اگان چهارم تارگرین
Aegon IV Targaryen

تولد
مرگ
خاندان
وابسته به
عنوانها
القاب دیگر
تمدن
مذهب
بستگان
نمایش در
اگان چهارم تارگرین (Aegon IV Targaryen) که بیشتر با نام اگان ناشایست (Aegon the Unworthy) شناخته میشود، یکی از بدنامترین پادشاهان تاریخ خاندان تارگرین است. او پانزدهمین پادشاه تارگرین و پسر ویسریس دوم تارگرین بود و از سال ۱۷۲ تا ۱۸۴ پس از فتح بر هفت پادشاهی حکومت کرد.
اگان چهارم به دلیل زندگی افراطی، فساد، پرخوری، بیاعتنایی به وظایف پادشاهی، روابط متعدد با زنان و تصمیمهای سیاسی فاجعهبارش شهرت دارد. با این حال، مهمترین میراث او نه در دوران حکومتش، بلکه در اقدام نهایی او در بستر مرگ نهفته است: مشروعیت بخشیدن به چندین فرزند نامشروع خود.
این تصمیم زمینهساز شورشهای بلکفایر و یکی از طولانیترین بحرانهای سیاسی تاریخ وستروس شد.
بیوگرافی
پیشینه و خانواده
اگان در سال ۱۳۵ پس از فتح، در دوران حکومت ایگون سوم تارگرین به دنیا آمد. پدرش ویسریس، برادر کوچک ایگون سوم و بعدها دومین پسر اگان سوم بود که سرانجام به عنوان ویسریس دوم به تاجوتخت رسید.
مادرش لارا روگاره، از خاندان قدرتمند روگاره در براووس بود. اگان یک برادر بزرگتر به نام ایگون سوم تارگرین و خواهرانی داشت که از طریق آنها به شاخههای مختلف خاندان تارگرین پیوند پیدا میکرد.
جوانی و رابطه با نایریس
اگان در جوانی شخصیتی بسیار متفاوت از یک پادشاه مسئول داشت. او به تفریح، غذا، نوشیدنی و روابط عاشقانه علاقهمند بود و از همان سالهای جوانی نشانههایی از بیپروایی و بیانضباطی در او دیده میشد.
او با خواهرش نایریس تارگرین ازدواج کرد. نایریس برخلاف برادرش زنی مذهبی، آرام و متعهد بود و رابطهٔ این دو ازدواجی بسیار ناخوشایند و پرتنش بود.
اگان بعدها بارها به نایریس بیوفایی کرد و معشوقههای متعددی داشت. با وجود این، از نایریس صاحب پسری به نام دیرون دوم تارگرین شد که وارث قانونی تاجوتخت محسوب میشد.
اگان و ایگون
اگان در دوران جوانی با پسرعموی خود ایگون سوم رابطهٔ پیچیدهای داشت.
او و برادرش ویسریس در دربار ایگون سوم حضور داشتند و اگان در این دوران بیشتر به عنوان فردی بیپروا و دردسرساز شناخته میشد تا یک سیاستمدار یا فرمانده.
پس از مرگ ایگون سوم و چندین پادشاه پس از او، سرانجام پدر اگان، ویسریس دوم، به تاجوتخت رسید. با مرگ ویسریس، اگان در سال ۱۷۲ پس از فتح پادشاه شد.
آغاز سلطنت
اگان چهارم در آغاز سلطنت خود کوشید تصویری قدرتمند از یک پادشاه ارائه دهد، اما خیلی زود رفتارهای شخصی و سیاسی او باعث نارضایتی در میان اشراف شد.
او علاقهٔ زیادی به زنان داشت و معشوقههای متعددی در میان زنان خاندانهای بزرگ و مردم عادی داشت. بسیاری از این روابط به تولد فرزندان نامشروع انجامید.
اگان در طول زندگی خود فرزندان نامشروع فراوانی داشت که بعدها در تاریخ با عنوان گریت باستاردها یا «حرامزادگان بزرگ» شناخته شدند.
دیمون بلکفایر
یکی از مهمترین فرزندان نامشروع اگان، دیمون واترز بود که بعدها نام خانوادگی بلکفایر را گرفت.
