بر پایه سیستم حالت روشن حالت تاریک

رادون‌هاگه‌دون

اشتراک‌گذاری

رادون‌هاگه‌دون

Ratonhnhaké:ton

رادون‌هاگه‌دون - Assassin’s Creed

تولد

۴ آوریل ۱۷۵۶
کاناتاسدون، موهاوک ولی، آمریکای بریتانیا

نژاد

انسان

وابسته به

کانینکهاکا
اساسین‌ها
- انجمن برادری مستعمراتی
ارتش قاره
بوستون برالز

صداگذار

جیمی مایلز (۴ سالگی)
نوآ واتس

رادون‌هاگه‌دون (Ratonhnhaké:ton) که همچنین با نام کانر (Connor) شناخته می‌شود، یک استاد اساسین از انجمن برادری مستعمراتی و متولد قبیله کانینکهاکا بود که در دوران جنگ انقلاب آمریکا زندگی می‌کرد. او از اجداد پدری دزموند مایلز است.

پدر او یک تمپلار انگلیسی به نام هیثم کنوی و مادرش زنی از قبیله کانینکهاکا بود. رادون‌هاگه‌دون در روستای کاناتاسدون متولد و بزرگ شد. در سال ۱۷۶۰ وقتی که یک پسربچه بود، توسط چالز لی و سایر تمپلارهای مستعمراتی مورد حمله قرار گرفت، کسانی که در این روستا به دنبال معبد تمدن نخست بودند. مدت کوتاهی پس از آن روستای او توسط نیروهای جرج واشنگتن سوزانده شد و در همین مقطع مادر رادون‌هاگه‌دون جان خود را از دست داد. او به اشتباه فکر کرد که تمپلارها مسئول این حمله بوده‌اند.

رادون‌هاگه‌دون که شاهد این تاثیرات روی مردمش بود سرانجام تحت مشاوره اویانر به انجمن برادری اساسین پیوست تا از روستای خود محافظت کند و از بازگشت تمپلارها جلوگیری کند. او وقتی پی برد که تمپلارها سال‌ها پیش اساسین‌های مستعمراتی را پاکسازی کرده‌اند، مربی خود یعنی آکیلیز داونپورت را متقاعد کرد تا او را آموزش دهد و از همان زمان نام مستعار «کانر» را دریافت کرد.

او در زمان شکار تمپلارها به جنبش میهن‌پرستی کمک کرد و از جرج واشنگتن محافظت کرد، و از این رو ناخواسته تبدیل به فردی برجسته در انقلاب آمریکا شد. با این حال او علی‌رغم هشدارهای آکیلیز در مورد تضاد میان فلسفه اساسین و تمپلار، خواستار اتحاد با پدرش بود.

رادون‌هاگه‌دون پس از آن که پی برد که واشنگتن مسئول سوزانده شدن روستایش بوده است از انقلابیون دلسرد شد، با این حال همچنان از آن‌ها برای حذف تمپلارها بهره می‌برد. او با بی میلی درخواست واشنگتن برای کمک در تحقیق در مورد بندیکت آرنولد و سپس در دفع کردن یک سیب عدن را قبول کرد. در حادثه مرتبط به سیب عدن او به واسطه این سیب در یک واقعیت دیگر به دام افتاد که در آن شاهد حکمرانی استبدادی واشنگتن بود. رادون‌هاگه‌دون سرانجام از این واقعیت فرار کرد و سیب را دفع کرد.

به دنبال مرگ آکیلیز، او در ایالات متحده آمریکا اقدام به بازسازی و هدایت اساسین‌های مستعمراتی کرد. او همچنین شبکه اساسین را گسترش داد و به تعدادی دیگر از انجمن‌های برادری منطقه که قبلا جدا شده بودند دوباره متصل شد.

صفحات دیگر