بر پایه سیستم حالت روشن حالت تاریک

چرخه‌ی پدرکشی

اشتراک‌گذاری
چرخه‌ی پدرکشی
مرگ قریب‌الوقوع زئوس و محقق شدن چرخه

چرخه‌ی پدرکشی (The Cycle of Patricide) الگویی از رویدادهای تکرارشونده و شرورانه است که سرانجام منجر می‌شود تا پسر یک خدا اقدام به کشتن پدرش بکند و این موضوع ادامه پیدا می‌کند.

همچنین این رویداد با نام چرخه‌ی انتقام یا به طور خلاصه چرخه شناخته می‌شود.

اسطوره‌شناسی یونان

اگرچه این چرخه در اساطیر به رسمیت شناخته نشده است، اما چنین چرخه‌ای وجود داشته است که با فریبکارترین تایتان یعنی کرونوس آغاز شد که با فرستاده شدن توسط گایا، پدرش اورانوس را با داس اخته کرد و اورانوس با ممانعت از خروج فرزندان گایا از بدنش، او را شکنجه کرد. کرونوس سپس با خواهرش رئا ازدواج کرد و از ترس سرنگونی توسط فرزندانش، بلافاصله پس از تولد آن‌ها را خورد.

رئا از اعمال خودخواهانه و نفرت‌انگیز برادر/شوهرش نسبت به فرزندانش نفرت پیدا کرد و بنابراین عقاب بزرگی را فرستاد تا آخرین فرزندش زئوس را پنهان کند و سنگی را به عنوان جایگزین در پارچه بپیچد. کرونوس که معتقد بود این سنگ زئوس است آن را به طور کامل بلعید. زئوس پس از بزرگسالی، برادران و خواهران خود را از شکم کرونوس رها کرد و سپس با او و همنوعانش جنگید که نتیجه آن جنگ المپی بود. زئوس و خواهران و برادرانش تایتان‌ها را شکست دادند و به عنوان خدایان المپ بر زمین حکومت کردند. زئوس اما ترس داشت که فرزندانش نیز او را سرنگون کنند. یکی از این ترس‌ها فرزند او و متیس بود، پسری که ممکن بود او را سرنگون کند. او متیس را فریب داد تا به شکل مگس درآید و او را قورت داد و متیس در مغز او ساکن شد و او را از نظر ذهنی راهنمایی کرد. زمانی که کودک در شرف به دنیا آمدن بود، زئوس از سردردهای شدید رنج می‌برد. پس از چند ماه درد او غیرقابل تحمل شد و هفائستوس مجبور شد جمجمه پدرش را ببرد و آتنای رشد یافته آزاد شد.

صفحات دیگر