اگان شمشیر فولاد والریایی بلکفایر را به دیمون داد؛ شمشیری که قرنها نماد پادشاهی تارگرین بود و این اقدام اهمیت سیاسی زیادی پیدا کرد.
دیمون از نظر ظاهر، مهارتهای رزمی و کاریزما بسیار شبیه تصویر ایدهآل یک پادشاه جنگجو بود. بسیاری از اشراف و جنگجویان به او علاقهمند شدند.
دیرون و بحران جانشینی
اگان وارث قانونی خود، دیرون، را فردی بسیار متفاوت از خودش میدید.
دیرون شخصیتی آرامتر و سیاستمدارتر داشت و بعدها تلاش کرد روابط دوستانهتری با دورن برقرار کند. این سیاست در زمان سلطنت او به اتحاد تاریخی میان دورن و تاجوتخت آهنین منجر شد.
اگان اما به تصمیمهای پسرش همیشه اعتماد نداشت و گاهی از فرزندان نامشروع خود به عنوان ابزار سیاسی استفاده میکرد.
جنگ با دورن
یکی از مهمترین مسائل دوران اگان، رابطهٔ هفت پادشاهی با دورن بود.
دورن در آن زمان هنوز به طور کامل در ساختار هفت پادشاهی ادغام نشده بود و اگان تلاش کرد از راههای مختلف بر آن فشار وارد کند.
در نهایت، دیرون دوم رویکردی متفاوت اتخاذ کرد و با ازدواج سیاسی و دیپلماسی توانست روابط میان دو قلمرو را بهبود دهد.
دوران حکومت و فساد
اگان چهارم به دلیل سبک زندگی افراطیاش به تدریج به پادشاهی چاق، بیمار و بیتحرک تبدیل شد.
او هزینههای زیادی برای لذتهای شخصی و پروژههای بیفایده صرف میکرد و در بسیاری از موارد به جای توجه به امور کشور، درگیر روابط شخصی و رقابتهای درباری بود.
بسیاری از تصمیمهای او تحت تأثیر علاقه یا نفرت شخصی قرار میگرفت و همین مسئله باعث شد حکومتش در میان مورخان به عنوان یکی از بدترین دورههای سلطنت تارگرین شناخته شود.
دشمنی با خاندان تارگرین
اگان با وجود اینکه خودش عضو خاندان تارگرین بود، روابط پیچیدهای با بسیاری از اعضای خانواده داشت.
او نسبت به پسر قانونیاش دیرون نیز گاهی رفتاری خصمانه داشت و از محبوبیت فرزندان نامشروعش برای ایجاد توازن سیاسی استفاده میکرد.
این سیاست در کوتاهمدت شاید به او قدرت میداد، اما پس از مرگش به یکی از بزرگترین تهدیدها علیه خاندان تارگرین تبدیل شد.
مشروعیت بخشیدن به حرامزادگان
مهمترین اقدام اگان در آخرین روزهای زندگیاش اتفاق افتاد.
او در بستر مرگ، تمام فرزندان نامشروع خود را مشروع اعلام کرد.
این تصمیم پیامدهای عظیمی داشت، زیرا فرزندان مشروعشدهٔ او اکنون از نظر قانونی میتوانستند ادعایی نسبت به تاجوتخت داشته باشند.
در میان آنان، دیمون بلکفایر و اِیگون ریورز از مشهورترین چهرهها بودند.
پس از مرگ اگان، پسر قانونی او، دیرون دوم، به تاجوتخت رسید. اما مشروعیت فرزندان نامشروع اگان زمینهای ایجاد کرد که بعدها به شورش بلکفایر منجر شد.
مرگ
اگان چهارم در سال ۱۸۴ پس از فتح درگذشت.
او در پایان زندگی از بیماریهای مختلف و پیامدهای سبک زندگی افراطی خود رنج میبرد. پس از مرگ او، دیرون دوم بر تخت نشست و تلاش کرد خسارتهای سیاسی دوران پدرش را جبران کند.
اما تصمیم اگان برای مشروعیت بخشیدن به فرزندان نامشروعش دیگر قابل بازگشت نبود.
شخصیت
اگان چهارم یکی از نمونههای برجستهٔ پادشاه فاسد و خودمحور در تاریخ وستروس است.
- افراطگرا: در غذا، نوشیدنی، روابط عاشقانه و تجملات زندگی افراط میکرد.
