اوتو هایتاور
Otto Hightower

تولد
مرگ
خاندان
عنوانها
القاب دیگر
تمدن
مذهب
بستگان
نمایش در
اوتو هایتاور (Otto Hightower) یکی از قدرتمندترین سیاستمداران دوران رقص اژدهایان و پدر آلیسنت هایتاور است. او از خاندان ثروتمند و بانفوذ هایتاور میآید و در بخش بزرگی از دوران پادشاهی ویسریس یکم تارگرین به عنوان دست پادشاه خدمت میکند.
اوتو برخلاف جنگجویانی مانند دیمون تارگرین و کریستون کول، قدرت خود را بیشتر از طریق سیاست، اطلاعات، مذاکره و نفوذ به دست میآورد. او یکی از اصلیترین معماران جناح سبز و از مهمترین افرادی است که زمینهٔ به قدرت رسیدن اگان دوم تارگرین را فراهم میکند.
در سریال، نقش اوتو هایتاور را ریس ایفانس بازی میکند.
بیوگرافی
پیشینه و جایگاه دربار
اوتو از خاندان هایتاور، یکی از قدیمیترین و ثروتمندترین خاندانهای وستروس، است. مقر این خاندان در اولدتاون قرار دارد؛ شهری که سیتادل و مرکز مذهبی ایمان هفت در آن واقع شده است.
اوتو با تکیه بر جایگاه خاندان خود و مهارت سیاسیاش وارد دربار تارگرین میشود و به تدریج به یکی از نزدیکترین مشاوران پادشاه ویسریس یکم تبدیل میشود.
دست پادشاه ویسریس
اوتو در آغاز داستان دست پادشاه است. او در شورای کوچک نفوذ زیادی دارد و تلاش میکند تصمیمهای پادشاه را در جهت حفظ ثبات و قدرت خاندانهای بزرگ هدایت کند.
یکی از مهمترین نگرانیهای او دیمون تارگرین است. او دیمون را فردی جاهطلب، بیثبات و خطرناک میداند و معتقد است که نباید اجازه داد دیمون به تاجوتخت نزدیک شود.
دیمون نیز از اوتو متنفر است و او را مردی میبیند که بیش از آنکه به منافع پادشاه اهمیت دهد، در پی افزایش نفوذ خاندان هایتاور است.
مرگ ایما و بحران جانشینی
پس از مرگ ملکه ایما آرین و پسر نوزادش، مسئلهٔ جانشینی بار دیگر به مهمترین موضوع دربار تبدیل میشود.
اوتو نگران است که دیمون دوباره وارث تاجوتخت شود. او نزد ویسریس از دیمون انتقاد میکند و تلاش دارد پادشاه را نسبت به برادرش بدبین کند.
در همین دوره، اوتو دخترش آلیسنت را نزد ویسریس میفرستد تا با پادشاه صحبت کند و او را در دوران سوگواری همراهی کند. این اقدام بعدها مشخص میکند که اوتو از رابطهٔ دخترش با پادشاه به عنوان یک فرصت سیاسی نیز استفاده کرده است.
برکناری از مقام دست
وقتی ویسریس متوجه میشود که اوتو در تلاش است از آلیسنت برای نزدیک شدن به پادشاه استفاده کند، او را از مقام دست پادشاه برکنار میکند.
اوتو برای مدتی از مرکز قدرت کنار میرود، اما نفوذ خاندان هایتاور همچنان باقی میماند.
آلیسنت بعدها با ویسریس ازدواج میکند و ملکه میشود. از این لحظه، اوتو نهتنها پدر یک عضو دربار، بلکه پدر ملکهٔ هفت پادشاهی است.
ازدواج آلیسنت و ویسریس
ازدواج آلیسنت با ویسریس قدرت خاندان هایتاور را به شکل چشمگیری افزایش میدهد.
