توکیو غول

رنجی یومو (Renji Yomo)

اشتراک‌گذاری

رنجی یومو

Renji Yomo

رنجی یومو (Renji Yomo) توکیو غول

نام مستعار

کلاغ سیاه

گونه

غول

وضعیت

زنده

جنسیت

مذکر

تولد

۹ جولای

وابسته به

آنتیک
re:
Goat

پیشه

مدیر/ پیشخدمت کافه (قبلا)

بستگان

هیکاری کیریشیما (خواهر بزرگتر)
والدین بی‌نام
برادر بزرگتر بی‌نام
آراتا کیریشیما (باجناق)
توکا کیریشیما (خواهر زاده)
آیاتو کیریشیما (خواهر زاده)
ایچیکا کانکی (دختر خواهر زاده)
کن کانکی (همسر خواهر زاده)

نوع Rc

اوکاکو

اولین نمود

فصل ۱۱ (مانگا)
قسمت ۳ (انیمه)
فصل ۴ (رمان اول)
توکیو غول: زندان (بازی)

رنجی یومو (Renji Yomo) مردی وفادار به یوشیمورا و دوست قدیمی اوتا و ایتوری است. نام مستعار او کلاغ سیاه (Raven) است.

دو سال بعد از عملیات سرکوب جغد رنجی به همراه توکا کیریشیما به عنوان مدیر کافی‌شاپ re: به فعالیت پرداخت. او بعد از تخریب این مکان به سازمان تازه تاسیس Goat پیوست و همراه با دیگر اعضای آن در بخش ۲۴ام ساکن شد.

بیوگرافی

گذشته

یومو با خواهرش هیکاری کیریشیما زندگی می‌کرد تا این که خواهرش توسط کیشو آریما (که در آن زمان نوجوان بود) کشته شد. شش سال بعد به بخش چهارم نقل مکان کرد، جایی که او بعد از آشنایی با اوتا در آن جا ساکن شد. بعد از آشکار شدن آریما در این بخش، یومو به خاطر مرگ خواهرش با او مبارزه کرد. این مبارزه توسط یوشیمورا متوقف شد و او جان یومو را نجات داد.

ورود فاخته‌ها

حمله کانکی به رنجی یومو

یومو در زمان رویارویی میان کن کانکی و کوتارو آمون در حال تماشای این صحنه بود، او کمی بعد به سمت کن کانکی آمد تا او را آرام کند. زمانی که قدرت‌های غولی کانکی از کنترل خارج شده بود، کانکی پیش از این که یومو را شناسایی کند به او حمله کرد و شکمش را سوراخ کرد. کانکی زمانی که صورت او را دید شروع به گریه کردن کرد.

در زمان حمله‌ی CCG به درخت آئوگیری، اعضای آنتیک نیز برای آزادسازی کن کانکی نقشه‌ای برای یورش به پایگاه آئوگیری در بخش یازدهم کشیده بود. وقتی آن‌ها به آنجا رسیدند اعضا از هم جدا شدند و یومو با شو سوکیاما و اوتا هم‌گروه شد، کسانی که مدتی بعد با نورو به مبارزه پرداختند.

عملیات سرکوب جغد

او در هیچ نبردی شرکت نمی‌کرد و در عوض همان طور که یوشیمورا به او دستور داده بود از توکا محافظت می‌کرد. او به توکا گفت که دیگر آن‌ها نمی‌توانند در بخش بیستم بمانند و همین طور درخواست توکا برای مبارزه در جنگ آنتیک را رد کرد.

به دنبال حمله CCG به آنتیک، او به توکا یادآوری کرد که برای رفتن آماده شود و این را نیز گفت که کانکی راه خود را گم کرده و دیگر به آنتیک بازنمی‌گردد. این در حالی بود که توکا صرف نظر از اندیشه‌های یومو باور داشت که کانکی باز خواهد گشت.

مزایده

زمانی که هایسه ساساکی و جوخه کویینکس وارد کافی‌شاپ re: شدند، رنجی یومو و توکا کیریشیما در آنجا کار می‌کردند. یومو با دیدن آن‌ها شوکه شد و توسط توکا به خاطر عدم خوش‌آمدگویی به مشتریان سرزنش شد. بعد از این که ساساکی سر میز نشت، یومو در صندلی روبروی او نشست و از نزدیک صورت را برانداز کرد و بدون این که کلمه‌ای بگوید میز را ترک کرد.

یک ماه بعد از یورش به مزایده، او همراه با نیشیکی، توکا و اوتا در re: دور هم جمع بودند. اوتا از آن‌ها در مورد موضوع کانکی که حالا با نام هایسه ساساکی شناخته می‌شد پرسید، توکا توضیح داد همان تصمیمی که قبلا گرفته را ادامه خواهد داد. اوتا و نیشیکی به نظر خوشحال می‌رسیدند اما یومو چهره‌ای جدی به خود گرفته بود.

انهدام رز

یومو، توکا، چیه هوری و میرومو سوکیاما به ساختمان ماه‌گرفتگی (Luna Eclipse) رسیدند تا به درخواست چیه، سوکیاما را نجات دهند. یومو و توکا، سوکیاما را از دست چند بازرس غول نجات دادند.

یومو توجه توکا را به تلویزیون و کنفرانس خبری سن تاکاتسوکی جلب کرد.

یورش سوم به کوکلیا

یومو به همراه توکا در زمان حمله به کوکلیا در آنجا حضور داشتند و تقابلی را نیز با کیشو آریما داشتند. در حالی که کیشو آریما در حال پایمال کردن آن‌ها بود، با حضور به موقع ساساکی آن‌ها به همراه هینامی موفق به فرار شدند.

اژدها

بعد از رها شدن کانکی از کاکوجای اژدها، یک هیولا در ظاهر چغد یک-چشم حملاتی را آغاز کرد. یومو پی برد که این جغد هیولا توسط دوناتو از روی یک پشت‌بام کنترل می‌شود. قبل از این که یومو بتواند خود را به او برساند، اوتا برای دفاع از دوناتو سر راه یومو قرار گرفت و به این ترتیب نبردی بین این دو دوست قدیمی شکل گرفت. اوتا سرانجام از کاکوجای خود پرده برداشت و روی به دیوانگی آورد. او سعی داشت یومو را ببلعد و اذعان می‌کرد که همیشه منتظر چنین روزی بوده است.

یومو سعی کرد با استفاده از نیروی الکتریکی بر اوتا تسلط پیدا کند و کاکوجای او نابود کند. بعد از این که اوتا شکست خورد، او از بابت یادآوری گذشته متاسف بود و از تمایل خود برای بودن با یومو مثل روزهای گذشته گفت. پس از گفتگویی کوتاه میان اوتا و رنجی دوستی آن‌ها دوباره بازیابی شد. در حالی که آن‌ها خاطرات مشترک گذشته را مرور می‌کردند، رنجی او را تا جایی امن حمل کرد.