (معشوقه، ادعا شده)
جیسریس ولاریون (پسر)
لوکریس ولاریون (پسر)
ایگون تارگرین (پسر)
ویسریس تارگرین (پسر)
ویزینیا تارگرین (دختر)
ایگون دوم تارگرین (برادر ناتنی)
هلینا تارگرین (خواهر ناتنی)
ایموند تارگرین (برادر ناتنی)
دیرون تارگرین (برادر ناتنی)

رینیرا تارگرین (Rhaenyra Targaryen) یکی از شخصیت‌های اصلی سریال خاندان اژدها و وارثی است که پادشاه ویسریس یکم تارگرین برای تاج‌وتخت هفت پادشاهی انتخاب می‌کند. داستان او از دوران نوجوانی آغاز می‌شود؛ زمانی که رینیرا دختر محبوب پادشاه و یکی از اعضای خاندان سلطنتی است، اما به تدریج درگیر مسئلهٔ جانشینی، سیاست دربار و جنگ داخلی خاندان تارگرین می‌شود.

رینیرا اژدهاسوار سیراکس است و در جریان «رقص اژدهایان» به رهبر جناح موسوم به سیاه‌ها تبدیل می‌شود. در مقابل، برادر ناتنی‌اش ایگون دوم تارگرین با حمایت جناح سبز مدعی تاج‌وتخت است. رقابت این دو ادعا در نهایت وستروس را وارد جنگی می‌کند که نه تنها خاندان تارگرین، بلکه اژدهایان و ساختار سیاسی هفت پادشاهی را نیز دگرگون می‌سازد.

در سریال، نقش رینیرا در جوانی را میلی آلکاک و در بزرگسالی اما دارسی بازی می‌کنند.

بیوگرافی

پیشینه و خانواده

رینیرا در سال ۹۷ پس از فتح به دنیا آمد. پدرش ویسریس یکم تارگرین، پادشاه هفت پادشاهی، و مادرش ایما آرین بود. رینیرا از کودکی رابطه‌ای بسیار نزدیک با پدرش داشت و به عنوان تنها فرزند بازماندهٔ ویسریس و ایما، جایگاه ویژه‌ای در دربار داشت.

او از همان دوران جوانی علاقه‌ای به محدودیت‌های سنتی زندگی زنان اشرافی نداشت. رینیرا نمی‌خواست صرفاً همسر یک لرد یا شاهزاده باشد و بارها نشان داد که تمایل دارد خودش دربارهٔ آینده‌اش تصمیم بگیرد.

رینیرا همچنین از سنین پایین اژدهاسوار شد و اژدهای طلایی‌رنگ سیراکس را در اختیار داشت. این پیوند بعدها یکی از مهم‌ترین نمادهای قدرت او شد.

مرگ ایما آرین

زندگی رینیرا با مرگ مادرش تغییر بزرگی کرد. ایما هنگام زایمان جان خود را از دست داد و نوزاد پسرش، بیلون، نیز مدت کوتاهی بعد درگذشت.

مرگ ایما و بیلون ضربهٔ سنگینی به ویسریس وارد کرد. از سوی دیگر، این اتفاق مسئلهٔ جانشینی را دوباره به مرکز توجه دربار بازگرداند.

دیمون تارگرین، برادر کوچک ویسریس، تا آن زمان یکی از گزینه‌های مهم برای جانشینی محسوب می‌شد. اما پس از آنکه دیمون مرگ نوزاد را با عبارت «وارث یک روز» مورد تمسخر قرار داد، ویسریس او را از جایگاه وارث کنار گذاشت.

اعلام رینیرا به عنوان وارث

ویسریس تصمیم گرفت رینیرا را وارث رسمی تاج‌وتخت معرفی کند. او لردهای بزرگ وستروس را فراخواند و از آنان خواست در برابر رینیرا سوگند وفاداری یاد کنند.

رینیرا در دراگون‌استون به عنوان وارث اعلام شد و از آن پس جایگاه او در خاندان سلطنتی به شکل رسمی تعریف شد.

