بر پایه سیستم حالت روشن حالت تاریک

اگان دوم تارگرین

اشتراک‌گذاری

اگان دوم تارگرین

Aegon II Targaryen

اگان دوم تارگرین - وستروس

تولد

حدود ۱۱۳ ب.ف. (۱۹ سال)

خاندان

وابسته به

خاندان های‌تاور

عنوان‌ها

شاهزاده تارگرین
شاه اگان دوم تارگرین
پادشاه اندلس
ارباب هفت پادشاهی
محافظ قلمرو

القاب دیگر

اگان دوم
غاصب (از دیدگاه سیاه‌ها)
اژدهای طلایی

مذهب

ایمان هفت

بستگان

رینیرا تارگرین (خواهر ناتنی)
هیلنا تارگرین (خواهر و همسر)
جیسریس، جیهیریس و جیهارا (فرزندان)

اگان دوم تارگرین (Aegon II Targaryen) یکی از شخصیت‌های اصلی سریال خاندان اژدها و یکی از دو مدعی اصلی تاج‌وتخت در جریان رقص اژدهایان است. او نخستین پسر ویسریس یکم تارگرین و آلیسنت های‌تاور و برادر ناتنی رینیرا تارگرین است.

پس از مرگ ویسریس، جناح سبز بدون رضایت رینیرا و در حالی که او وارث اعلام‌شده پادشاه بود، اگان را بر تخت آهنین نشاند. این تصمیم آغازگر مرحله اصلی جنگ داخلی تارگرین‌ها شد؛ جنگی که اگان و رینیرا را در برابر یکدیگر قرار داد و سرنوشت خاندان تارگرین را برای همیشه تغییر داد.

بیوگرافی

پیشینه و خانواده

اگان دوم نخستین پسر ویسریس یکم و آلیسنت های‌تاور بود. تولد یک پسر برای ویسریس اهمیت زیادی داشت، زیرا تا پیش از آن رینیرا تنها فرزند زندهٔ او بود و پادشاه سال‌ها تحت فشار قرار داشت تا وارث مردی برای تاج‌وتخت داشته باشد.

اما تولد اگان باعث نشد ویسریس تصمیم خود را دربارهٔ جانشینی تغییر دهد. او همچنان رینیرا را وارث قانونی خود می‌دانست و از خاندان‌های بزرگ وستروس خواست وفاداری خود به او را حفظ کنند.

اگان در کنار برادرش ایموند تارگرین و خواهرش هیلنا تارگرین در دربار بزرگ شد. مادرش آلیسنت تلاش می‌کرد فرزندانش را در جایگاهی مناسب برای آیندهٔ خاندان قرار دهد، اما رابطهٔ اگان با پدرش و با خواهر ناتنی‌اش رینیرا هرگز ساده نبود.

اگان به عنوان شاهزاده

اگان در دوران جوانی شخصیتی بی‌پروا، خودخواه و تا حد زیادی بی‌مسئولیت دارد. برخلاف رینیرا که از کودکی به عنوان وارث تاج‌وتخت تربیت شده، اگان برای حکومت آماده نمی‌شود؛ دست‌کم نه به شکلی که بعدها به آن نیاز خواهد داشت.

او علاقهٔ زیادی به مشروبات، زنان و زندگی شبانه دارد و بارها از وظایف خود به عنوان عضوی از خاندان سلطنتی فاصله می‌گیرد. همین ویژگی باعث می‌شود حتی برخی از نزدیکانش نیز دربارهٔ شایستگی او برای پادشاهی تردید داشته باشند.

با این حال، اگان در کنار این ضعف‌ها، ویژگی‌هایی دارد که در طول جنگ به تدریج آشکار می‌شوند. او به شدت نیازمند تأیید دیگران است و در بسیاری از تصمیم‌هایش تلاش می‌کند ثابت کند که واقعاً شایستهٔ جایگاه پادشاهی است.

