حمله به تایتان

یمیر

اشتراک‌گذاری

یمیر

Ymir

یمیر - حمله به تایتان

تلفظ ژاپنی

یومیرو (ユミル)

لقب‌ها

  • کک مکی
  • بانو یمیر

گونه

جنسیت

مونث

سن

+۷۵

پیشه

سرباز (قبلا)

اولین نمایش

انیمه: فصل ۱، قسمت ۳
فیلم انیمه: Attack on Titan Part 1: Guren no Yumiya

یمیر (Ymir) فارغ‌التحصیل دانشکده افسری ۱۰۴ام و عضو سابق دسته دیدبانی است. او همچنین دارای قابلیت تبدیل شدن به تایتان آرواره بود و اطلاعاتی در مورد ذات واقعی تایتان‌ها و تاریخچه درون دیوارها داشت.

تاریخچه

چند دهه‌ی قبل، یک دختر الدیایی بدون نام و کاشانه به عنوان یک گدا در خیابان‌های مارلی زندگی می‌کرد. مردی او را پیدا کرد و با الهام از یمیر فریتز باستانی نام «یمیر» را روی او گذاشت. آن مرد او را به فرقه‌ای برد که این فرقه به ستایش یمیر پرداخت. او توسط بسیاری از الدیایی‌های این فرقه مورد ستایش قرار گرفت و یمیر نیز تصمیم گرفت در نقش جدیدش ثابت قدم بماند تا اطرافیانش خوشنود باشند. با این حال در مقطعی این فرقه توسط سازمان امنیت عمومی مارلی کشف شد و مردی که روی او نام‌گذاری کرده بود مدعی شد که این دختر او را فریب داده است. اعضای فرقه بعد از رژه رفتن در سطح مارلی و سنگسار شدن توسط شهروندان خشمگین، به مرز جزیره پارادایس برده شدند و به اجبار تبدیل به تایتان‌های خالص شدند.

یمیر در فضای خارج از دیوارها اقدام به جستجو کرد تا انسان‌هایی را برای خوردن پیدا کند. او سرانجام در حفره‌ای سقوط کرد و به تدریج در زمین فرو رفت. او به مدت شصت سال در همین وضعیت باقی ماند.

در سال ۸۴۵، یمیر حضور افرادی از جمله راینر براون، برتولت هوور، آنی لئون‌هارت و مارسل را حس کرد برای خوردن آن‌ها از محل حبس خود به بیرون جهید. یمیر سعی کرد راینر را بگیرد اما مارسل او را به کنار هل داد و یمیر به جای راینر، مارسل را گرفت و خورد. در شب همان روز یمیر در نتیجه‌ی خوردن مارسل شکل انسانی خود را بازیابی کرد. او با دیدن زیبایی آسمان شب بعد از سال‌ها دوباره لبخند زد. یمیر در نهایت راهی به داخل دیوارها پیدا کرد و در آنجا به یک دزد خیابانی تبدیل شد.

مدتی بعد، وقتی یمیر برای یافتن غذا درون آشغال‌ها را می‌گشت، صدای مکالمه‌ای بین دو نفر از فرقه دیوارها را شنید که در مورد یک بچه نامشروع از خانواده سلطنتی صحبت می‌کردند، بچه‌ای که با نام «کریستا لنز» خطاب می‌شد و به دانشکده افسری فرستاده شده بود. یمیر وقتی پی برد که جان این دختر در خطر است با او احساس همدردی کرد. او در سال ۸۴۷ برای یافتن کریستا به دانشکده افسری ۱۰۴ام پیوست.