کورلیس ولاریون
Corlys Velaryon

تولد
خاندان
وابسته به
عنوانها
القاب دیگر
اژدها
مذهب
بستگان
نمایش در
کورلیس ولاریون (Corlys Velaryon) یکی از قدرتمندترین لردهای وستروس در سریال خاندان اژدها است. او ارباب درفتمارک، فرمانده ناوگان ولاریون و یکی از ثروتمندترین و بانفوذترین اشراف دوران رقص اژدهایان است.
کورلیس به دلیل سفرهای دریایی گسترده و ماجراجوییهایش در سراسر جهان به لقب مار دریا شهرت دارد. او از معدود اشراف وستروس است که ثروت و قدرت خود را نه از زمینهای وسیع، بلکه از تجارت، کشتیرانی و کنترل مسیرهای دریایی به دست آورده است.
کورلیس در طول داستان میان جاهطلبی سیاسی، وفاداری به خاندانش و تمایل به پایان دادن به خونریزیهای جنگ گرفتار میشود. او در ابتدا یکی از مهمترین حامیان رینیراست، اما تجربهی جنگ و از دست دادن اعضای خانوادهاش باعث میشود نگاهش به این نبرد به تدریج تغییر کند.
بیوگرافی
پیشینه و خاندان
کورلیس از خاندان ولاریون در جزیرهی درفتمارک است؛ خاندانی با تبار والریایی که قرنها با خاندان تارگرین پیوند داشته است. او در جوانی به جای تکیه بر موقعیت خانوادگی، زندگی خود را در دریا و تجارت دنبال کرد.
کورلیس در مجموعهای از سفرهای دریایی به نقاط مختلف جهان رفت و ثروت عظیمی به دست آورد. او با عبور از مناطق ناشناخته و خطرناک، مسیرهای تجاری تازهای پیدا کرد و به یکی از مشهورترین دریانوردان تاریخ وستروس تبدیل شد.
ثروت حاصل از این سفرها باعث شد خاندان ولاریون در زمان سلطنت ویسریس یکم تارگرین قدرت سیاسی بسیار زیادی پیدا کند. کورلیس همچنین ناوگانی بزرگ در اختیار داشت و همین موضوع او را به یکی از مهمترین بازیگران سیاسی قلمرو تبدیل میکرد.
ازدواج با رینیس تارگرین
کورلیس با رینیس تارگرین ازدواج کرد. رینیس نوهی پادشاه جیهیریس یکم تارگرین بود و زمانی یکی از مدعیان اصلی جانشینی تاجوتخت محسوب میشد.
پس از آنکه شورای بزرگ سال ۱۰۱ تصمیم گرفت ویسریس تارگرین را به جای رینیس به عنوان وارث انتخاب کند، کورلیس از این تصمیم خشمگین شد. این اتفاق باعث شد او برای مدتی از شورای سلطنتی فاصله بگیرد.
با وجود این، کورلیس و رینیس بعدها به یکی از قدرتمندترین زوجهای سیاسی وستروس تبدیل شدند. فرزندان آنان، لینا و لینور، نیز از طریق ازدواج با خاندان تارگرین وارد مرکز سیاست سلطنتی شدند.
مسئلهی جانشینی
پس از مرگ ایما آرین و پسر نوزادش، ویسریس تصمیم گرفت دخترش رینیرا تارگرین را وارث تاجوتخت اعلام کند.
کورلیس در ابتدا از رینیرا حمایت کرد، اما روابط او با پادشاه همیشه ساده نبود. او معتقد بود خاندان ولاریون باید جایگاه سیاسی متناسب با قدرت و ثروتش داشته باشد و بارها از ویسریس خواست به منافع خاندان او توجه بیشتری کند.
جنگ در استپاستونز
یکی از مهمترین ماجراهای زندگی کورلیس پیش از جنگ داخلی، نبرد در استپاستونز بود. اتحاد دزدان دریایی و نیروهای تریآرکی کنترل مسیرهای دریایی مهمی را در دست گرفته بود و این موضوع تجارت خاندان ولاریون را تهدید میکرد.
کورلیس به همراه دیمون تارگرین وارد جنگ شد. ناوگان ولاریون و اژدهای دیمون، کاراکسس، نقش مهمی در شکست دشمن داشتند.
این جنگ به کورلیس و دیمون اعتبار نظامی بیشتری داد و جایگاه خاندان ولاریون را در سیاست وستروس تقویت کرد.