سان‌فایر

اگان سوار اژدهای طلایی‌رنگ سان‌فایر است. سان‌فایر یکی از زیباترین اژدهایان عصر خود محسوب می‌شود و پیوند میان او و اگان یکی از مهم‌ترین منابع قدرت پادشاه است.

اگان برخلاف برخی از اعضای خاندانش تجربهٔ نظامی گسترده‌ای ندارد، اما داشتن سان‌فایر باعث می‌شود در آغاز جنگ همچنان یکی از خطرناک‌ترین افراد وستروس باشد.

مرگ ویسریس و تاج‌گذاری اگان

وقتی ویسریس یکم می‌میرد، آلیسنت و اعضای شورای سبز تصمیم می‌گیرند خبر مرگ او را مخفی نگه دارند و اگان را به جای رینیرا بر تخت بنشانند.

آلیسنت معتقد است آخرین سخنان ویسریس دربارهٔ اگان فاتح و رؤیای او دربارهٔ شاهی به نام اگان، نشانه‌ای است که پادشاه می‌خواسته پسرش جانشین او شود. شورای سبز نیز از این برداشت برای توجیه تاج‌گذاری اگان استفاده می‌کند.

اگان در ابتدا تمایلی آشکار به پذیرفتن تاج ندارد و حتی برای مدتی پنهان می‌شود. اما پس از آنکه توسط افراد سبز پیدا می‌شود، تصمیم می‌گیرد تاج را بپذیرد.

در مراسم تاج‌گذاری در دراگون‌پیت، اگان تاج بر سر می‌گذارد و به عنوان اگان دوم تارگرین معرفی می‌شود. در مقابل، رینیرا نیز در دراگون‌استون تاج‌گذاری می‌کند و خود را ملکهٔ قانونی هفت پادشاهی می‌داند.

جنگ با رینیرا

از این لحظه، وستروس عملاً با دو مدعی تاج‌وتخت روبه‌رو می‌شود. هواداران رینیرا به سیاه‌ها و طرفداران اگان به سبزها معروف می‌شوند.

اگان در آغاز جنگ بیشتر به عنوان نماد سیاسی سبزها شناخته می‌شود. تصمیم‌های مهم نظامی عمدتاً توسط افرادی مانند ایموند و کریستون کول گرفته می‌شوند، در حالی که اگان هنوز در تلاش است جایگاه خود را به عنوان پادشاه تثبیت کند.

مرگ جیهیریس

یکی از نخستین ضربه‌های شخصی بزرگ به اگان، کشته شدن پسر خردسالش جیهیریس تارگرین است.

در ماجرای معروف خون و پنیر، دو قاتل وارد قلعهٔ سرخ می‌شوند و به دنبال ایموند می‌گردند، اما در نهایت جیهیریس را پیدا کرده و به قتل می‌رسانند.

اگان پس از اطلاع از مرگ پسرش به شدت خشمگین می‌شود و رینیرا را مسئول این جنایت می‌داند. او دستور می‌دهد موش‌گیران کینگز لندینگ مجازات شوند و همین تصمیم به افزایش ترس و خشونت در شهر کمک می‌کند.

نبرد روکس‌رست

یکی از مهم‌ترین لحظات زندگی اگان در نبرد روکس‌رست رخ می‌دهد. او تصمیم می‌گیرد شخصاً با سان‌فایر به میدان نبرد برود و به نیروهای سبز کمک کند.

در جریان نبرد، رینیس تارگرین با اژدهای خود میلیس وارد میدان می‌شود. سپس ایموند نیز با ویگار به نبرد می‌پیوندد.

اگان و سان‌فایر در این درگیری به شدت آسیب می‌بینند. آتش ویگار نیز در نهایت به برادر خودش آسیب می‌زند و اگان تقریباً کشته می‌شود. رینیس و میلیس نیز در این نبرد جان می‌بازند.

اگان پس از سقوط به شدت مجروح می‌شود و بدنش دچار سوختگی‌های گسترده می‌شود. سان‌فایر نیز آسیب شدیدی می‌بیند. از این زمان، زندگی اگان برای همیشه تغییر می‌کند.

