ایچیگو کوروساکی

ایچیگو کوراساکی

Ichigo Kurosaki

ایچیگو کوروساکی - بلیچ

نژاد

انسان (کویینسی)

تولد

۱۵ جولای

سن

۱۵ (قبل از تایم‌اسکیپ)
۱۷ (بعد از تایم‌اسکیپ)
۲۷ (اختتامیه)

جنسیت

مذکر

وابسته به

کلینیک کوروساکی
گروه ایچیگو
شهر کاراکورا
انجمن روح
ویسورد (غیر رسمی، قبلا)
اکسکیوشن(قبلا)

بستگان

اوریهیمه اینوئه (همسر)
کازوی کوروساکی (پسر)
ایشین کوروساکی (پدر)
ماساکی کوروساکی (مادر)
کارین کوروساکی (خواهر)
یوزو کوروساکی (خواهر)

شیکای

زانگتسو

بانکای

تنسا زانگتسو

ایچیگو کوروساکی (Ichigo Kurosaki) یک انسان و شینیگامی جانشین است. ایچگو فرزند ایشین و ماساکی کوروساکی، و برادر بزرگتر کارین و یوزو است. او همچنین با اوریهیمه اینوئه ازدواج کرده و پسری به نام کازوی کوروساکی دارد.

تاریخچه

ایچیگو در تاریخ ۱۵ جولای، پانزده سال قبل از این که یک شینیگامی شود به عنوان اولین پسر ایشین کوروساکی و ماساکی کوروساکی متولد شد. خواهران او یعنی کارین و یوزو چند سال بعد از او متولد شدند. زمانی که ایچیگو چهار ساله بود، او به یک دوجو کاراته پیوست و در آنجا با تاتسوکی آریساوا آشنا و دوست شد. اگرچه ایچیکو در هر مسابقه‌ای که با تاتسوکی داشت ضربه می‌خورد اما تاتسوکی همیشه به او کمک می‌کرد.

ایچیگو از وقتی که یادش می‌آید قادر به دیدن پلاس‌ها بوده است. او به طور واضح قادر به دیدن آن‌ها بود اما در کودکی نمی‌توانست چیزی از مردگان برای سایرین بگوید. این موضوع باعث شد تا سایر افراد فکر کنند که او گاهی با خودش صحبت می‌کند. مردم می‌گفتند که ایچیگو می‌تواند روح‌ها را ببیند، با این حال وقتی تاتسوکی از او در این باره پرسید ایچیگو این موضوع را رد کرد.

در تاریخ ۱۷ جوئن، زمانی که ایچیگو نه سال داشت، او و مادرش در کنار یکی از رودخانه‌های شهر کاراکورا در حال رفتن به خانه بودند که باران سنگینی شروع شد. ایچیگو دختری را نزدیک رودخانه دید و فکر کرد که قصد دارد در رودخانه بپرد. ایچیگو که قادر به تشخیص افراد زنده و ارواح نبود برای متوقف کردن دختر جلو رفت، اما از این موضوع بی‌خبر بود که آن دختر طعمه‌ی یک هالو به نام گرند فیشر است. ماساکی سعی کرد جلوی ایچیگو را بگیرد اما او به حرفش گوش نداد. ایچیگو بعد از پریدن و گرفتن آن دختر، برای مدتی هوشیاری خود را از دست داد. وقتی او به هوش آمد، میساکی بالاتر از او دراز-کشیده روی زمین بود و غرق در خون بود. ایچیگو بعد از مرگ ماساکی به طور مرتب از رفتن به مدرسه امتناع کرد و به رودخانه‌ای که میساکی در آنجا مرده بود می‌رفت. در نقطه‌ای تاتسوکی او را در آنجا یافت و ایچیگو در آنجا از صبح تا شب انتظار مادرش را می‌کشید.

یک روز وقتی ایچیگو دوازده ساله بود، قبل از باز شدن کلینیک کوروساکی، او صدای زنگ را شنید و پس از باز کردن در، دختری را دید که برادرش را به دوش کشیده بود. برادر دختر طی یک حادثه تصادف مجروح و خون‌آلود شده بود. کلینیک تجهیزات لازم برای حفظ جان او را نداشت و از این رو آن پسر قبل از این که آمبولانس برسد درگذشت. مدتی بعد ایچیگو پی برد که نام آن دختر اوریهیمه اینوئه است.

بعدها ایچیگو وارد دبیرستان ماشیبا جونیور شد. در این مقطع ایچیگو سرانجام موفق به شکست دادن تاتسوکی در یک رقابت کاراته شد. ایچیگو به طور دائم به خاطر رنگ غیر متداول موهایش با زورگوها درگیری داشت. در یکی از این درگیری یاسوتورا سادو به کمک او آمد. مدت کوتاهی پس از آن ایچیگو نیز لطف سادو را جبران کرد و او را از دست دو عضو یک باند خشن نجات داد.

کمی قبل از آنکه ایچیگو به یک شینیگامی تبدیل شود، او و سادو در دبیرستان کاراکورا حضور یافتند. ایچیگو و سادو در هنگام مبارزه با باندی که توسط فردی به نام ریچی اوشیما رهبری می‌شد، با کیگو آسانو و میزویرو کوجیما آشنا شدند. در حالی که ابتدا کیگو از ایچیگو و سادو واهمه داشت اما بعدا او و میزویرو با آن‌ها دوست شدند. بعدها ایچیگو با اوریو ایشیدا آشنا شد و از او در مورد آمدنش به کاراکورا به جای رفتن به مدرسه تیزهوشان سوال کرد، چرا که او فکر می‌کرد اوریو قصد دارد راه پدرش را ادامه دهد و تبدیل به یک دکتر شود. با این حال اوریو در جواب به او گفت که تمایلی برای دکتر شدن ندارد.