بر پایه سیستم حالت روشن حالت تاریک

ایریس دوم تارگرین

اشتراک‌گذاری

ایریس دوم تارگرین

Aerys II Targaryen

ایریس دوم تارگرین - وستروس

تولد

۲۴۴ پس از فتح (AC)

مرگ

۲۸۳ پس از فتح (AC)

خاندان

وابسته به

تاج‌وتخت آهنین
خاندان تارگرین

عنوان‌ها

پادشاه اندال‌ها و نخستین مردان و روینارها
ارباب هفت پادشاهی
آخرین پادشاه تارگرین پیش از شورش رابرت

القاب دیگر

شاه دیوانه
ایریس دیوانه
شاه دیوانهٔ تارگرین

تمدن

تارگرین‌ها
والریایی‌ها

مذهب

ایمان هفت

بستگان

جیهیریس دوم تارگرین (پدر)
شاهزاده شارا تارگرین (مادر)
ریلا تارگرین (همسر و خواهر)
ویسریس تارگرین (پسر)
دنریس تارگرین (دختر)
دنریس تارگرین (خویشاوند)

نمایش در

بازی تاج‌وتخت (در فلش‌بک‌ها)
خاندان اژدها (در روایت تاریخی)

ایریس دوم تارگرین (Aerys II Targaryen) که بیشتر با لقب شاه دیوانه شناخته می‌شود، آخرین پادشاه خاندان تارگرین پیش از سقوط این خاندان در جریان شورش رابرت بود. او از سال ۲۶۲ تا ۲۸۳ پس از فتح بر هفت پادشاهی حکومت کرد و سرانجام در جریان سقوط کینگز لندینگ به دست محافظ شخصی خود، جیمی لنیستر، کشته شد.

ایریس در آغاز سلطنتش پادشاهی جوان، بلندپرواز و اصلاح‌طلب بود و بسیاری امید داشتند دوران او به یکی از دوره‌های درخشان حکومت تارگرین تبدیل شود. اما به تدریج سوءظن، پارانویا، خشونت و بی‌اعتمادی بر شخصیت او غلبه کرد و او را به یکی از منفورترین پادشاهان تاریخ وستروس تبدیل کرد.

بیوگرافی

پیشینه و خانواده

ایریس در سال ۲۴۴ پس از فتح به دنیا آمد. پدرش جیهیریس دوم تارگرین و مادرش شاهزاده شارا تارگرین بود.

ایریس با خواهر خود، ریلا تارگرین، ازدواج کرد. این ازدواج مطابق سنت قدیمی خاندان تارگرین بود و هدف آن حفظ خون والریایی خاندان سلطنتی عنوان می‌شد.

آنها سه فرزند داشتند: ریگار تارگرین، ویسریس تارگرین و دنریس تارگرین.

دوستی با تایوین لنیستر

ایریس در جوانی با تایوین لنیستر رابطهٔ دوستانه‌ای داشت. آن دو تقریباً هم‌سن بودند و تایوین در دوران جوانی ایریس به یکی از نزدیک‌ترین افراد به او تبدیل شد.

تایوین بعدها به عنوان دست پادشاه منصوب شد و در سال‌های نخست حکومت ایریس، بسیاری از امور واقعی پادشاهی را اداره کرد.

اما رابطهٔ این دو به تدریج خراب شد. ایریس از قدرت و محبوبیت روزافزون تایوین احساس خطر می‌کرد و تایوین نیز از رفتارهای تحقیرآمیز و بی‌ثبات پادشاه به شدت ناراضی بود.

آغاز سلطنت

ایریس در سال ۲۶۲ پس از فتح، پس از مرگ پدرش، به تاج‌وتخت رسید.

در سال‌های نخست، او پادشاهی بسیار متفاوت از تصویری بود که بعدها از او ساخته شد. ایریس بلندپرواز بود و می‌خواست اصلاحاتی در حکومت ایجاد کند. او به شکوه خاندان تارگرین اهمیت زیادی می‌داد و تلاش می‌کرد قدرت تاج‌وتخت را افزایش دهد.

با این حال، شخصیت او به تدریج تغییر کرد و بی‌اعتمادی نسبت به اطرافیان و ترس از توطئه، رفتارهای او را تحت تأثیر قرار داد.

دست پادشاه: تایوین لنیستر

ایریس تایوین را به عنوان دست پادشاه حفظ کرد و برای سال‌ها این دو در کنار یکدیگر حکومت کردند.

