دانته (Dante)

دانته

Dante

دانته (Dante) Devil May Cry

نام‌های مستعار

  • شکارچی شیطان
  • پسر اسپاردا
  • شوالیه افسانه‌ای تاریکی
  • قدرتمندترین قاتل شیطان

گونه

دورگه

بستگان

وابسته به

کسب و کار Devil May Cry

پیشه

شکارچی شیطان

دانته (Dante) شخصیت اصلی مجموعه Devil May Cry و شخصیت قابل بازی در بیشتر بازی‌های این مجموعه است. او پسر جوان‌تر یک شیطان به نام اسپاردا و یک انسان به نام اِوا است. بردار دوقلو و بزرگ‌تر او ورجیل است.

دانته یک مزدور مرتبط به پدیده‌های فرا طبیعی، همچنین یک کارآگاه خصوصی، و یک شکارچی شیطان است. یکی از ماموریت‌های اصلی او یافتن کسانی است که مادرش را کشته‌اند و برادرش را فاسد کرده‌اند.

اوایل زندگی

دانته و برادر دوقلوی او یعنی ورجیل از رابطه یک شیطان افسانه‌ای به نام اسپاردا و انسانی به نام اِوا متولد شدند. آن‌ها در یک خانه سیار در نزدیکی Red Grave City زندگی می‌کردند. در دوران کودکی این دو برادر توسط اسپاردا تمرین داده می‌شدند. دانته که هنوز خیلی کوچک بود از ماهیت پدرش به عنوان یک شیطان بی‌اطلاع بود. در مقطعی قبل از هشت سالگی، مادر دانته و ورجیل، نیمی از سنگ طلسم کامل (Perfect Amulet) را به هر یک از فرزندانش داد. با گذشت مدتی سرانجام اسپاردا به دلیل نامشخصی مرد و اوا و دو پسرش را تنها گذاشت.

زمانی که دانته هشت سال سن داشت، او و خانواده‌اش مورد هجوم شیطان‌ها قرار گرفتند. اوا کشته شد و پیش از مرگش تلاش کرد تا پسرانش زنده بمانند. این اتفاق باعث جدایی دوقلوها شد. با وجود مفقود شدن ورجیل در آن مقطع، دانته فکر می‌کرد که برادرش کشته شده است. دانته بنا بر خواسته‌ی مادرش پیش از مرگ هویت جدیدی برای خود انتخاب کرد تا از شیطان‌ها پنهان بماند. از آن پس او با نام تونی ردگریو (Tony Redgrave) شناخته شد.

او سال‌ها بعد در جزیره موریس خودش را تحت مراقبت یک زن یافت، زنی که جای مادرش را گرفته بود. او همچنین بعدها با پسری به نام ارنست دوست شد. تونی و مادرش با حمله‌ی یک شیطان و سوختن شهرشان مجبور به ترک آنجا شدند.

سال‌ها بعد از حادثه‌ی رخ داده در جزیره موریس، تونی تبدیل به یک مزدور شد. او سپس با یک اسلحه‌فروش به نام نل گلدستاین آشنا شد که تفنگ‌های شناخته شده‌ی او را برایش ساخت. در مقطعی زندگی او، یک کشتار صورت گرفت که در آن مردی به نام گرو کشته شد و همین طور دختر او به واسطه هجوم یک شیطان به بیمارستانی تلف شد. همه این اتفاقات را از چشم تونی می‌دیدند. در طی این حادثه نل نیز جان خود را از دست داد و تونی می‌دانست که چه کسی او را کشته است اما این راز را در دل خود نگه داشت.