لینا ولاریون و ازدواج با دیمون
دختر کورلیس، لینا، با دیمون تارگرین ازدواج کرد. این ازدواج اتحاد میان دو خاندان قدرتمند را مستحکمتر کرد.
لینا و دیمون صاحب دو دختر به نامهای بیلا تارگرین و رینا تارگرین شدند.
مرگ لینا در هنگام زایمان ضربهی سنگینی به کورلیس و رینیس وارد کرد. کورلیس در حالی که یکی از مهمترین اعضای خانوادهاش را از دست داده بود، با پیچیدهتر شدن روابط میان خاندان ولاریون و تارگرین روبهرو شد.
لینور و رینیرا
پس از آنکه ویسریس تصمیم گرفت رینیرا را به ازدواج با لینور درآورد، کورلیس از این اتحاد استقبال کرد. این ازدواج باعث شد خاندان ولاریون مستقیماً با خاندان سلطنتی پیوند بخورد.
رینیرا و لینور صاحب سه پسر شدند: جیسریس ولاریون، لوکریس ولاریون و جافری ولاریون.
با این حال، ظاهر سه پسر و تفاوت آنان با ویژگیهای ظاهری خاندان ولاریون باعث شد شایعاتی دربارهی پدر واقعی آنان شکل بگیرد. این موضوع در نهایت به یکی از نقاط حساس سیاست دربار تبدیل شد.
مرگ لینور
پس از آنکه لینور ظاهراً در [link]{"text":"اسپایستاون"} کشته شد، کورلیس و رینیس بار دیگر با یکی از بزرگترین تراژدیهای زندگی خود روبهرو شدند.
با این حال، سریال بعدها مشخص میکند که مرگ لینور صحنهسازی شده بود و او زنده مانده است. رینیرا و دیمون از این نقشه برای فراهم کردن امکان زندگی آزادانهی لینور استفاده میکنند.
کورلیس و رینیس از حقیقت این نقشه مطلع نیستند و همچنان تصور میکنند که پسرشان مرده است.
آغاز رقص اژدهایان
پس از مرگ ویسریس یکم، جناح سبز ایگون دوم تارگرین را پادشاه اعلام کرد. رینیرا نیز در دراگوناستون تاجگذاری کرد و ادعای خود بر تاجوتخت را مطرح کرد.
کورلیس و رینیس در ابتدا از رینیرا حمایت کردند و خاندان ولاریون به یکی از مهمترین ستونهای نظامی و دریایی جناح سیاه تبدیل شد.
کورلیس در این مرحله نه تنها به دلیل رابطهی خانوادگی با رینیرا، بلکه به دلیل منافع سیاسی خاندان ولاریون نیز با سبزها مخالفت کرد.
مرگ رینیس
رینیس در روکست رست در نبردی با ایگون دوم و ایموند تارگرین وارد میدان شد.
او با اژدهایش میلیس به نبرد پرداخت و سرانجام کشته شد. مرگ رینیس یکی از دردناکترین لحظات زندگی کورلیس بود.
کورلیس که همسر و دخترش را از دست داده بود، با این واقعیت روبهرو شد که جنگی که زمانی برای قدرت و جایگاه خاندانش آغاز شده بود، اکنون بخش بزرگی از خانوادهی او را نابود کرده است.
کورلیس و رینیرا
پس از مرگ رینیس، کورلیس همچنان از رینیرا حمایت کرد، اما رابطهی آنان به تدریج پیچیدهتر شد.
رینیرا به کمک ناوگان ولاریون و تجربهی دریایی کورلیس نیاز داشت و کورلیس نیز میدانست که پیروزی رینیرا میتواند جایگاه خاندان ولاریون را حفظ کند.
اما با ادامهی جنگ، کورلیس بیش از پیش از هزینههای انسانی آن نگران شد. او فرزندان خود را یکی پس از دیگری در معرض خطر میدید و متوجه شد که پیروزی سیاسی دیگر نمیتواند خسارتهای واردشده به خانوادهاش را جبران کند.
نبرد گالِت
در فصل سوم، کورلیس فرماندهی ناوگان ولاریون را در نبرد گالت بر عهده دارد. نیروهای تریآرکی که با جناح سبز متحد شدهاند، به ناوگان ولاریون حمله میکنند.