- زنباره: روابط متعدد او با زنان به تولد تعداد زیادی فرزند نامشروع انجامید.
- خودخواه: اغلب منافع و خواستههای شخصی خود را بر ثبات پادشاهی ترجیح میداد.
- بیثبات سیاسی: تصمیمهای او بارها تحت تأثیر احساسات و دشمنیهای شخصی قرار گرفت.
- جاهطلب: علاقه داشت اطرافیان و خاندانهای بزرگ را از طریق فرزندان و روابطش تحت تأثیر قرار دهد.
- خطرناک: حتی پس از مرگش، تصمیمهای سیاسی او باعث جنگ داخلی شد.
- کاریزماتیک در جوانی: برخلاف تصویر اواخر زندگی، اگان در جوانی فردی جذاب و پرانرژی بود و میتوانست دیگران را تحت تأثیر قرار دهد.
با وجود این ویژگیها، روایتهای تاریخی دربارهٔ اگان کاملاً یکدست نیستند. بعضی از منابع او را حتی بدتر از آنچه واقعاً بوده توصیف میکنند، زیرا دوران حکومتش بعدها با بحرانهای بلکفایر پیوند خورد و دشمنان خاندان تارگرین نیز روایتهای منفی دربارهٔ او داشتند.
با این حال، تقریباً در تمام روایتها یک نکته مشترک است: اگان چهارم پادشاهی بود که قدرت و مسئولیت خود را برای خواستههای شخصی هدر داد و میراثی به جا گذاشت که نسلهای بعد مجبور شدند با پیامدهای آن روبهرو شوند.
در کتابها
اگان چهارم یکی از شخصیتهای مهم کتاب آتش و خون نیست و داستان زندگی او بیشتر در مجموعهٔ دنیای یخ و آتش و بهویژه رمانهای شوالیهٔ هفت اقلیم و تاریخ خاندان تارگرین روایت میشود.
در منابع کتابی، شهرت اگان چهارم بسیار منفی است. او به عنوان پادشاهی فاسد، پرخور، شهوتران و بیمسئولیت توصیف میشود که عملاً بسیاری از مشکلات سیاسی نسلهای بعد را ایجاد کرد.
مهمترین میراث او مشروعیت بخشیدن به حرامزادگان است. این اقدام باعث شد فرزندان او بتوانند در آینده ادعاهای سیاسی جدی مطرح کنند.
دیمون بلکفایر بهخصوص به شخصیتی بسیار مهم تبدیل شد. او شمشیر بلکفایر را از اگان دریافت کرد و بعدها به عنوان مدعی تاجوتخت در برابر دیرون دوم ایستاد.
اولین شورش بلکفایر میان طرفداران دیرون و دیمون شکل گرفت و پس از شکست دیمون، دشمنی میان دو شاخهٔ تارگرین برای نسلها ادامه پیدا کرد.
فرزندان نامشروع دیگر اگان نیز در تاریخ وستروس نقش مهمی پیدا کردند. از میان آنها، اِیگون ریورز که بعدها با نام بیتراستیل شناخته شد، و اِیمون ریورز معروف به بلکاِیمون، از چهرههای مهم نسل بعد بودند.
اگان همچنین فرزندان نامشروع دیگری داشت که بعدها در سیاست وستروس اثر گذاشتند. همین مسئله باعث شد نسل او از نظر تعداد شاخههای خانوادگی بسیار گسترده شود.
یکی از تفاوتهای مهم میان روایتهای تاریخی دربارهٔ اگان این است که میزان علاقهٔ واقعی او به فرزندانش و انگیزهاش برای مشروعیت دادن به آنها کاملاً روشن نیست. برخی معتقدند او از روی محبت پدری این کار را کرد، در حالی که برخی دیگر آن را آخرین اقدام سیاسی و انتقامجویانهٔ او علیه دشمنان و مخالفانش میدانند.
در نهایت، اگان چهارم نمونهای مشهور از این ایده در تاریخ وستروس است که یک پادشاه میتواند پس از مرگ خود نیز کشورش را وارد بحران کند. او در دوران حکومتش زمینهٔ بیثباتی را ایجاد کرد و با یک فرمان در بستر مرگ، رقابت بر سر تاجوتخت را برای چندین نسل ادامه داد.