تایوین فردی بسیار توانمند در ادارهٔ امور کشور بود و نظم مالی و سیاسی بیشتری در قلمرو ایجاد کرد. در مقابل، ایریس به تدریج احساس می‌کرد که مردم بیشتر به تایوین احترام می‌گذارند تا به شخص پادشاه.

این حسادت و سوءظن به مرور رابطهٔ آنها را نابود کرد.

سقوط شخصیت ایریس

ایریس به تدریج دچار بدگمانی شدید شد. او در بسیاری از اطرافیان خود دشمن و توطئه‌گر می‌دید.

علاقهٔ او به آتش نیز بیشتر شد. او به مادهٔ آتش‌زایی به نام آتش وحشی علاقه پیدا کرد و به تدریج ایدهٔ استفاده از آن را برای مقابله با دشمنان سیاسی خود در ذهن پرورش داد.

ظاهر ایریس نیز تغییر کرد. او به دلیل عادات شخصی و فشار روانی در وضعیت جسمانی نامناسبی قرار گرفت و در سال‌های پایانی حکومت، رفتاری کاملاً متفاوت با دوران جوانی داشت.

شورش رابرت

بحران اصلی زمانی آغاز شد که ریگار تارگرین، پسر ایریس، با لیانا استارک ارتباط پیدا کرد و او را از خانواده‌اش دور کرد.

برادر لیانا، بران استارک، و پدرش ریکارد استارک برای پاسخ خواستن از تاج‌وتخت به کینگز لندینگ رفتند.

ایریس به جای مذاکره، ریکارد و براندن را اعدام کرد. سپس خواستار مرگ ادارد استارک و رابرت باراتیون شد.

این فرمان باعث شد خاندان‌های بزرگ شمال، ویل، ریورلندز و استورمز اند به شورش برخیزند.

ریگار و پدرش

رابطهٔ ایریس با ریگار نیز پیچیده بود. ریگار از محبوبیت زیادی برخوردار بود و بسیاری از اشراف او را شایسته‌تر از پدرش می‌دانستند.

ایریس به تدریج نسبت به پسر خود نیز بدگمان شد و از احتمال توطئهٔ ریگار علیه تاج‌وتخت هراس داشت.

با وجود این، هنگامی که شورش رابرت آغاز شد، ریگار برای دفاع از حکومت پدرش به میدان جنگ رفت.

نبرد ترایدنت

در جریان شورش، نیروهای سلطنتی و ارتش شورشیان در نبرد ترایدنت با یکدیگر روبه‌رو شدند.

ریگار تارگرین فرمانده ارتش سلطنتی بود، اما در نبرد توسط رابرت باراتیون کشته شد.

مرگ ریگار عملاً سرنوشت خاندان تارگرین را تعیین کرد و ایریس آخرین امید خود برای حفظ سلطنت را از دست داد.

آتش وحشی و سقوط کینگز لندینگ

با نزدیک شدن ارتش شورشیان به کینگز لندینگ، ایریس دستور داد ذخایر عظیمی از آتش وحشی در نقاط مختلف شهر قرار داده شود.

او قصد داشت در صورت سقوط شهر، کینگز لندینگ را به آتش بکشد و اجازه ندهد دشمن آن را تصاحب کند.

ایریس به راس‌تارها و دیگر افراد وفادار به خود دستور داده بود در صورت نیاز آتش وحشی را منفجر کنند.

جیمی لنیستر و مرگ ایریس

جیمی لنیستر که عضو گارد پادشاهی بود، در آخرین لحظات تصمیم گرفت از دستور ایریس سرپیچی کند.

او پیش از آنکه آتش وحشی بتواند شهر را نابود کند، پادشاه را کشت.

ایریس در حالی مرد که هنوز به نابودی کینگز لندینگ فکر می‌کرد. جیمی بعدها به دلیل این اقدام با لقب شاه‌کش شناخته شد، زیرا سوگند خود را برای محافظت از پادشاه شکسته بود.

مرگ ایریس پایان حکومت تقریباً سیصدسالهٔ تارگرین‌ها بر وستروس بود.

پیامدهای سقوط

پس از سقوط کینگز لندینگ، تایوین لنیستر وارد شهر شد و خاندان لنیستر عملاً از پیروزی رابرت حمایت کرد.

رابرت باراتیون بر تخت آهنین نشست و خاندان تارگرین از قدرت کنار گذاشته شد.

با این حال، فرزندان ایریس، ویسریس و دنریس، به همراه بخشی از خاندان سلطنتی از وستروس گریختند و بعدها داستان نسل جدید تارگرین‌ها ادامه پیدا کرد.