این تصمیم اهمیت زیادی داشت، زیرا رینیرا باید در جامعه‌ای حکومت می‌کرد که سنت‌های سیاسی آن معمولاً مردان را در مسئلهٔ جانشینی بر زنان مقدم می‌دانست.

رینیرا و آلیسنت

یکی از مهم‌ترین تفاوت‌های سریال با روایت تاریخی کتاب، رابطهٔ رینیرا و آلیسنت های‌تاور است.

در سریال، رینیرا و آلیسنت در دوران نوجوانی دوستان بسیار نزدیکی هستند. اما پس از آنکه آلیسنت با ویسریس ازدواج می‌کند، رابطهٔ میان این دو به تدریج دچار شکاف می‌شود.

تولد پسران آلیسنت، به‌ویژه ایگون و ایموند، مسئلهٔ جانشینی را پیچیده‌تر می‌کند. دربار به دو گروه تقسیم می‌شود و اختلاف شخصی میان دو زن به یک بحران سیاسی تبدیل می‌شود.

ازدواج با لینور ولاریون

ویسریس برای حفظ اتحاد با خاندان ولاریون، رینیرا را به ازدواج با لینور ولاریون ترغیب کرد.

این ازدواج بیشتر یک اتحاد سیاسی بود تا رابطه‌ای عاشقانه. رینیرا و لینور صاحب سه پسر به نام‌های جیسریس، لوکریس و جوفری شدند.

با این حال، ظاهر پسران رینیرا باعث شد شایعات گسترده‌ای دربارهٔ پدر واقعی آنان شکل بگیرد. بسیاری از درباریان معتقد بودند که هاروین استرانگ پدر واقعی آنان است؛ موضوعی که مشروعیت فرزندان رینیرا را به مسئله‌ای سیاسی تبدیل کرد.

هاروین استرانگ

هاروین استرانگ، فرمانده نگهبانان شهر، رابطه‌ای بسیار نزدیک با رینیرا داشت. سریال رابطهٔ میان آن دو را به شکلی نشان می‌دهد که احتمال پدر بودن هاروین برای سه پسر بزرگ رینیرا به یکی از رازهای مهم دربار تبدیل می‌شود.

رینیرا هرگز به صورت علنی این موضوع را تأیید نمی‌کند. با این حال، دشمنان او از شباهت ظاهری پسرانش به هاروین برای زیر سؤال بردن مشروعیت آنان استفاده می‌کنند.

پس از مرگ هاروین و پدرش، لیونل استرانگ، رینیرا برای مدتی از کینگز لندینگ فاصله می‌گیرد و زندگی خود را در دراگون‌استون متمرکز می‌کند.

ازدواج با دیمون تارگرین

پس از مرگ لینور، رینیرا با عمویش دیمون تارگرین ازدواج می‌کند. این ازدواج رابطهٔ شخصی و سیاسی دو عضو قدرتمند خاندان تارگرین را به یک اتحاد رسمی تبدیل می‌کند.

رینیرا و دیمون صاحب فرزندانی می‌شوند و خانوادهٔ آنان به یکی از هسته‌های اصلی جناح سیاه تبدیل می‌شود.

ازدواج آن دو همیشه آرام نیست. دیمون شخصیت خشن و غیرقابل‌پیش‌بینی دارد و رینیرا نیز به تدریج زیر فشار جنگ و مسئولیت سلطنت تغییر می‌کند. با این حال، در طول بخش بزرگی از جنگ، دیمون از ادعای رینیرا حمایت می‌کند.

مرگ ویسریس و آغاز جنگ

پس از سال‌ها بیماری، ویسریس یکم از دنیا می‌رود. رینیرا در آن زمان در دراگون‌استون است و از مرگ پدرش و وقایع کینگز لندینگ اطلاع دقیقی ندارد.

در پایتخت، شورای سبز به سرعت عمل می‌کند و ایگون دوم را پادشاه اعلام می‌کند.

