ایدا وانگ

ایدا وانگ

Ada Wong

ایدا وانگ - Resident Evil

تاریخ تولد

تقریبا ۱۹۷۴

نژاد/ملیت

چینی-آمریکایی

پیشه

جاسوس شرکت رقیب آمبرلا (تا ۱۹۹۸)
عامل سازمان سوم (تا ۲۰۰۴)
عاملی برای یک شرکت ناشناخته (تا ۲۰۰۴)

نوع خون

AB

اولین نمایش

Resident Evil 2 (سال ۱۹۹۸)

ایدا وانگ (Ada Wong) نام مستعار یک زن آسیایی-آمریکایی (از تبار چین) با لباسی معمولا قرمز رنگ است. او به طور مخفیانه در پس‌زمینه بسیاری از حوادث بیوزیستی حضور داشته است و به جمع‌آوری اطلاعاتی پرداخته که برای چندین سازمان سودمند بود است. با این حال، ایدا تنها «هدف حقیقی» خود را دنبال می کند و برای رسیدن به این هدف چند بار به سازمان‌ها و مشتریانی که به آن‌ها وابسته بوده خیانت کرده است.

بیوگرافی

اوایل زندگی/حرفه

گذشته و زندگی شخصی ایدا یک معما است. قومیت و ملیت او تاکنون تائید نشده است، و مکان و زمان تولد او نیز نامعلوم است. حتی در مورد نام واقعی او در زمان تولدش نیز اطلاع دقیقی در دست نیست. ایدا تا سال ۱۹۹۸ یک جاسوس بود که برای یک شرکت بی‌نام و رقیب آمبرلا کار می‌کرد، شرکتی که قصد دستیابی به انواع نمونه‌ها و سلاح‌های بیولوژیکی داشت.

او همچنین یک آدمکش آموزش‌دیده است که در استفاده از چندین نوع اسلحه و فنون مبارزه مهارت دارد. ظاهرا ایدا برای اهداف شخصی خود به این سازمان مذکور پیوسته بود، اگرچه این اهداف هیچ وقت توسط او بازگو نشده است.

او برای نفوذ به آزمایشگاه آرکلی فرستاده شد، آزمایشگاهی مخفی که در زیر یک عمارت در کوهستان آرکلی واقع شده بود. او برای همین هدف با پژوهشگر ارشد جدید یعنی جان کلمنس یک رابطه‌ی عاشقانه برقرار کرد تا به این سبب برای کمپانی خود جاسوسی کند. جان نسبت به این رابطه بسیار جدی بود و حتی نام ایدا را به عنوان رمز عبور کامپیوتر خود قرار داده بود.

جان به دلیل شیوع ویروس-تی که توسط جیمز مارکوس صورت گرفته بود کشته شد. او پیش از مرگش آخرین نامه‌ی خود را برای ایدا نوشت و در آن او را راهنمایی کرد تا به مدارک آزمایش‌های آمبرلا دست پیدا کند و آن را در معرض عموم قرار دهد. با این حال او هرگز این نامه را نخواند چرا که در آن زمان در راکون سیتی حضور نداشت.

ایدا در مقطعی برای درک سی. سیمونز کار می‌کرد، فردی که توسط او فریب خورده بود. بعد از تصمیم درک برای تخریب راکون سیتی به واسطه‌ی شیوع ویروس-تی، ایدا او و کارش را ترک کرد. سیمونز که حس قوی نسبت به ایدا پیدا کرده بود، سرانجام با استفاده از کارلا رادمز طی آزمایشی، یک کلون از ایدا برای خود ساخت.

راکون سیتی (۱۹۹۸)

چند ماه بعد ماموریت دیگری به ایدا داده شد. ماموریت او ورود به راکون سیتی و ربودن نمونه‌ی گلگتا بود. او احتمالا در طول این ماموریت با بن برتولوچی، یک خبرنگار آزاد همکاری می‌کند، کسی که به دنبال حادثه‌ی عمارت برای تحقیق به این شهر آمده بود. بن موفق شده بود از کارکنان آمبرلا که مرتبط به این پروژه بودند جاسوسی کند و حتی برای دریافت اطلاعات بیشتر مصاحبه‌ای را با دکتر آنت برکین ترتیب داده بود. با این حال بن موفق به یافتن آزمایشگاه آن‌ها یعنی NEST نشده بود، و رئیس پلیس برایان آیرونز که از تحقیقات او مطلع شده بود اقدام به دستگیری او کرد.