اوتو از فرزندان آلیسنت و ویسریس حمایت میکند و بهویژه معتقد است که پسر ارشد آنها، اگان، باید روزی پادشاه شود.
این دیدگاه مستقیماً با تصمیم ویسریس در تضاد است؛ زیرا پادشاه بارها تأکید کرده که رینیرا تارگرین وارث قانونی اوست.
بازگشت به مقام دست
ویسریس پس از مدتی دوباره اوتو را به عنوان دست پادشاه منصوب میکند.
اوتو اکنون یکی از قدرتمندترین مردان وستروس است. او در شورای کوچک تلاش میکند جایگاه رینیرا را تضعیف و موقعیت فرزندان آلیسنت را تقویت کند.
با وجود این، ویسریس تا پایان عمر خود حاضر نمیشود رینیرا را از مقام وارث کنار بگذارد.
رابطه با رینیرا
اوتو از همان ابتدا نسبت به رینیرا دیدگاه مثبتی ندارد. او معتقد است که جانشینی یک زن میتواند پادشاهی را وارد بحران کند و از سوی دیگر میترسد که فرزندان رینیرا و همسرش دیمون تارگرین تهدیدی برای خاندان هایتاور باشند.
رابطهٔ او با رینیرا به مرور به یک دشمنی سیاسی عمیق تبدیل میشود. با این حال، او در مقاطعی تلاش میکند از وقوع جنگ جلوگیری کند و ترجیح میدهد رینیرا را از طریق مذاکره از ادعای خود منصرف کند.
مرگ ویسریس
پس از سالها بیماری، ویسریس یکم درگذشت.
اوتو و اعضای شورای کوچک سبزها تصمیم میگیرند خبر مرگ پادشاه را از رینیرا پنهان کنند و پیش از آنکه او بتواند واکنش نشان دهد، اگان را بر تخت آهنین بنشانند.
اوتو یکی از اصلیترین طراحان این تصمیم است. او معتقد است که تاجگذاری اگان تنها راه حفظ قدرت خاندان هایتاور و جلوگیری از به قدرت رسیدن رینیراست.
تاجگذاری اگان
اوتو تلاش میکند اگان را متقاعد کند که تاجوتخت را بپذیرد. اگان در ابتدا از پذیرش تاج پادشاهی گریزان است و حتی برای مدتی ناپدید میشود.
سرانجام اگان در دراگونپیت به عنوان پادشاه معرفی و تاجگذاری میشود.
اوتو از این لحظه یکی از قدرتمندترین افراد حکومت جدید است و تلاش میکند جنگ را پیش از آغاز گستردهٔ آن با استفاده از مذاکره پایان دهد.
مذاکره با رینیرا
اوتو به دراگوناستون میرود تا با رینیرا مذاکره کند. او به رینیرا پیشنهاد میدهد که از ادعای خود دست بکشد و در ازای آن امنیت خودش و فرزندانش تضمین شود.
رینیرا پیشنهاد را رد میکند.
این دیدار نشان میدهد که اوتو، برخلاف کریستون کول، در ابتدا تمایل چندانی به جنگ تمامعیار ندارد. او امیدوار است بتواند با سیاست و مذاکره پیروز شود.
اختلاف با اگان
پس از آغاز جنگ، اختلاف میان اوتو و اگان شدت میگیرد.
اوتو تلاش میکند اگان را از تصمیمهای عجولانه دور کند و جنگ را با استفاده از محاصره، فشار سیاسی و اتحاد با خاندانهای مختلف پیش ببرد.
اما اگان و کریستون کول رویکردی نظامیتر دارند و معتقدند که باید رینیرا را با زور شکست داد.
در نهایت اگان اوتو را از مقام دست پادشاه برکنار میکند و کریستون کول جایگاه سیاسی او را در حکومت سبزها به دست میآورد.
زندگی پس از برکناری
پس از برکناری، اوتو از مرکز قدرت فاصله میگیرد، اما همچنان برای خاندان هایتاور و جناح سبز اهمیت دارد.