اگان ناتوان از حکومت

پس از روکس‌رست، اگان دیگر توانایی ادارهٔ عادی حکومت را ندارد. او با درد شدید و جراحات دائمی روبه‌رو است و ایموند عملاً قدرت بیشتری در حکومت پیدا می‌کند.

در این دوره، اگان احساس می‌کند برادرش قصد دارد جای او را بگیرد. ایموند نیز به تدریج خود را فرمانروای واقعی معرفی می‌کند و حتی رفتارهایی دارد که نشان می‌دهد اگان را مانعی برای قدرت خودش می‌بیند.

این وضعیت رابطهٔ دو برادر را به یکی از خطرناک‌ترین روابط در جناح سبز تبدیل می‌کند.

فرار از کینگز لندینگ

با تغییر شرایط جنگ و افزایش نفوذ ایموند، اگان به این نتیجه می‌رسد که در کینگز لندینگ امنیت ندارد. او سرانجام از پایتخت خارج می‌شود و مدتی در مخفیگاه‌ها و مناطق دور از مرکز قدرت زندگی می‌کند.

در این دوره، اگان دیگر پادشاه قدرتمند ابتدای جنگ نیست. او مردی زخمی، خشمگین و تحقیرشده است که بخش بزرگی از خاندانش را از دست داده و برادر خودش نیز علیه او عمل کرده است.

بازگشت سان‌فایر

برای مدتی تصور می‌شود سان‌فایر در اثر جراحات روکس‌رست مرده است. حتی گزارش‌هایی دربارهٔ مرگ اژدهای او منتشر می‌شود.

اما در فصل سوم مشخص می‌شود که سان‌فایر زنده مانده است. اگان نیز سرانجام دوباره با اژدهای خود پیوند برقرار می‌کند. بازگشت سان‌فایر یکی از مهم‌ترین تغییرات وضعیت جنگ است، زیرا اگان بار دیگر صاحب یک سلاح قدرتمند برای ادعای تاج‌وتخت می‌شود.

بازگشت اگان در فصل سوم

در فصل سوم، اگان که بسیاری او را مرده می‌دانند، دوباره ظاهر می‌شود. بازگشت او باعث می‌شود معادلات سیاسی جنگ تغییر کند، زیرا برخی خاندان‌ها که تصور می‌کردند پادشاه مرده است، دوباره امکان حمایت از او را بررسی می‌کنند.

در همین زمان، اگان دیگر شاهزادهٔ لوس و بی‌تجربهٔ ابتدای داستان نیست. جراحات و خیانت‌هایی که پشت سر گذاشته، او را خشن‌تر، مصمم‌تر و بی‌اعتمادتر کرده‌اند.

بازگشت سان‌فایر نیز جایگاه او را تقویت می‌کند و خبر زنده بودن اژدها در سراسر وستروس منتشر می‌شود. در پایان فصل سوم، همین خبر رینیرا را به شدت نگران می‌کند، زیرا بازگشت اگان می‌تواند وفاداری خاندان‌هایی را که به سمت سیاه‌ها متمایل شده‌اند تغییر دهد.

اگان و ایموند

یکی از مهم‌ترین صحنه‌های فصل سوم، رویارویی دوبارهٔ اگان و ایموند در هارنهال است.

ایموند در گذشته در روکس‌رست به شکل مستقیم یا غیرمستقیم باعث سقوط برادرش شده بود و مدتی تصور می‌کرد اگان مرده است. وقتی اگان زنده مقابل او ظاهر می‌شود، ایموند از او طلب بخشش می‌کند.

اگان می‌داند برادرش قصد داشته جای او را بگیرد. با این حال، به جای کشتن ایموند، تصمیم می‌گیرد از او استفاده کند. او می‌خواهد ایموند و ویگار را دوباره به میدان جنگ بازگرداند و همراه با او برای مقابله با رینیرا بجنگد.

این تصمیم نشان می‌دهد که اگان در پایان فصل سوم بیش از گذشته به یک بازیگر فعال در جنگ تبدیل شده است. او دیگر نمی‌خواهد صرفاً پادشاهی باشد که دیگران از طرفش تصمیم می‌گیرند؛ می‌خواهد خودش برای بازپس‌گیری قدرت اقدام کند.