زمانی که ویروس-تی شهر را در بر گرفته بود، ایدا در روز سه‌شنبه ۲۹ سپتامبر به ایستگاه پلیس راکون رسید. بن توسط تایرنت T-00 کشته شده بود، اما ایدا موفق به دستیابی به یک کپی از مصاحبه‌ی بن با دکتر برکین شد.

ایدا با جا زدن خود به عنوان یک مامور FBI در کنار افسر تازه‌کار یعنی لیان اس. کندی قرار گرفت و با همراهی او وارد بخش فاضلاب شهر شدند و در ادامه دکتر آنت برکین را یافتند اما تقابل آن‌ها با تیراندازی همراه شد و لیان برای پوشش ایدا گلوله خورد. ایدا کت خود را برای گرم نگه داشتن لیان زخمی روی او انداخت و جستجو را به تنهایی ادامه داد. اما جستجوهای انفرادی ایدا با شکست مواجه شد و او با سقوط از یک سکو پایش دچار جراحت شد.

مدتی بعد لیان به یاری ایدا وانگ آمد و بعد از درمان پای ایدا آن‌ها راهی آزمایشگاه NEST شدند. ایدا که هنوز وضعیت جسمانی مناسبی نداشت وظیفه‌ی جستجو برای یافتن گلگتا را به لیان سپرد. در زمانی که سیستم خود-تخریب آزمایشگاه فعال شده بود ایدا متوجه یافتن نمونه ویروس-جی توسط لیان شد و برای گرفتن آن به سوی لیان رفت. اما لیان که در این نقطه به ایدا وانگ به عنوان یک مامور FBI شک کرده بود از دادن نمونه به او امتناع کرد و ایدا مجبور به کشیدن اسلحه به روی او شد. در نهایت ایدا به دلیل تخریب شدن آزمایشگاه از پلی سقوط کرد اما از این سقوط مرگبار جان سالم به در برد. او در ادامه وقتی لیان را در حال مبارزه با T-00 دید، یک بسته از موشک‌های ضد-تانک را برای کمک به او پایین انداخت.

لوس ایلامینادوس (۲۰۰۴)

  • رویدادهای رزیدنت اویل ۴

در سال ۲۰۰۴، شش سال بعد از اتفاقات راکون سیتی، ایدا که سابقه موفقی در این شهر داشت توسط وسکر مجددا در سازمان استخدام شد تا ماموریت دیگری را انجام دهد. او در این ماموریت به دهکده‌ای در اسپانیا فرستاده شد تا یک نمونه از انگل لاس پلاگاس را به دست آورد. وسکر پیش از این از طریق سازمان، جک کراوزر را به این ماموریت فرستاده بود ولی پس از گذشت مدتی اطلاعی از او در دست نبود. بنابراین وسکر تصمیم گرفت تا این بار ایدا را بفرستد. زمانی که ایدا به دهکده رسید، روستاییان به دلیل ابتلا به این انگل کنترل خود را از دست داده بودند و تحت فرمان اسموند سادلر قرار گرفته بودند. آن‌ها حالتی تهاجمی نسبت به خارجی‌ها داشتند و همین موضوع کار ایدا را سخت می‌کرد. این انگل توسط محققانی که برای سادلر کار می‌کردند کشف شده بود. سادلر رئيس کلیسای فرقه لوس ایلامینادوس بود و برای یافتن پیروان جدید اقدام به ساخت این انگل کرده بود. قابلیت اصلی این انگل پس از تزریق آن به انسان این بود که پس از بالغ شدن انگل و خروج از تخم، رفته رفته کنترل بدن و مغز فرد مبتلا شده در اختیار قرار می‌گیرد، و خود انگل نیز تحت فرمان یک انگل مافوق قرار داشت. سادلر که خود را مبتلا به نوع دوم این انگل (موسوم به کنترل پلاگا) کرده بود، در حقیقت کنترل همه موجودات مبتلا به انگل نوع اول را در اختیار داشت.