رینیرا این اقدام را غصب تاج‌وتخت می‌داند. او نیز در دراگون‌استون تاج‌گذاری می‌کند و خود را ملکهٔ هفت پادشاهی می‌خواند.

از این لحظه، دو ادعای رقیب به جنگ داخلی خاندان تارگرین تبدیل می‌شوند؛ جنگی که بعدها به نام رقص اژدهایان شناخته می‌شود.

شورای سیاه

رینیرا برای ادارهٔ جنگ، شورای سیاه را تشکیل می‌دهد. در این شورا چهره‌هایی مانند دیمون تارگرین، کورلیس ولاریون و دیگر متحدان رینیرا حضور دارند.

رینیرا تلاش می‌کند با استفاده از شبکهٔ روابط خانوادگی و سیاسی خود، خاندان‌های بزرگ وستروس را به حمایت از ادعای خود وادار کند.

در آغاز، جناح سیاه از نظر تعداد اژدهایان و متحدان سیاسی وضعیت قدرتمندی دارد، اما جنگ به سرعت نشان می‌دهد که داشتن اژدها به معنای پیروزی آسان نیست.

مرگ لوکریس

رینیرا پسرش لوکریس ولاریون را برای جلب حمایت خاندان باراثیون به استورمز اند می‌فرستد.

لوکریس در آنجا با ایموند تارگرین روبه‌رو می‌شود. درگیری میان اژدهایان آنان از کنترل خارج می‌شود و ویگار لوکریس و اژدهایش آراکس را می‌کشد.

مرگ لوکریس یکی از نقاط عطف زندگی رینیراست. پس از آن، امکان حل اختلاف میان دو جناح تقریباً از بین می‌رود و جنگ وارد مرحله‌ای خونین‌تر می‌شود.

رقص اژدهایان

جنگ میان سیاه‌ها و سبزها به سراسر وستروس گسترش پیدا می‌کند. اژدها در برابر اژدها قرار می‌گیرد و بسیاری از خاندان‌ها مجبور می‌شوند یکی از دو مدعی تاج‌وتخت را انتخاب کنند.

رینیرا در این دوره تلاش می‌کند همزمان نقش مادر، فرمانروا و رهبر جنگی را ایفا کند. مرگ نزدیکانش و فشار سیاسی جنگ، شخصیت او را به تدریج تغییر می‌دهد.

تصرف کینگز لندینگ

جناح سیاه سرانجام موفق می‌شود کینگز لندینگ را تصرف کند و رینیرا وارد پایتخت شود.

او برای مدتی بر تخت آهنین می‌نشیند و تلاش می‌کند حکومت خود را تثبیت کند. با این حال، سلطنت او از همان ابتدا با مشکلات مالی، کمبود غذا، نارضایتی مردم و تهدید جناح سبز روبه‌رو است.

رینیرا که زمانی شاهزاده‌ای جوان و نسبتاً آرمان‌گرا بود، اکنون مجبور است برای حفظ قدرت تصمیم‌هایی سخت و گاه خشونت‌آمیز بگیرد.

از دست دادن جیسریس

یکی دیگر از بزرگ‌ترین ضربه‌های زندگی رینیرا، مرگ پسرش جیسریس ولاریون است.

جیسریس در جریان جنگ تلاش می‌کند نیرو و حمایت بیشتری برای مادرش فراهم کند، اما سرانجام در نبرد کشته می‌شود.

مرگ او تأثیر عمیقی بر رینیرا می‌گذارد. جیسریس وارث اصلی او بود و مرگش نه تنها یک فاجعهٔ خانوادگی، بلکه ضربه‌ای جدی به آیندهٔ حکومت رینیرا محسوب می‌شود.

رینیرا در کینگز لندینگ

با طولانی شدن جنگ، وضعیت رینیرا در کینگز لندینگ دشوارتر می‌شود. کمبود غذا، بحران اقتصادی و افزایش نارضایتی مردم، جایگاه او را تضعیف می‌کند.