نبرد تامبلتون

در پایان فصل سوم، جنگ در تامبلتون به یکی از مهم‌ترین نقاط عطف خود می‌رسد. در حالی که نیروهای سیاه و سبز برای نبرد آماده می‌شوند، بازگشت اگان و سان‌فایر چشم‌انداز جنگ را تغییر می‌دهد.

اگان تصمیم دارد همراه ایموند به میدان بازگردد و جایگاه خود را به عنوان پادشاه تثبیت کند. او همچنین قصد دارد در ادامه به مقابله با رینیرا و نیروهای سیاه برود.

در پایان فصل سوم، اگان همچنان زنده است و ادعای خود بر تاج‌وتخت را رها نکرده است. بازگشت او و سان‌فایر یکی از مهم‌ترین cliffhangerهای فصل سوم برای ادامهٔ جنگ در فصل چهارم است.

وضعیت اگان در پایان فصل سوم

در پایان فصل سوم، اگان از یک شاه جوان و بی‌تجربه به شخصیتی زخمی، خشمگین و بسیار مصمم تبدیل شده است.

او تاج‌وتخت را همچنان متعلق به خود می‌داند و بازگشت سان‌فایر به او امکان می‌دهد دوباره به عنوان یک مدعی واقعی وارد میدان شود. در سوی دیگر، رینیرا نیز پس از شنیدن خبر زنده بودن او، مسیر بسیار خشن‌تری در جنگ پیش می‌گیرد.

دیدار دوبارهٔ اگان و ایموند نیز اتحاد موقتی دو برادر را شکل می‌دهد؛ اتحادی که می‌تواند برای رینیرا بسیار خطرناک باشد. اگان در پایان فصل سوم تصمیم گرفته است به جای فرار، برای بازپس‌گیری قدرت خود مبارزه کند.

شخصیت

اگان دوم یکی از پیچیده‌ترین شخصیت‌های خاندان اژدها است، زیرا نه می‌توان او را صرفاً یک پادشاه شرور دانست و نه قربانی بی‌گناه جنگ.

در ابتدای داستان، اگان جوانی بی‌هدف و خودخواه است که برای مسئولیت پادشاهی آمادگی چندانی ندارد. او حتی زمانی که تاج به او پیشنهاد می‌شود، ابتدا از پذیرفتن آن می‌ترسد. اما فشار خانواده و شرایط سیاسی او را وارد جنگی می‌کند که به تدریج شخصیتش را تغییر می‌دهد.

  • بی‌مسئولیت در جوانی: اگان پیش از جنگ علاقهٔ چندانی به وظایف سلطنتی ندارد.
  • نیازمند تأیید: او بارها تلاش می‌کند ثابت کند که شایستهٔ پادشاهی است.
  • خشمگین: مرگ فرزند و خیانت نزدیکانش باعث می‌شود شخصیت او بسیار خشن‌تر شود.
  • زخم‌خورده: جراحات روکس‌رست نه‌تنها بدن، بلکه نگاه او به جهان را تغییر می‌دهد.
  • جاه‌طلب: پس از از دست دادن قدرت، همچنان حاضر نیست ادعای خود بر تاج‌وتخت را کنار بگذارد.
  • وابسته به خانواده: با وجود اختلاف‌های شدید، رابطهٔ او با آلیسنت، هیلنا و ایموند نقش مهمی در تصمیم‌هایش دارد.
  • بی‌رحم‌تر در طول جنگ: تجربه‌های جنگی باعث می‌شوند اگان به تدریج از شاهزاده‌ای ضعیف به مردی سخت‌تر و خطرناک‌تر تبدیل شود.

یکی از مهم‌ترین جنبه‌های شخصیت اگان، تفاوت میان خواستن تاج و توانایی حکومت کردن است. او در ابتدا تاج را نمی‌خواهد، اما وقتی آن را به دست می‌آورد، از دست دادنش را نیز تحمل نمی‌کند.