نبرد به فاجعهای بزرگ برای خاندان ولاریون تبدیل میشود. درفتمارک آسیب میبیند و بسیاری از کشتیها و سربازان ولاریون از بین میروند.
کورلیس در جریان نبرد از کشتی به دریا میافتد، اما زنده میماند. پسران نامشروع او، آلین هال و آدام هال، نیز در جریان جنگ نقش مهمی پیدا میکنند.
آلین هال و آدام هال
کورلیس سالها پیش از جنگ با دو زن در اسپایستاون رابطه داشت و از این روابط دو پسر به نامهای آلین و آدام به دنیا آمدند.
در آغاز، کورلیس رابطهی خود با آنان را به شکل علنی نمیپذیرد، اما با گذشت زمان و از دست رفتن اعضای خانوادهاش، جایگاه این دو پسر برای او اهمیت بیشتری پیدا میکند.
پس از مرگ جیسریس، رینیرا به دنبال اژدهاسواران جدید برای جناح سیاه میرود. آدام و آلین نیز در این دوره به چهرههایی مهم در میان نیروهای ولاریون تبدیل میشوند.
مرگ جیسریس و تغییر کورلیس
مرگ جیسریس ولاریون در نبرد گالِت ضربهای بسیار سنگین به کورلیس وارد میکند. جیسریس برای کورلیس تنها نوه نبود؛ او وارثی بود که آیندهی خاندان ولاریون و ادعای رینیرا را نمایندگی میکرد.
پس از این مرگ، کورلیس بیش از گذشته نسبت به ادامهی جنگ بدبین میشود. او میبیند که خاندانش برای جنگی که قرار بود قدرت آنان را افزایش دهد، بهای بسیار سنگینی پرداخته است.
اسارت کورلیس
در ادامهی فصل سوم، کورلیس توسط نیروهای وفادار به اورموند هایتاور به اسارت گرفته میشود.
او در تامبلتون با اورموند و دیرون تارگرین روبهرو میشود و تلاش میکند از طریق مذاکره مانع از ادامهی خونریزی شود.
اورموند برای تحت فشار قرار دادن کورلیس، انگشت او را قطع میکند و آن را برای پسرش آلین میفرستد. این اتفاق نشان میدهد که حتی جایگاه و شهرت «مار دریایی» نیز نمیتواند او را از خشونت جنگ در امان نگه دارد.
تلاش برای صلح در تامبلتون
در پایان فصل سوم، کورلیس به عنوان گروگان در اختیار نیروهای سبز قرار دارد. او در مذاکرهای میان دیمون تارگرین و نیروهای هایتاور تلاش میکند راهی برای پایان دادن به جنگ پیدا کند.
کورلیس پیشنهاد میکند که به جای ادامهی جنگ، دربارهی آیندهی اولدتاون و ازدواج دیرون با رینا تارگرین مذاکره شود. هدف او جلوگیری از کشته شدن غیرنظامیان و پایان دادن به خونریزی است.
اما دیمون حاضر به پذیرش این توافق نمیشود و نبرد تامبلتون آغاز میشود. کورلیس در میانهی این فاجعه بیش از هر زمان دیگری نسبت به جنگ و هزینههای آن سرخورده است.
پایان فصل سوم
در پایان فصل سوم، کورلیس همچنان زنده است، اما نگاه او به جنگ به شکل اساسی تغییر کرده است.
او پس از دیدن مرگ اعضای خانواده، نابودی ناوگان ولاریون و خشونت فزایندهی دو جناح، دیگر مانند گذشته شیفتهی قدرت و پیروزی نیست. کورلیس بیشتر از هر چیز نگران بقای خاندان ولاریون و پایان یافتن جنگ است.
پس از نبرد تامبلتون، کورلیس دیمون را که در میان آشوب و ویرانی نبرد سرگردان شده است پیدا میکند و او را از میدان دور میکند. در پایان فصل، او یکی از معدود شخصیتهایی است که آشکارا از هزینهی اخلاقی جنگ به وحشت افتاده است.
شخصیت
کورلیس در آغاز داستان شخصیتی جاهطلب، مغرور و بسیار بااعتمادبهنفس است. او میداند که خاندان ولاریون ثروتمند، قدرتمند و دارای تبار والریایی است و معتقد است این خاندان باید در تصمیمهای مهم پادشاهی نقش بیشتری داشته باشد.