رینیرا همچنین به تدریج نسبت به اطرافیان خود بی‌اعتمادتر می‌شود. سیاستمدارانی که زمانی از او حمایت می‌کردند، اکنون در برابر تصمیم‌های او دچار تردید شده‌اند.

در این دوره، فاصلهٔ میان رینیرا و برخی از متحدانش بیشتر می‌شود و او بیش از گذشته به قدرت نظامی و اژدهایان تکیه می‌کند.

رینا و گوسفنددزد

در فصل سوم، رینا تارگرین به دنبال راهی برای اثبات جایگاه خود در میان اژدهاسواران است. او در ویل با اژدهای وحشی گوسفنددزد روبه‌رو می‌شود و سرانجام موفق می‌شود او را رام کند.

این اتفاق در سریال اهمیت ویژه‌ای دارد، زیرا رینا را به یکی از اژدهاسواران جناح سیاه تبدیل می‌کند. این خط داستانی از مهم‌ترین تفاوت‌های سریال با کتاب است؛ در کتاب، داستان گوسفنددزد و شخصیت نتلز مسیر متفاوتی دارد.

بازگشت ایگون دوم

در فصل سوم، بازگشت ایگون دوم به یکی از بزرگ‌ترین تهدیدها برای رینیرا تبدیل می‌شود.

رینیرا پیش‌تر تصور می‌کرد که ایگون دیگر توانایی بازگشت به قدرت را ندارد، اما مشخص شدن زنده بودن او و بازگشت سان‌فایر باعث می‌شود موقعیت سیاسی رینیرا دوباره متزلزل شود.

این اتفاق باعث می‌شود رینیرا بیش از گذشته به این نتیجه برسد که برای حفظ تاج‌وتخت باید با قدرت و خشونت بیشتری عمل کند.

دیمون و تغییر رینیرا

در جریان جنگ، رابطهٔ رینیرا و دیمون نیز دچار فراز و نشیب می‌شود. دیمون در هارنهال با رؤیاها و تجربیات عجیبی روبه‌رو می‌شود و در نهایت دیدگاه متفاوتی نسبت به جایگاه خود در جنگ پیدا می‌کند.

رینیرا نیز در طول این مدت از یک فرمانروای محتاط به شخصیتی بسیار سخت‌گیرتر تبدیل می‌شود. فشار جنگ و از دست دادن فرزندانش باعث می‌شود اعتماد او به روش‌های مسالمت‌آمیز کمتر شود.

نبرد تامبلتون

در فصل سوم، نبرد تامبلتون به یکی از مهم‌ترین وقایع جنگ تبدیل می‌شود. نیروهای سیاه و سبز درگیر نبردی عظیم می‌شوند و خیانت اولف وایت با اژدهایش سیلور‌وینگ خسارات گسترده‌ای به هر دو طرف وارد می‌کند.

تامبلتون به نمادی از آشوب و فروپاشی نظم سیاسی وستروس تبدیل می‌شود. جنگ دیگر صرفاً رقابت دو مدعی تاج‌وتخت نیست و خشونت آن به نابودی شهرها، ارتش‌ها و غیرنظامیان منجر می‌شود.

رینیرا و آلیسنت در فصل سوم

در فصل سوم، رابطهٔ رینیرا و آلیسنت بیش از گذشته به تراژدی تبدیل می‌شود. دو زنی که زمانی دوستان نزدیکی بودند، اکنون در دو سوی جنگ قرار گرفته‌اند.

رینیرا پس از بازگشت قدرت و افزایش فشارهای سیاسی، دیگر همان فرمانروای محتاط ابتدای جنگ نیست. او به تدریج بیشتر به این باور می‌رسد که تنها قدرت و ارعاب می‌تواند تاج‌وتخت او را حفظ کند.

رینیرا و هِلینا

هلینا تارگرین یکی از معدود شخصیت‌هایی است که رینیرا در پایان فصل سوم همچنان به او توجه دارد، اما رابطهٔ آنان به شدت تحت تأثیر جنگ و بحران سیاسی قرار گرفته است.

