سیراکس
Syrax

گونه
جنسیت
رنگ
القاب دیگر
سوار
وابسته به
نمایش در
سیراکس (Syrax) یکی از اژدهایان مادهٔ خاندان تارگرین و اژدهای شخصی رینیرا تارگرین است. او از دوران کودکی رینیرا با او پیوند داشته و در طول زندگی رینیرا، یکی از مهمترین نمادهای قدرت و جایگاه او بوده است.
سیراکس اژدهایی بزرگ با رنگی زرد و طلایی است. او برخلاف اژدهایانی مانند کاراکسس و مِلیس که سابقهٔ طولانیتری در نبرد دارند، بیشتر به عنوان اژدهای سلطنتی و همراه رینیرا شناخته میشود.
بیوگرافی
پیشینه
سیراکس از اژدهایانی است که در دراگونپیت نگهداری میشد و از دوران جوانی رینیرا با او ارتباط داشت.
رینیرا از سالهای کودکی سوار سیراکس میشد و این دو رابطهای نزدیک و پایدار پیدا کردند. با گذشت زمان، سیراکس بزرگتر و قدرتمندتر شد و به اژدهای اصلی وارث تاجوتخت تبدیل شد.
نام سیراکس احتمالاً از نام یک الههٔ والریایی گرفته شده است؛ موضوعی که نشاندهندهٔ پیوند عمیق خاندان تارگرین با میراث والریاست.
رینیرا تارگرین
رینیرا تنها سوار شناختهشدهٔ سیراکس است.
پس از مرگ ملکه ایما آرین و پسر نوزادش، ویسریس رینیرا را به عنوان وارث خود اعلام کرد. از آن زمان سیراکس نیز بیش از پیش به نماد رسمی جایگاه رینیرا تبدیل شد.
رینیرا در مراسمها و سفرهای مهم خود اغلب بر سیراکس سوار میشد و مردم وستروس او را همراه با اژدهای طلاییاش میشناختند.
تاجگذاری رینیرا
پس از مرگ ویسریس یکم تارگرین و آغاز بحران جانشینی، رینیرا به دراگوناستون بازمیگردد.
او در آنجا توسط متحدانش به عنوان ملکه تاجگذاری میکند و سیراکس در این مراسم حضور دارد.
سیراکس در این مرحله بیشتر از آنکه یک سلاح جنگی باشد، نماد مشروعیت رینیرا و ادعای او برای تاجوتخت است.
آغاز رقص اژدهایان
با آغاز جنگ میان جناح سیاه و جناح سبز، رینیرا در ابتدا تمایلی نداشت سیراکس را مستقیماً وارد میدان نبرد کند.
سیراکس برخلاف کاراکسس یا مِلیس سابقهٔ گستردهای در نبرد نداشت و رینیرا نیز به عنوان ملکه نمیتوانست به آسانی جان خود را در نبردهای هوایی به خطر بیندازد.
با این حال، حضور سیراکس در کنار رینیرا برای حفظ روحیهٔ نیروهای سیاه اهمیت زیادی داشت.
سیراکس و جِیسریس
سیراکس علاوه بر ارتباط با رینیرا، در زندگی فرزندان او نیز حضور داشت.
پسران رینیرا، از جمله جیسریس ولاریون و لوکِریس ولاریون، نیز از اژدهاسواران نسل جدید بودند و در کنار سیراکس بخشی از قدرت هوایی جناح سیاه را تشکیل میدادند.
این نسل جوان اژدهاسواران نقش مهمی در آغاز جنگ داشتند و مرگ آنها تأثیر شدیدی بر رینیرا و سیراکس گذاشت.
مرگ لوک و واکنش رینیرا
پس از کشته شدن لوکِریس و آراکس به دست اِیموند تارگرین و ویگار، جنگ وارد مرحلهای بسیار خشنتر شد.
رینیرا که پیش از این تلاش میکرد از جنگ مستقیم دور بماند، بیش از گذشته به مقابله با سبزها روی آورد.
سیراکس در این دوره همچنان در دراگوناستون و اطراف آن حضور داشت و همراه اصلی رینیرا باقی ماند.
