ویکی توکیو ریونجرز

مانجیرو سانو

اشتراک‌گذاری

مانجیرو سانو

Manjiro Sano

مانجیرو سانو - توکیو ریونجرز

نام ژاپنی

佐野 万次郎

روماجی

سانو مانجیرو

جایگاه

رئیس و بنیان‌گذار باند توکیو مانجی

پیشه

دانش‌آموز (قبلا)
عضو باند (قبلا)
رئیس خلافکار (خط زمانی جایگزین)

جنسیت

مذکر

تولد

۲۰ آگوست ۱۹۹۰

سن

۱۵ (گذشته)
۲۷

بستگان

شینیچیرو سانو (برادر بزرگتر)
ایزانا کوروکاوا (برادرخوانده)
اما سانو (خواهر ناتنی)

اولین نمایش

چپتر ۳ (مانگا)
قسمت ۳ (انیمه)

صداپیشه

یو هایاشی

مانجیرو سانو (Manjiro Sano) یا مایکی یکی از اعضای بنیان‌گذار و رهبر سابق باند توکیو مانجی است. در یک خط زمانی گذشته او رهبر باند کانتو مانجی بود.

شخصیت

مایکی اغلب نوجوانی بی‌دغدغه است که تمایل دارد با دوستان صمیمی خود باشد، با آن‌ها شوخی کند و بازی کند. او به شدت از آن‌ها مراقبت می‌کند و مصمم است از ارزش‌های آن‌ها محافظت کند. او به ندرت نشانه‌ای از ضعف نشان می‌دهد، زیرا معتقد است که خود پایه و پشتوانه باند تومان است و اگر خودش به عنوان ستون ضعف داشته باشد، تومان نیز تضعیف خواهد شد.

در حالی که اعضای باند او به مایکی احترام می‌گذارند، اما آن‌ها نیز تا حدودی نسبت به او و قدرتش ترس دارند. مایکی همچنین نگران اعضای باند در سطح فردی است، به طوری که تمام باند را برای انتقام‌گیری به نفع یکی از اعضا جمع کرد. با وجود رهبری باند، اما مایکی رفتارهای کودکانه‌ای نیز دارد و مثلا تمایل دارد که هر موقع که دوست دارد بخوابد.

رویدادهایی که در طول داستان اتفاق افتاد مایکی را مجبور کرد تا به سرعت بالغ شود. او همچنان یک رهبر فوق العاده کاریزماتیک باقی ماند، اما حسرت و اندوهی بزرگ همراه او بود. در واقع، او یک تاریکی بزرگ در خود دارد که معمولا آن را با پوزخندی پنهان می‌کند. بدون وجود افراد مناسب برای هدایت مایکی، او ممکن است فاسد شود و به یکی از فجیع‌ترین جنایتکاران تبدیل شود. این ماموریتی بزرگ برای تاکمیچی بود که مطمئن شود مایکی دیگر هرگز از مسیر درست منحرف نمی‌شود.

تاریخچه

مایکی از کودکی تحت مراقبت و راهنمایی پدربزرگش بود که استاد هنرهای رزمی او نیز بود. در نتیجه، او تحت آموزش‌های سخت رزمی قرار گرفت و به یک نابغه تبدیل شد. او با پدربزرگ و برادرش در دوجوی متعلق به پدربزرگش زندگی می‌کرد.

در حوالی دوران مدرسه ابتدایی، اما سانو آمد تا با خانواده سانو زندگی کند. در آن زمان بود که او لقب «مایکی» را گرفت تا خواهرش احساس بهتری نسبت به نام خارجی خود داشته باشد. در نهایت یک پیوند خواهر و برادری جدایی ناپذیر بین آن‌ها شکل گرفت.

در کلاس پنجم، مایکی اولین بار زمانی با دراکن ملاقات کرد که دراکن به او گفت که بچه‌های بزرگتر به او دستور داده‌اند که مایکی را نزد آن‌ها ببرد تا کتکش بزنند. مایکی از همان زمان به دراکن علاقه‌مند شد و موافقت کرد که با بچه‌های بزرگتر ملاقات کند. پس از ملاقات با آن‌ها، مایکی بلافاصله یک ضربه به صورت رهبر گروه زد و چندین دندان او را شکست. سپس مایکی بی‌تعارف از دراکن دعوت کرد تا با هم معاشرت کنند، که دومی با خوشحالی پذیرفت.

در سال اول راهنمایی، مایکی به همراه چند تن از دوستان او تصمیم گرفتند تا باندی را تشکیل دهند و نام آن را باند توکیو مانجی گذاشتند.