ایدا در این دهکده متوجه حضور لیان شد، کسی که او هم به دلیل یک ماموریت دیگر مجبور بود به اسپانیا بیاید. ماموریت لیان یافتن دختر رئیس جمهور بود که توسط همین فرقه ربوده شده بود. ایدا در این فکر بود که باز هم می‌تواند از لیان برای ماموریت خودش بهره ببرد و از همین رو در چند مرحله لیان را از مشکلات نجات داد. او به تحقیق در مورد این انگل ادامه داد. روش تزریق انگل به صورت مستقیم بود و انگل پس از حضور در بدن میزبان، مدتی طول می‌کشید تا از تخم خارج شود. همچنین مدتی طول می‌کشید تا کنترل بدن میزبان در اختیار کنترل‌کننده قرار بگیرد. ایدا توانست با لوئیس سرا ملاقات کند، فردی که یکی از محققان سادلر بود و در جریان ساخت انگل نقشی محوری داشت. با وجود این لوئیس اطلاعات چندانی دراختیار ایدا نگذاشت. ایدا به کمک کردن به لیان ادامه داد. لیان به خوبی دشمنان و مهاجمان مشترک خود با ایدا را از سر راه بر می‌داشت و به شکلی ناخواسته به ایدا نیز کمک می‌کرد. ایدا در نهایت در قلعه رامون سالازار که در خارج از دهکده بود حضور خود را برای لیان افشا کرد. با این حال او دوباره لیان را ترک کرد. دستور مستقیم وسکر در کشتن لیان، ایدا را مجبور کرد تا طوری عمل می‌کرد که دیگر با لیان برخورد مستقیمی نداشته باشد.

ایدا در جریان ماموریت خود با کراوزر نیز ملاقات کرد. او متوجه شد که کراوزر به سازمان و وسکر پشت کرده و قصد دارد تا مسیر خود را در فرقه سادلر دنبال کند. در حقیقت این کراوزر بود که دختر رئیس جمهور را ربوده بود که این موضوع او را در مقابل لیان قرار می‌داد، تقابلی که در نهایت به ضرر خودش تمام شد و شکست خورد. این شکست پایان کار کراوزر نبود زیرا او در پی گرفتن انتقام از ایدا بود. کراوزر از این تقابل نیز سربلند بیرون نیامد و این بار توسط ایدا کشته شد. لیان نیز با ادامه مسیر و نابود کردن نهایی سادلر، به نمونه‌ی انگل دست پیدا کرد. او به این انگل نیازی نداشت و ماموریت او نجات اشلی گراهام، دختر رئیس جمهور بود. از این رو ایدا در این مقطع نمونه انگل را با تهدید اسلحه از لیان طلب کرد. لیان نیز انگل را به او داد و ایدا پس از آن با یک هلی‌کوپتر منطقه را ترک کرد.

جنگ داخلی اسلاو شرقی (۲۰۱۱)

  • رویدادهای Resident Evil: Damnation

در سال ۲۰۱۱، ایدا تحت عنوان یک فرستاده BSAA از سازمان ملل به جمهوری اسلاو شرقی رفت، جایی که جدایی‌طلبان شهر را به هرج و مرج کشانده بودند. نکته بارز در این میان، استفاده از سلاح‌های بیولوژیکی بود، ویروس‌های نظیر ویروس تی که قادر به تخریب کامل زیرساخت‌های طبیعی و انسانی بودند. ایدا به عنوان فرستاده BSAA که تحت نظارت سازمان ملل بود به کاخ ریاست جمهوری رفت تا با رئیس جمهور اسوتلانا بلیکوا ملاقات کند. او به رئیس جمهور و اطرافیانش درخصوص خطرات این نوع سلاح‌ها هشدار داد به آن‌ها اعلام کرد که عواقب استفاده از این سلاح‌ها غیر قابل کنترل است. با این حال او قصد دیگری داشت و در تلاش بود تا متوجه شود که دقیقا این حملات با کدام ویروس انجام شده است. اسوتلانا در مقطعی از هویت واقعی ایدا مطلع شد و او را به دام انداخت و سپس زندانی کرد. ایدا با مهارت‌های خاص خودش از این موقعیت نجات پیدا کرد و در زیرزمین کاخ ریاست جمهوری متوجه شد که خود رئیس جمهور همچون شورشیان از استفاده‌کنندگان این نوع ویروس‌ها است. ایدا در این ماموریت نیز با لیان ملاقات کرد. لیان نیز برای همین موضوع یعنی تحقیق در مورد ویروس‌های جدید به این کشور فرستاده شده بود. این مورد جهش‌زای جدید، نوعی تکامل‌یافته‌تر از انگل لاس پلاگاس بود که مبتلایان را همانند زنبور مطیع ملکه می‌کرد. ایدا از این ماموریت نیز زنده بیرون آمد.