او در این دوره به سمت اولدتاون حرکت میکند و تلاش دارد حمایت خاندانهای منطقه را برای آرمان سبزها حفظ کند.
در فصل دوم، اوتو پس از اختلاف با اگان و از دست دادن مقام دست، عملاً از ساختار اصلی قدرت کنار گذاشته میشود.
بازداشت اوتو
پس از برکناری اوتو، سرنوشت او برای مدتی نامعلوم باقی میماند.
در پایان فصل دوم مشخص میشود که اوتو در زندانی نامعلوم گرفتار شده است. او در حالی دیده میشود که در سلول نگهداری میشود و مشخص نیست چه کسی او را اسیر کرده است.
در فصل سوم مشخص میشود که لاریس استرانگ دستور داده اوتو را در سیاهچالهای رد کیپ زندانی کنند. لاریس او را به عنوان نوعی «هدیه» برای زمانی که رینیرا و دیمون کینگز لندینگ را بازپس بگیرند، زنده نگه داشته بود.
بازپسگیری کینگز لندینگ
در فصل سوم، پس از مرگ جیسریس ولاریون و تحولات جنگ، نیروهای رینیرا موفق میشوند کینگز لندینگ را تصرف کنند.
اگان از شهر فرار کرده و دیگر در دسترس نیست. در همین زمان، دیمون اوتو را در سیاهچالهای رد کیپ پیدا میکند.
دیمون اوتو را نزد رینیرا میآورد. برای رینیرا، دیدن مردی که سالها یکی از اصلیترین دشمنان سیاسی او بوده، لحظهای بسیار سنگین است.
اعدام اوتو هایتاور
دیمون پیشنهاد میکند اوتو به دلیل نقشش در به قدرت رسیدن اگان اعدام شود.
اوتو در برابر رینیرا همچنان خونسردی خود را حفظ میکند. او میداند که شکست جناح سبز به پایان نفوذ سیاسی خودش منجر شده است.
رینیرا که از نظر عاطفی تحت تأثیر سالها دشمنی با اوتو و همچنین مرگ پسرش جیسریس قرار دارد، سرانجام تصمیم به اعدام او میگیرد.
اوتو از دیمون میخواهد که اعدامش کند، زیرا معتقد است دیمون دستکم میتواند کار را سریع انجام دهد. اما رینیرا خودش شمشیر را برمیدارد.
رینیرا در حالی که گریه میکند، ضربهٔ اول را وارد میکند، اما ضربه به شکل کامل مرگبار نیست. سپس با ضربهٔ بعدی اوتو را میکشد.
با مرگ اوتو، یکی از مهمترین معماران سیاسی جنگ داخلی از میان میرود. رینیرا بلافاصله پس از آن بر تخت آهنین مینشیند و کینگز لندینگ برای نخستین بار تحت کنترل او قرار میگیرد.
شخصیت
اوتو هایتاور نمونهٔ یک سیاستمدار حسابگر و محافظهکار است که قدرت را بیشتر از طریق نفوذ و شبکههای سیاسی به دست میآورد تا نیروی نظامی.
- سیاستمدار ماهر: او توانایی زیادی در مذاکره، ایجاد اتحاد و استفاده از اطلاعات دارد.
- جاهطلب: حفظ و افزایش قدرت خاندان هایتاور یکی از اهداف اصلی اوست.
- محافظهکار: او به سنتها و ساختارهای سیاسی وستروس اهمیت زیادی میدهد.
- حسابگر: او معمولاً پیش از تصمیمگیری پیامدهای سیاسی اقدامات خود را بررسی میکند.
- پدر آلیسنت: رابطهٔ او با دخترش ترکیبی از محبت پدرانه و استفادهٔ سیاسی از موقعیت اوست.
- دشمن دیمون: او دیمون را تهدیدی جدی برای ثبات پادشاهی میداند.