او برخلاف بسیاری از لردهای وستروس، قدرت خود را در دریا ساخته است. سفرهای دریایی او باعث شده تجربهای بسیار بیشتر از بسیاری از اشراف دربارهی جهان خارج از وستروس داشته باشد.
با این حال، جاهطلبی کورلیس در طول داستان بارها با واقعیت تلخ جنگ برخورد میکند. مرگ رینیس، لینا، جیسریس و دیگر اعضای خانواده باعث میشود دیدگاه او نسبت به قدرت تغییر کند.
- دریانوردی بزرگ: یکی از مشهورترین دریانوردان تاریخ وستروس و فرمانده ناوگانی بسیار قدرتمند است.
- جاهطلب: همواره به دنبال افزایش جایگاه خاندان ولاریون است.
- خانوادهمحور: با وجود جاهطلبی سیاسی، از دست دادن اعضای خانواده عمیقاً بر او اثر میگذارد.
- مستقل: کورلیس بارها در برابر پادشاه و حتی متحدان نزدیک خود از منافع خاندانش دفاع میکند.
- واقعگرا: تجربهی جنگ باعث میشود بیش از گذشته به پیامدهای واقعی تصمیمهای سیاسی توجه کند.
- ضد جنگ در سالهای پایانی: در فصل سوم، حفظ جان مردم و خانواده برای او از پیروزی نظامی مهمتر میشود.
- وفادار اما منتقد: از رینیرا حمایت میکند، اما در برابر تصمیمهایی که به نظرش جان خانوادهاش را بیهوده به خطر میاندازند، سکوت نمیکند.
یکی از مهمترین ویژگیهای کورلیس این است که شخصیت او در طول داستان تغییر میکند. مردی که در ابتدا برای قدرت و اعتبار خاندانش حاضر بود وارد جنگ شود، در پایان فصل سوم به مردی تبدیل شده که بیش از هر چیز از ادامهی همان جنگ وحشت دارد.
در کتابها
کورلیس ولاریون در کتاب آتش و خون نیز یکی از مهمترین شخصیتهای دوران رقص اژدهایان است و بسیاری از ویژگیهای اصلی او در سریال حفظ شدهاند؛ از جمله شهرت دریایی، ثروت خاندان ولاریون، ازدواج با رینیس و نقش مهم او در حمایت از رینیرا.
با این حال، نسخهی کتابی کورلیس در بعضی جنبهها با شخصیت سریال تفاوت دارد. در کتاب، او جاهطلبی سیاسی بیشتری دارد و نقش او در سیاست خاندان تارگرین پیچیدهتر است. روایت کتاب همچنین به دلیل ماهیت تاریخی خود، اطلاعات مربوط به انگیزهها و روابط او را همیشه با قطعیت بیان نمیکند.
یکی از تفاوتهای مهم، نحوهی روایت فرزندان نامشروع کورلیس است. در کتاب، آلین و آدام هال نیز شخصیتهای مهمی در جریان جنگ هستند، اما رابطهی آنان با کورلیس و همچنین نقششان در وقایع جنگ با آنچه سریال نشان میدهد تفاوتهایی دارد.
سریال همچنین برای پررنگتر کردن رابطهی کورلیس با خانوادهاش، نقش او را در بعضی وقایع تغییر داده است. در سریال، کورلیس پس از مرگ رینیس و جیسریس به شکلی آشکارتر دچار بحران اخلاقی میشود و از ادامهی جنگ فاصله میگیرد.
یکی دیگر از تفاوتهای مهم به رابطهی کورلیس با رینیرا مربوط میشود. در سریال، کورلیس از حامیان اصلی رینیراست، اما به تدریج نسبت به تصمیمهای او و هزینهای که جنگ برای خاندان ولاریون دارد دچار تردید میشود.
همچنین وقایع مربوط به تامبلتون و نقش کورلیس در تلاش برای مذاکره در سریال با جزئیات و انگیزههایی متفاوت از روایت کتاب بازسازی شدهاند. سریال در این بخش بیشتر روی فرسودگی اخلاقی کورلیس و تمایل او به پایان جنگ تمرکز دارد.
در مجموع، کورلیس کتاب و سریال هر دو «مار دریایی»ی جاهطلب، ثروتمند و بانفوذ هستند، اما سریال بیشتر روی جنبهی خانوادگی و تراژیک شخصیت او تمرکز میکند؛ در حالی که کتاب تصویری تاریخیتر، مبهمتر و سیاسیتر از او ارائه میدهد.