تراژدی شخصیت اگان در این است که بخش بزرگی از جنگی که زندگی او را نابود می‌کند، پیش از آنکه خودش تصمیم بگیرد آغاز شده است. دیگران او را به عنوان مهره‌ای برای حفظ قدرت سبزها انتخاب می‌کنند، اما پس از آنکه قدرت را به دست می‌آورد، خودش نیز به یکی از نیروهای فعال در ادامهٔ جنگ تبدیل می‌شود.

در کتاب‌ها

اگان دوم در کتاب آتش و خون نیز یکی از دو مدعی اصلی تاج‌وتخت است و بخش بزرگی از روایت رقص اژدهایان حول رقابت او با رینیرا شکل می‌گیرد.

در کتاب، مانند سریال، اگان پسر بزرگ ویسریس و آلیسنت است و پس از مرگ پدرش توسط جناح سبز به عنوان پادشاه تاج‌گذاری می‌کند. با این حال، کتاب دربارهٔ شخصیت او روایت پیچیده‌تر و گاه متناقضی ارائه می‌دهد.

یکی از تفاوت‌های مهم این است که آتش و خون یک روایت تاریخی از چند منبع مختلف است و همیشه نمی‌توان با اطمینان گفت گزارش ارائه‌شده دربارهٔ اگان کاملاً حقیقت دارد. برخی روایت‌ها او را فردی بی‌کفایت و لذت‌طلب معرفی می‌کنند، در حالی که برخی دیگر بر شجاعت و مقاومت او در برابر دشمنان تأکید دارند.

در کتاب نیز اگان سوار سان‌فایر است و نبرد روکس‌رست سرنوشت او را تغییر می‌دهد. او در این نبرد به شدت مجروح می‌شود و برای مدتی از قدرت کنار می‌رود. با این حال، سان‌فایر زنده می‌ماند و بعدها دوباره در کنار اگان قرار می‌گیرد.

رابطهٔ اگان با ایموند نیز در کتاب اهمیت زیادی دارد، اما سریال در بعضی جزئیات و انگیزه‌های این رابطه تغییراتی ایجاد کرده است. نسخهٔ تلویزیونی اگان را به شکل شخصیتی بسیار شخصی‌تر و روان‌شناختی‌تر نشان می‌دهد و آسیب‌های روحی او را پس از روکس‌رست بیشتر در مرکز داستان قرار می‌دهد.

یکی دیگر از تفاوت‌های مهم این است که سریال در برخی مراحل، اگان را بیشتر به عنوان قربانی شرایط و بازی قدرت اطرافیانش نشان می‌دهد. در کتاب، اگان جاه‌طلبی و رفتارهای شخصی بسیار بحث‌برانگیزتری دارد و تصویر او کمتر به سمت یک شخصیت تراژیکِ صرف متمایل است.

همچنین سریال برای رابطهٔ اگان با آلیسنت، هیلنا و ایموند جزئیات بیشتری می‌سازد. در کتاب، بخش زیادی از روابط خانوادگی از طریق گزارش‌های تاریخی منتقل می‌شود و شخصیت‌ها به اندازهٔ نسخهٔ تلویزیونی فرصت گفت‌وگوی مستقیم و نشان دادن احساسات خود را ندارند.

در مجموع، اگان کتاب و سریال هر دو پادشاهی هستند که در مرکز یکی از خونین‌ترین جنگ‌های تاریخ وستروس قرار می‌گیرند، اما سریال تلاش می‌کند نشان دهد چگونه مردی جوان، بی‌تجربه و تا حدی بی‌هدف در اثر جنگ، خیانت و جراحات به شخصیتی خشن‌تر و مصمم‌تر تبدیل می‌شود. در کتاب، ابهام تاریخی باعث می‌شود قضاوت دربارهٔ اگان دشوارتر باشد و خواننده همواره مجبور باشد میان روایت‌های متناقض دربارهٔ شخصیت و اعمال او تصمیم بگیرد.

صفحات دیگر