- مذاکرهگر: او در آغاز جنگ تلاش میکند از طریق مذاکره رینیرا را از ادعای خود منصرف کند.
- واقعگرا: برخلاف برخی فرماندهان سبز، خطر جنگ داخلی و قدرت ویرانگر اژدهایان را به خوبی درک میکند.
مهمترین تناقض شخصیت اوتو این است که از یک طرف واقعاً از جنگ داخلی میترسد، اما از طرف دیگر تصمیمهای خودش در مورد جانشینی اگان یکی از عوامل اصلی آغاز همان جنگ است.
او خود را مردی میداند که برای حفظ پادشاهی و خاندانش تصمیمهای دشوار میگیرد، اما مرز میان وظیفهٔ سیاسی و جاهطلبی خانوادگی در رفتار او بسیار باریک است.
در نهایت، اوتو برخلاف کریستون یا اگان، شخصیتی نیست که به دنبال شکوه در میدان نبرد باشد. قدرت او در بازی سیاسی است؛ اما همین بازی سیاسی سرانجام به جنگی منجر میشود که کنترل آن از دست خودش و حتی از دست خاندان هایتاور خارج میشود.
در کتابها
اوتو هایتاور در کتاب آتش و خون نیز یکی از مهمترین سیاستمداران دوران ویسریس یکم و از چهرههای اصلی جناح سبز است. او پدر آلیسنت است و در دورههای مختلف به مقام دست پادشاه میرسد.
در کتاب نیز او با دیمون تارگرین رابطهای خصمانه دارد و از تبدیل شدن دیمون به وارث تاجوتخت هراس دارد. همچنین ازدواج آلیسنت با ویسریس باعث افزایش چشمگیر نفوذ خاندان هایتاور میشود.
یکی از تفاوتهای مهم کتاب و سریال، نحوهٔ نمایش انگیزههای اوتو است. آتش و خون او را بیشتر از دید تاریخنگاران به عنوان یک سیاستمدار جاهطلب و یکی از معماران قدرت سبزها معرفی میکند، در حالی که سریال رابطهٔ او با آلیسنت و انگیزههای خانوادگی او را بسیار پررنگتر کرده است.
در کتاب نیز اوتو در شکلگیری تصمیم برای تاجگذاری اگان نقش اساسی دارد و پس از آغاز جنگ تلاش میکند با سیاست و مذاکره از نابودی جناح سبز جلوگیری کند.
سرنوشت اوتو در کتاب نیز در نهایت به اعدام ختم میشود، اما نحوهٔ مرگ او با سریال تفاوت دارد. در آتش و خون پس از تصرف کینگز لندینگ توسط رینیرا، اوتو به دستور او اعدام و سرش از تن جدا میشود؛ اما مشخص نیست چه کسی شخصاً این حکم را اجرا میکند. سریال این صحنه را بسیار شخصیتر کرده و رینیرا خودش اوتو را اعدام میکند.
تفاوت دیگر این است که سریال برای مدت کوتاهی اوتو را در سیاهچالهای رد کیپ زندانی میکند و سپس او را در اختیار رینیرا قرار میدهد. چنین دورهٔ اسارتی در روایت کتاب به این شکل وجود ندارد.
همچنین سریال رابطهٔ اوتو و آلیسنت را بسیار عاطفیتر و پیچیدهتر نشان میدهد. در نسخهٔ تلویزیونی، استفادهٔ سیاسی او از دخترش و تأثیر این رفتار بر رابطهٔ پدر و دختر بخش مهمی از شخصیت اوست.
در مجموع، اوتوِ کتاب بیشتر یک سیاستمدار و معمار قدرت است، در حالی که سریال او را علاوه بر این، به عنوان پدری جاهطلب و یکی از شخصیتهایی نشان میدهد که تصمیمهای شخصی و خانوادگیاش مستقیماً در شکلگیری جنگ نقش دارند.