کاب ونت

کاب ونت

Cobb Vanth

کاب ونت - جنگ ستارگان

خاستگاه

نژاد

انسان

جنست

مذکر

کاب ونت (Cobb Vanth) که همچنین با نام «مارشال» شناخته می‌شود، یک انسان مذکر بود که در زمان جنگ داخلی کهکشانی و عصر جمهوری جدید زندگی می‌کرد. او زمانی یک برده بود که بعدا تبدیل به کلانتر شهرک موس پلگو در سیاره تاتویین شد. او مهاجمان رد کی (Red Key Riders) که یک سندیکای جنایی مستقر روی این سیاره بود را خوار می‌شمرد. به دنبال نبرد اندور و تصاحب این شهر توسط ماینینگ کالکتیو، ونت به صحرا فرار کرد. او پس از رویارویی با چند جاوا، در قبال مقداری کریستال سیلیکاکس آکسالیت، یک ست زرهی مندلورین را از آن‌ها دریافت کرد.

مدتی بعد یکی از کارکنان رد کی به نام ادوین چارو به یک سندکرالر نزدیک شد. ونت پس از گفتگویی با چارو، به او کمک کرد تا تجهیزات با ارزش این وسیله را پیدا کند. وقتی چارو زره را پیدا کرد و سعی داشت تا آن را برای خود بردارد، ونت او را مجروح کرد. ونت او را زنده گذاشت تا پیامی را به رئیسش یعنی لورگن موولن برساند. ونت به شهر بازگشت و تک نفره کالکتیو را به بیرون از شهر راند و نقش شهردار و محافظ موس پلگو را اتخاذ کرد.

ونت به عنوان کلانتر و شهردار مومس پلگو که سرانجام نامش به فریتاون تغییر یافته بود، ساکنین آن را علیه مهاجمان رد کی رهبری کرد. او یک مربی جانور به نام ملاکیلی را از دست مهاجمان نجات داد و او را برای آموزش دادن چند رانتوس و یک هات نوزاد در شهر فریتاون استخدام کرد.

مدتی بعد، رد کی حمله‌ای را به شهر انجام داد و با غلبه بر ساکنین آن، فریتاون را تسخیر کرد. موولن با ونت رو در رو شد و هر دوی آن‌ها در مورد انگیزه‌های یکدیگر در سیاره تاتویین سوال کردند. در این مقطع نوزادی هات که توسط ملکیلی آموزش می‌دید اقدام به فرستادن یک سیگنال به مهاجمان تاسکن کرد تا برای مقابله با مهاجمان رد کی وارد عمل شوند. ونت سپس پیامی را روی موولن حکاکی کرد تا به مافوقانش برسد.

در سال ۹ ب.ن.ی، این شهر باری دیگر با نام موس پلگو شناخته می‌شد، و ونت همچنان شهر را رهبری می‌کرد و از آن در مقابل حملات مختلف از جمله چند حمله از مهاجمان تاسکن محافظت می‌کرد. در مقطعی یک جایزه‌بگیر مندلورین به نام دین جارین برای یافتن یک مندلورین دیگر به این شهر آمد. پس از یک دیدار نه چندان دوستانه بین ونت و جارین، ونت قبول کرد تا در قبال کمکرسانی جارین در کشتن یک اژدهای کریت که در آن نزدیکی زندگی می‌کرد، زره خود را به جارین بدهد. این دو با گروهی از مهاجمان تاسکن متحد شدند تا این جانور را شکست دهد. پس از انجام این ماموریت، ونت به قول خود عمل کرد و زره خود را به جارین داد و آن‌ها راه خود را از هم جدا کردند.