هلینا که توانایی دیدن رؤیاها و پیش‌بینی برخی وقایع را دارد، از آینده‌ای تاریک سخن می‌گوید و رینیرا نیز بیش از گذشته درگیر مسئلهٔ سرنوشت و پیشگویی می‌شود.

تغییر رینیرا در پایان فصل سوم

در پایان فصل سوم، رینیرا از نظر سیاسی و شخصیتی در تاریک‌ترین مرحلهٔ زندگی خود قرار دارد. او دیگر صرفاً برای اثبات حق قانونی خود نمی‌جنگد؛ بلکه به فرمانروایی تبدیل شده که برای حفظ قدرت حاضر است از روش‌های بسیار خشن استفاده کند.

او پس از بازگشت ایگون دوم، از دست دادن متحدان و مرگ‌های پیاپی، بیش از گذشته تحت تأثیر دیدگاه دیمون دربارهٔ حکومت قرار می‌گیرد.

رینیرا در پایان فصل سوم با اتکا به روایت خاندان تارگرین دربارهٔ آیندهٔ وستروس، خود را شخصیتی برگزیده می‌بیند و حتی عنوان شاهزاده‌ای که وعده داده شده را برای خود مطرح می‌کند. این بخش از داستان به شکل مشخصی در سریال گسترش یافته و از تفاوت‌های مهم اقتباس تلویزیونی با روایت کتاب است.

فصل سوم با رینیرا در موقعیتی بسیار خطرناک به پایان می‌رسد: او هنوز برای تاج‌وتخت می‌جنگد، اما همزمان بسیاری از روابط و تکیه‌گاه‌های سیاسی و عاطفی خود را از دست داده است. سرنوشت نهایی او در ادامهٔ سریال هنوز روایت نشده است.

شخصیت

رینیرا شخصیتی است که در طول سریال دستخوش تغییرات بسیار زیادی می‌شود. در آغاز، او شاهزاده‌ای جوان، مستقل و سرکش است که از محدودیت‌های سنتی دربار ناراضی است. او می‌خواهد به عنوان یک انسان و یک وارث بالقوه دیده شود، نه صرفاً به عنوان دختر پادشاه.

با انتخاب شدن او به عنوان وارث، رینیرا به تدریج متوجه می‌شود که مشکل اصلی تنها به دست آوردن تاج نیست؛ بلکه حفظ حمایت لردها و مردم در جامعه‌ای است که بسیاری از آنان یک زن را برای حکومت مناسب نمی‌دانند.

رینیرا همچنین مادری بسیار محافظ است. مرگ لوکریس و جیسریس ضربه‌های سنگینی به او وارد می‌کنند و بسیاری از تصمیم‌های بعدی او تحت تأثیر ترس از دست دادن باقی اعضای خانواده‌اش قرار می‌گیرند.

  • مستقل: از کودکی با محدودیت‌های سنتی زنان در وستروس مخالفت می‌کند.
  • جاه‌طلب: رینیرا تاج‌وتخت را حق قانونی خود می‌داند و حاضر نیست به آسانی از آن چشم‌پوشی کند.
  • خانواده‌محور: رابطهٔ او با پدر، فرزندان و دیمون بخش بزرگی از تصمیم‌هایش را شکل می‌دهد.
  • اژدهاسوار: پیوند او با سیراکس یکی از مهم‌ترین نمادهای قدرت اوست.
  • سیاسی: با گذشت زمان، رینیرا از یک شاهزادهٔ جوان به فرمانروایی تبدیل می‌شود که باید با خیانت، جنگ و بحران اقتصادی مقابله کند.
  • آسیب‌پذیر: مرگ اعضای خانواده و خیانت نزدیکان تأثیر عمیقی بر شخصیت او می‌گذارد.
  • تغییرپذیر: رینیرا در طول فصل‌های سریال از شخصیتی نسبتاً آرمان‌گرا به فرمانروایی سخت‌گیر و به طور فزاینده‌ای خشن تبدیل می‌شود.