سیراکس و دراگوناستون
در دوران جنگ، سیراکس بیشتر در دراگوناستون نگهداری میشد.
رینیرا از سیراکس برای پروازهای کوتاه، حضور در مراسم و نمایش قدرت استفاده میکرد، اما برخلاف دیمون و کاراکسس، او را به عنوان یک سلاح تهاجمی اصلی به کار نمیگرفت.
بذرهای اژدها
با شدت گرفتن جنگ و افزایش نیاز رینیرا به اژدهاسواران، گروهی از افراد دارای تبار احتمالی تارگرین برای سوار شدن بر اژدهایان بیصاحب فراخوانده شدند.
در این زمان، سیراکس همچنان اژدهای شخصی رینیرا باقی ماند و ارتباط مستقیمی با بذرهای اژدها نداشت.
شورش در کینگز لندینگ
پس از ورود رینیرا به کینگز لندینگ و تصرف شهر، سیراکس نیز به همراه او وارد پایتخت میشود.
حضور اژدهایان در شهر باعث ایجاد ترس در میان مردم میشود، اما رینیرا تلاش میکند حکومت خود را تثبیت کند.
با این حال، اوضاع سیاسی و اقتصادی شهر به سرعت بحرانی میشود و خشم مردم علیه خاندان تارگرین افزایش مییابد.
شورش مردم و سرنوشت سیراکس
در جریان شورش بزرگ مردم کینگز لندینگ علیه اژدهایان، سیراکس در دراگونپیت گرفتار میشود.
مردم خشمگین به دراگونپیت هجوم میبرند و تلاش میکنند اژدهایان حاضر در آنجا را بکشند.
سیراکس که در میان جمعیت گرفتار شده، تلاش میکند از دراگونپیت خارج شود.
او در نهایت از ارتفاع سقوط میکند و کشته میشود.
وضعیت سیراکس در پایان فصل سوم
در پایان فصل سوم، سیراکس همچنان زنده است و در کنار رینیرا در دراگوناستون حضور دارد.
مرگ سیراکس مربوط به وقایع بعدی جنگ است و هنوز در سریال به تصویر کشیده نشده است؛ بنابراین سرنوشت نهایی او در داستان سریالی در این بخش اسپویل نمیشود.
در کتابها
سیراکس در آتش و خون نیز اژدهای رینیرا تارگرین است و از دوران کودکی همراه او بوده است.
در کتاب، سیراکس نسبت به برخی اژدهایان بزرگ و جنگجو مانند کاراکسس و مِلیس نقش نظامی محدودتری دارد. دلیل اصلی این موضوع، هم تجربهٔ کمتر او در جنگ و هم تصمیم رینیرا برای محافظت از اژدهای شخصی خود است.
یکی از تفاوتهای مهم میان کتاب و سریال، نحوهٔ نمایش نقش سیراکس در وقایع جنگ است. کتاب اطلاعات تاریخی بیشتری دربارهٔ حضور او در دراگوناستون و کینگز لندینگ ارائه میکند، در حالی که سریال بیشتر بر رابطهٔ او با رینیرا تمرکز دارد.
در کتاب، سیراکس نیز در جریان سقوط کینگز لندینگ و شورش مردم در دراگونپیت کشته میشود. این اتفاق یکی از تراژیکترین لحظات زندگی رینیرا است، زیرا اژدهایی که از دوران کودکی همراه او بوده، در میان شورش مردم از دست میرود.
مرگ سیراکس همچنین نمادی از فروپاشی قدرت خاندان تارگرین در پایتخت است؛ جایی که مردم دیگر از اژدهایان نمیترسند و خود علیه آنها قیام میکنند.
در مجموع، سیراکس برخلاف اژدهایانی که بیشتر به عنوان سلاح جنگی شناخته میشوند، بیش از هر چیز با رینیرا، سلطنت او و زندگی شخصیاش پیوند دارد. از کودکی رینیرا تا روزهای جنگ، سیراکس یکی از ثابتترین همراهان او باقی میماند.