شخصیت

ایریس دوم یکی از نمونه‌های کلاسیک شخصیتی است که از یک پادشاه جوان و امیدوارکننده به فرمانروایی بی‌رحم و پارانوئید تبدیل می‌شود.

  • بلندپرواز: در ابتدای سلطنتش قصد داشت قدرت و شکوه خاندان تارگرین را افزایش دهد.
  • باهوش اما بی‌ثبات: توانایی سیاسی داشت، اما به مرور تحت تأثیر ترس و سوءظن قرار گرفت.
  • پارانوئید: تقریباً در هر گوشه‌ای توطئه‌ای علیه خود می‌دید.
  • بی‌رحم: برای مجازات مخالفان از شکنجه و اعدام استفاده می‌کرد.
  • شیفتهٔ آتش: علاقهٔ او به آتش وحشی در سال‌های پایانی حکومت به وسواس تبدیل شد.
  • خودشیفته: به جایگاه پادشاهی و شکوه خاندان تارگرین اهمیت زیادی می‌داد.
  • ترسناک: رفتارهای غیرقابل‌پیش‌بینی او باعث شد حتی نزدیک‌ترین اطرافیانش از او بترسند.

تراژدی شخصیت ایریس در این است که او همیشه چنین پادشاهی نبود. در جوانی، بسیاری او را فردی جذاب و امیدوارکننده می‌دانستند. اما مجموعه‌ای از شکست‌ها، سوءظن‌ها، روابط سیاسی خراب و فشار قدرت او را به تدریج تغییر داد.

در کتاب‌ها

ایریس دوم در مجموعهٔ بازی تاج‌وتخت و دیگر کتاب‌های اصلی جرج آر. آر. مارتین شخصیتی مهم در تاریخ نزدیک وستروس است، هرچند بیشتر داستان او از طریق خاطرات و روایت شخصیت‌های دیگر بازگو می‌شود.

در کتاب‌ها نیز ایریس در ابتدای سلطنتش با پادشاهی جوان و بلندپرواز توصیف می‌شود و به تدریج به «شاه دیوانه» تبدیل می‌شود.

رابطهٔ او با تایوین لنیستر یکی از مهم‌ترین بخش‌های داستان است. در روایت کتابی، ایریس به دلیل حسادت نسبت به قدرت تایوین و علاقهٔ او به خاندان لنیستر، روابط خود را با دست پادشاهش خراب می‌کند.

یکی از نقاط مهم داستان این است که تایوین قصد داشت دخترش سرسی لنیستر را با ریگار ازدواج دهد، اما ایریس این پیشنهاد را رد کرد و بعدها ریگار با الیا مارتل ازدواج کرد. این تصمیم به یکی از منابع مهم دشمنی میان ایریس و تایوین تبدیل شد.

در کتاب، جنون ایریس نیز به شکل تدریجی و فزاینده‌ای نمایش داده می‌شود. او از خیانت می‌ترسید، به اطرافیانش اعتماد نداشت و از آتش وحشی برای اهداف سیاسی استفاده می‌کرد.

در دوران شورش رابرت، ایریس به همان شکلی که در روایت سریال شناخته می‌شود، دستور اعدام ریکارد و براندن استارک را صادر کرد. این اقدام زنجیرهٔ شورش را آغاز کرد و باعث شد خاندان‌های بزرگ علیه تاج‌وتخت قیام کنند.

در نهایت، در کتاب نیز ایریس قصد داشت کینگز لندینگ را با آتش وحشی نابود کند. جیمی لنیستر او را کشت و مانع اجرای نقشه شد.

تفاوت مهم میان کتاب و سریال بیشتر در جزئیات گذشته و روند سقوط ایریس دیده می‌شود. کتاب‌ها اطلاعات بسیار بیشتری دربارهٔ سال‌های جوانی او، رابطه‌اش با تایوین، وضعیت دربار و افزایش تدریجی جنونش ارائه می‌کنند.

همچنین کتاب‌ها فضای بیشتری برای نشان دادن این موضوع دارند که لقب «شاه دیوانه» صرفاً نتیجهٔ چند تصمیم ناگهانی نبود؛ بلکه حاصل سال‌ها تغییر تدریجی شخصیت و افزایش ترس و سوءظن او بود.

در نهایت، ایریس دوم تارگرین در تاریخ وستروس به عنوان پادشاهی به یاد آورده می‌شود که خودش پایه‌های حکومتش را ویران کرد. او آخرین پادشاه تارگرین بود و مرگش پایان یک سلسلهٔ چندصدساله و آغاز دوره‌ای تازه در تاریخ هفت پادشاهی شد.

صفحات دیگر