یکی از جذاب‌ترین جنبه‌های شخصیت رینیرا این است که سریال او را نه به عنوان قهرمانی بی‌نقص و نه به عنوان شروری مطلق نشان می‌دهد. او هم قربانی ساختار سیاسی و جنسیتی وستروس است و هم در طول جنگ تصمیم‌هایی می‌گیرد که پیامدهای سنگینی برای دیگران دارند.

در کتاب‌ها

رینیرا در کتاب آتش و خون یکی از شخصیت‌های محوری روایت «رقص اژدهایان» است. با این حال، روایت کتاب با سریال تفاوت‌های قابل توجهی دارد؛ زیرا آتش و خون به شکل یک تاریخ درون‌داستانی نوشته شده و وقایع از دید تاریخ‌نگارانی روایت می‌شوند که همیشه با یکدیگر اتفاق نظر ندارند.

یکی از بزرگ‌ترین تفاوت‌ها، رابطهٔ رینیرا و آلیسنت است. در سریال، این دو از دوران کودکی دوستان بسیار نزدیکی هستند و فروپاشی رابطهٔ آنان یکی از محورهای اصلی داستان است. در کتاب، چنین دوستی صمیمانه‌ای میان آنان وجود ندارد و اختلافشان بیشتر در نتیجهٔ مسائل سیاسی و جانشینی شکل می‌گیرد.

سن و فاصلهٔ نسلی شخصیت‌ها نیز در سریال تغییر کرده است. رینیرا و آلیسنت در سریال تقریباً هم‌سن هستند، در حالی که در کتاب آلیسنت از رینیرا بزرگ‌تر است. همین تغییر باعث شده رابطهٔ شخصی این دو در سریال اهمیت بسیار بیشتری پیدا کند.

داستان ازدواج رینیرا با لینور ولاریون، فرزندان او و شایعات مربوط به هاروین استرانگ نیز در کتاب وجود دارد، اما جزئیات و نحوهٔ روایت آن متفاوت است. کتاب عمداً بسیاری از این وقایع را از طریق روایت‌های متناقض تاریخ‌نگاران ارائه می‌کند و خواننده همیشه نمی‌تواند با قطعیت بداند کدام روایت حقیقت دارد.

یکی از تفاوت‌های مهم دیگر به نتلز و گوسفنددزد مربوط می‌شود. در کتاب، نتلز یکی از اژدهاسواران مهم جناح سیاه است و داستان رابطهٔ او با دیمون نقش مهمی در روایت دارد. سریال در فصل سوم این خط داستانی را تغییر داده و رینا را به اژدهاسوار گوسفنددزد تبدیل کرده است. این تغییر یکی از نمونه‌های واضح بازنویسی داستان کتاب برای نسخهٔ تلویزیونی است.

همچنین برخی نبردها، شخصیت‌ها و اتحادهای جنگ در کتاب با آنچه در سریال دیده می‌شود تفاوت دارند. سریال برای تمرکز بیشتر روی شخصیت‌های اصلی، بعضی خطوط داستانی را حذف یا با شخصیت‌های موجود ترکیب کرده است.

در نتیجه، بهتر است آتش و خون را صرفاً یک نسخهٔ دقیق و صحنه‌به‌صحنه از سریال در نظر نگیریم. کتاب منبع تاریخی داستان است، اما سریال بسیاری از روابط، انگیزه‌ها و وقایع را بازسازی کرده و در بعضی موارد مسیر کاملاً متفاوتی برای شخصیت‌ها ساخته است.

برای همین، درک رینیرا در سریال بدون دانستن پایان کتاب نیز کاملاً ممکن است. سریال نسخه‌ای مستقل از شخصیت او ارائه می‌دهد که در آن رابطه با آلیسنت، دیمون، فرزندانش، مسئلهٔ جانشینی و تغییر تدریجی او از یک وارث جوان به فرمانروایی خشن، اهمیت بسیار بیشتری پیدا کرده‌اند.

صفحات دیگر