هویت ربوده شده و نئو آمبرلا (۲۰۱۲-۲۰۱۳)

در ۲۷ ژوئن ۲۰۱۳، ایدا با همزاد خود یعنی کارلا رادامز که در استخدام همکار قدیمی‌اش سیمنز بود صحبت کرد. کارلا به او گفت که خودش را به زیردریایی واقع در دریای شمالی برساند تا در یکی از اتاق‌های آن به اطلاعاتی دست پیدا کند که ممکن است برایش جالب باشد. ایدا نیز همین کار را کرد و به سمت اقیانوس اطلس شمالی حرکت کرد. او در اعماق دریا زیردریایی را پیدا کرد و وارد آن شد. حوادثی که پس از این برای او پیش آمد برایش تازگی نداشت؛ مهاجمانی که به یک نوع ویروس آلوده شده بودند به او حمله کردند. ایدا مسیر خود را تا رسیدن به اتاقی با مشخصاتی که کارلا گفته بود دنبال کرد. او در این اتاق متوجه شد که سیمنز ماموریتی را چند ماه قبل به او سپرده است. ایدا که از جریان این ماموریت تا تاکنون اطلاعی نداشت، پی برد که کارلا به جای او این ماموریت را به انجام رسانده است. سیمنز نیز فکر می‌کرد که این ایدا وانگ است که مشغول انجام آن ماموریت است. به زودی زیردریایی ناپایدار شد و ایدا راهی جز فرار نداشت. کارلا مسیر خروج از زیردریایی را به نحوی ساخته بود که تنها با اثر انگشت و صدای خودش و ایدا هماهنگ بود. ایدا با همین جزئیات از زیردریایی خارج شد. او در حین خروجش متوجه شد که هدف سیمنز، پخش ویروس سی در آمریکا، چین و سایر شهرهای بزرگ جهان است. اولین هدف، شهر تال اواک بود که رئیس جمهور قرار بود در آنجا سخنرانی مهمی پیرامون راکون سیتی انجام دهد.

ایدا زمانی که به تال اواک رسید، این شهر به ویروس آلوده شده بود. او لیان و هلنا هارپر را نیز در آن محوطه مشاهده کرد که در حال پیدا کردن راهی برای فرار از این شهر بودند. مسیر ایدا و لیان بار دیگر در یک خط قرار گرفته بود. ایدا قصد ورود به زیرزمین صومعه‌ای را داشت که لیان نیز می‌خواست به همانجا برود. در زیرزمین این صومعه، آزمایشگاه‌های مخفی سیمنز قرار داشت. سیمنز با تهدید هلنا به کشتن خواهرش دبرا، او را وادار کرده بود تا در زمان حمله بیولوژیکی، پست حفاظت از رئیس جمهور را ترک کند. هلنا نیز همین کار را کرد اما با این حال، خواهرش دبرا به ویروس سی مبتلا شده بود. دبرا در یک پیله بزرگ احاطه شد و در مدت کوتاهی به شکل یک هیولای قدرتمند از داخل آن بیرون آمد. ایدا در کشتن این هیولا به لیان و هلنا کمک کرد و سپس آنجا را به مقصد چین ترک کرد.

در چین وضعیت بسیار بدتر شده بود. کارلا رادامز، همزاد ایدا تمام نقشه‌های خود را با نام ایدا وانگ انجام می‌داد. کارلا تحت تعقیب BSAA و در راس آن کریس ردفیلد بود. کریس تمام این مشکلات و از دست دادن سربازانش را زیر سر ایدا می‌دانست. ورود ایدا همزمان با ورود پرمخاطره لیان و هلنا به چین بود. این دو نیز در تعقیب سیمنز، به عنوان فرد پشت حملات و مرگ رئیس جمهور بودند. ایدا مجبور بود خود را از اعضای BSAA مخفی کند زیرا هویت او به عنوان یک تروریست بیولوژیکی از قبل شناسایی و تحت تعقیب بود. ایدا به لیان و هلنا و همچنین کریس و BSAA کمک می‌کرد تا به اهدافشان برسند؛ زیرا با نابودی کارلا و سیمنز، بی‌گناهی خودش نیز ثابت می‌شد. او علاوه بر این به شکلی مخفیانه به جیک مولر و شری نیز کمک کرد. جیک مولر، فرزند وسکر بود و طبق آزمایش‌ها تنها کسی بود که خونش برای ساخت پادزهر ویروس سی مفید ارزیابی شده بود. ایدا در نهایت کارلا رادامز را که پس از تزریق ویروس سی به هیولا تبدیل شده بود نابود کرد. او همچنین به لیان و هلنا در نابود کردن سیمنز کمک کرد. سیمنز و کارلا، هر دو توسط افرادی مرموز مورد خیانت قرار واقع شده بودند. ایدا در پایان با در اختیار گذاشتن یک هلی‌کوپتر به لیان و هلنا کمک کرد تا از شهر خارج شوند. علاوه بر این او مدارکی مهم علیه سیمنز را به جا گذاشت که این مدارک باری دیگر کمک بسزایی به لیان کرد.

منبع